چگونه به تجارت گزینه های دودویی

مبانی تحلیل فنی

مهم ترین تفاوت های تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی و فاندامنتال

تفاوت تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و فاندامنتال به زبان ساده

هرکسی که قصد دارد پول خود را در بازارهای سهام سرمایه گذاری کند باید با مفهوم تحلیل بازار آشنا شود. چنانچه فرد با مفاهیم تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی آشنا شود بهتر می تواند موقعیت مالی خود در بازار را ارزیابی کند. این دو تحلیل با یکدیگر تفاوت هایی دارند که در این مقاله به آنها می پردازیم. چنانچه قصد سرمایه گذاری در بازارهای سهام را دارید ابتدا باید با مفاهیم تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی آشنا شده و تفاوت های آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال یا Technical Analysis به شیوه پیش‌بینی قیمت یک دارایی مبتنی بر گذشته قیمت و حجم معاملات آن در بازار بر طبق علم نمودارخوانی می گویند. در این شیوه فرآیندهای تحلیل مبتنی بر نمودارهای مختلف در خصوص یک دارایی صورت می‌پذیرد.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis به شیوه ای برای پیدا کردن ارزش واقعی یک دارایی گفته می‌شود. در این روش از همه ی ابزارهایی که برای رسیدن به این هدف وجود دارد، استفاده می‌ گردد. بررسی وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه و نیز اقتصاد خرد در این شیوه مورد تحلیل قرار می گیرد.

بررسی تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی و فاندامنتال

این دو تحلیل، سیستم های کاملا متفاوتی هستند، اما این دو را می توان تکمیل کرد. در هر صورت، این دو تحلیل نقطه حمایتی هستند که شما در حال حاضر برای باز یا بسته شدن موقعیت ها در بازار سهام دارید. جای تعجب نیست که آنها از این به بعد امنیت بیشتری را در عملیات به شما می دهند. همانطور که ممکن است در سرمایه گذاری خود تجربه کرده باشید، یک پروفایل کاربر وجود دارد که تجزیه و تحلیل فنی را بر مبانی ترجیح می دهد و بالعکس. شما یک یا چند سیستم تجزیه و تحلیل را بر اساس اولویت های خود انتخاب می کنید. در اصل، تجزیه و تحلیل نه از دیگری بهتر و نه بدتر است. از این نظر، بسیار مهم است که شما انتظارات خود را برای انتخاب مناسب ترین و درست ترین تحلیل انتخاب کرده باشید.

image 1 - مهم ترین تفاوت های تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی و فاندامنتال

جامع‌ ترین آموزش تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال

نقد و بررسی تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال لزوما اولین و مهمترین سیستم تجزیه و تحلیل نیست، بلکه یک تحلیل فنی است. تجزیه و تحلیل فنی اساساً شامل تعیین وضعیت واقعی سهام یا سایر دارایی های مالی است.
جای تعجب نیست که مطالعه عملکرد بازار عمدتا از طریق استفاده از نمودارها برای پیش بینی رفتار آن در جلسات معاملاتی بعدی انجام می شود. در نتیجه این ویژگی مهم، شکی نیست که تحلیل تکنیکال بهترین سیستم برای اطلاع از میزان ورود و خروج در هر بازار مالی است. تجزیه و تحلیل تکنیکال در درجه اول برای معاملات کوتاه مدت استفاده می شود و برای تعدیل قیمت ضروری است. در معاملات خرید و فروش شما چاره ای ندارید جز اینکه آنها را با نمودار و تحلیل تکنیکال تجسم کنید. جایی که تنوع گسترده ای از ارقام، سطوح و مناطق نشان داده شده است تا به شما کمک کند بهتر بفهمید که در مورد سهام چه می گذرد. به ویژه در معاملاتی که مدت زمان کوتاه تری را هدف قرار می دهند.

تحلیل تکنیکال در خرید کمک می کند

بدون شک، آموزش تجزیه و تحلیل تکنیکال و فنی یک پشتیبانی برجسته برای انجام سفارشات خرید شماست. سطح قیمت جایی است که باید وارد بازارهای مالی شوید ؛ زیرا در میان دلایل دیگر به شما کمک می کند تا از قابلیت اطمینان بالایی برخوردار باشید.
شما تضمین بیشتری برای دستیابی به این اهداف دارید، به ویژه اگر آن را با سایر سیستم های تجزیه و تحلیل بسیار پیچیده تر مقایسه کنید. تا جایی که می توانید یوروهای زیادی را در هر یک از معاملات انجام شده تحت این سیستم اساسی ذخیره کنید. با این حال، شما همچنین باید بدانید که این یک برنامه کاملاً بی خطا نیست. نه چندان کم.

بررسی بهترین ارزش های لحظه ای با تحلیل تکنیکال

البته، شما چاره ای جز داشتن دانش در این تکنیک تجزیه و تحلیل نخواهید داشت. همانطور که ممکن است از ابتدا حدس بزنید، این فراتر از ملاحظات اساسی دیگر است. در هر صورت، دانش به دست آمده از تجزیه و تحلیل فنی شما را آماده تر می کند تا بتوانید خود را ارتقا دهید. تحلیل تکنیکال به شما می گوید که بهترین ارزش های لحظه ای چیست و بنابراین باید موضعی در مورد آنها داشته باشید. یا برعکس، زمان ایده آل برای بازپس گیری موقعیت ها را ترسیم می کند. این تحلیل همچنین می گوید که آیا به عنوان مثال اوراق بهادار بیش از حد خریداری شده است؟

بررسی روند سهام

اگر تجزیه و تحلیل تکنیکال و فنی مشخص شود، به قدرت پیش بینی بالا متکی خواهید شد. یعنی این تحلیل نشان می دهد که روند واقعی یک شاخص سهام، صنعت یا سهام چیست. اگر در حال افزایش یا سقوط باشد، اطلاعات مهمی را در اختیار شما قرار می دهد تا بتوانید تصمیمات خود را در بازارهای سهام بگیرید.
به یک معنا، در نظر گرفتن این رویکرد برای سرمایه گذاری منطقی است. از این نظر، اگر عملیات در کوتاه ترین زمان نگهداری انجام شود، با مزیت خاصی بازی خواهید کرد.

تحلیل تکنیکال؛ ضمانت موفقیت بیشتر

تجزیه و تحلیل تکنیکال، یک پشتیبان بسیار منطقی برای شماست تا بتوانید تصمیمات خود را با ضمانت های موفقیت بیشتر تحقق بخشید. هزاران سرمایه گذار کوچک و متوسط را در نظر بگیرید که این سیستم را برای ساختار و مدیریت سرمایه گذاری های خود انتخاب کرده اند. به یک معنا، این برنامه ای برای شماست که پول را با ترسیم یک نمودار به بازار سهام واریز کنید.

image 2 - مهم ترین تفاوت های تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی و فاندامنتال

مقایسه تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال

تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال

تجزیه و تحلیل بسیار متفاوت دیگر، تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال بوده ؛ زیرا در این مورد خاص، ساختار تجاری شرکت ذکر شده است که مورد توجه قرار می گیرد. از آنجا که تجزیه و تحلیل بنیادی اساساً قبل از هر چیز یک روش بسیار خاص برای تجزیه و تحلیل بازار سهام است ؛ تعیین ارزش واقعی امنیت یا اقدام، ارزش بنیادی نامیده می شود.
تحلیل بنیادی و فاندامنتال، بدهی، ارزش دفتری یا بسیاری دیگر از اطلاعات مربوطه وضعیت شرکت در بازارهای سهام را نشان می دهد. این روش تحلیل بسیار پیچیده تری است.
در هر صورت، باید به خاطر داشته باشید که سیستم تجزیه و تحلیل بنیادی نیاز به دانش بسیار بیشتری نسبت به سیستم فنی دارد. همه سرمایه گذاران در موقعیت کاملی برای تفسیر داده های این تجزیه و تحلیل جامع نیستند.

خطرات تحلیل بنیادی

بر خلاف تجزیه و تحلیل فنی، تحلیل بنیادی و فاندامنتال برای معاملاتی که هیچ سررسیدی ندارند مفیدتر است. مکانی که در آن می توانید سرمایه گذاری های خود را در شرایط دلخواه در هر زمان نگه دارید. از این منظر، نمی توانید با گفتن اینکه تجزیه و تحلیل بنیادی بسیار کامل تر از تحلیل تکنیکال است، اشتباه کنید. پیچیده ترین موضوع این است که می توانید آن را به درستی تفسیر کنید. یکی از بزرگترین مشکلاتی که استفاده از تحلیل بنیادی به همراه دارد این است که می توانید اشتباه کنید. بنابراین ممکن است برخی از معاملات را در بازار سهام انجام دهید که می تواند برای منافع شخصی یا حرفه ای شما بسیار مضر باشد. این یکی از بزرگترین خطرات است که می توانید با پیاده سازی این سیستم بسیار خاص داشته باشید.

آگاهی از میزان سهام شرکت

تحلیل بنیادی و فاندامنتال در نهایت یک روش است که سعی می کند ارزش واقعی یک اوراق بهادار را محاسبه کند. از طریق تجزیه و تحلیل ترازنامه و با ارزش بازار مقایسه می شود. به این ترتیب، شما در بهترین شرایط هستید تا دریابید که قیمت برخی از سهام ارزان یا گران است. زیرا به لطف تحلیل بنیادی، واسطه های مالی اطلاعاتی را ارائه می دهند که به اندازه قیمت هدف سهام مهم است و هر از گاهی به روز می شود. در هر صورت، این اطلاعاتی است که به شما کمک می کند میزان سهام شرکت را بدانید.

استفاده از هر دو روش تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

همانطور که می بینید، تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی روش های متفاوتی هستند که بسته به نمایه ای که ارائه می دهید، قابل استفاده اند. اما در مورد دانش، شما باید هر دو روش تحلیل را تفسیر کنید. به طور شگفت انگیزی، این چیزی است که احتمال دارد برای سرمایه گذاران کوچک و مبانی تحلیل فنی متوسط متفاوت باشد. زیرا عجیب نیست که برخی از کاربران یک روش را بر سایر روش ها ترجیح می دهند. سرانجام، چیزی که شما باید در نظر بگیرید این است که چگونه هر دو تحلیل باعث صرفه جویی پس انداز با ضمانت های موفقیت بیشتر شما می شوند. این یکی از اهداف اصلی سرمایه گذاری در بازار سهام، فراتر از ملاحظات دیگر در تفسیر بازارهای سهام است.

تفاوت بین تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

سرمایه گذاران برای تصمیم گیری در مورد معاملات سهام از تجزیه و تحلیل بنیادی یا تکنیک های تجزیه و تحلیل تکنیکال (یا اغلب هر دو) استفاده می کنند. تجزیه و تحلیل بنیادی سعی می کند ارزش ذاتی سهام را با استفاده از داده هایی مانند درآمد، هزینه، چشم انداز رشد و … محاسبه کند. با این حال، تفاوت بین تحلیل بنیادی و فاندامنتال و تحلیل تکنیکال را می توان به دلایل زیر به وضوح ترسیم کرد؛
تجزیه و تحلیل بنیادی یک روش بررسی امنیت برای تعیین ارزش ذاتی آن برای فرصت های سرمایه گذاری بلند مدت است. تجزیه و تحلیل تکنیکال روشی است برای ارزیابی و پیش بینی قیمت وثیقه های آینده بر اساس عملکرد قیمت و حجم معاملات. این روش تعیین می کند که سهام در آینده چه خواهد کرد.
تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال از زمان های طولانی تری برای تجزیه و تحلیل سهام در مقایسه با تجزیه و تحلیل بنیادی استفاده می کند. بنابراین، تجزیه و تحلیل بنیادی توسط سرمایه گذاران انجام می شود که می خواهند در سهامی سرمایه گذاری کنند که ارزش آنها در چند سال افزایش می یابد. برعکس، تحلیل تکنیکال زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که تجزیه و تحلیل تجاری فقط کوتاه مدت باشد.
تفاوت زمانی بین این دو تحلیل نه تنها در رویکرد آنها بلکه در هدف آنها نیز تجربه می شود. همانطور که اکثر معامله گران از تجزیه و تحلیل بنیادی برای خرید یا نگهداری سهام شرکت استفاده می کنند، معامله گران دیگر برای دستیابی به سود کوتاه مدت به تجزیه و تحلیل تکنیکال تکیه می نمایند.
هدف تجزیه و تحلیل بنیادی تعیین ارزش واقعی یک سهام است ؛ در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال برای تعیین زمان ورود یا خروج از بازار استفاده می شود.
در تحلیل بنیادی و فاندامنتال، تصمیم گیری بر اساس اطلاعات موجود و ارزیابی آماری است. برعکس، تصمیم گیری در تجزیه و تحلیل تکنیکال بر اساس روند بازار و قیمت سهم است.
تجزیه و تحلیل بنیادی داده های تاریخی و جاری را در نظر می گیرد ؛ در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال فقط داده های تاریخی را در نظر می گیرد.
تجزیه و تحلیل بنیادی بر اساس صورتهای مالی است ؛ در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال بر اساس جداول حاوی تغییرات قیمت صورت می گیرد.
در تحلیل بنیادی، حقوق صاحبان سهام، صورت سود و زیان، ترازنامه، صورت جریان وجوه نقد، حاشیه سود، بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت قیمت به درآمد و غیره با تجزیه و تحلیل قابل تشخیص است. همچنین الگوی تداوم و الگوی معکوس، حرکت قیمت، شاخص فنی، مقاومت و پشتیبانی، تجزیه و تحلیل روندهای آینده قیمت در نقطه مورد نظر بررسی می مبانی تحلیل فنی شوند.
در تحلیل بنیادی و فاندامنتال، قیمت آتی اوراق بهادار، عملکرد گذشته و حال و سودآوری شرکت تصمیم گیری می شود. در مقابل، قیمت های آینده در تجزیه و تحلیل تکنیکال بر اساس نمودارها و شاخص هاست.
تجزیه و تحلیل بنیادی توسط معامله گران موقعیت بلندمدت انجام می شود، در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال توسط معامله گران نوسان و معامله گران روزانه کوتاه مدت انجام می شود.

سخن آخر

به طور کلی در یک جمع بندی می توان گفت که در تجزیه و تحلیل بنیادی، سهام زمانی خریداری می شود که قیمت بازار سهام کمتر از ارزش واقعی سهام باشد. در مقابل، در تجزیه و تحلیل تکنیکال، معامله گران وقتی سهام را خریداری می کنند که انتظار دارند با قیمت نسبتاً بالاتری به فروش برسد. رسا بورس با ارائه بهترین آموزش های ارز دیجیتال، فارکس و… در خدمت شما عزیزان می باشد.

تجزیه و تحلیل فنی در بازار ارز در زمان واقعی: مبانی و ابزار

تجزیه و تحلیل فنی در بازار ارز در زمان واقعی - این یکی از موثر ترین راه برای تحقیقات بازار است. این یک پیش بینی از جنبش های قیمت دارایی بر اساس تجزیه و تحلیل جنبش های گذشته است. فناوری اجازه می دهد به شما برای پیگیری نوسانات در گذشته و با توجه به داده های دریافت شده برای تعیین که در آن به برنامه - به شمال یا جنوب است. ویژگی این روش این است که قیمت تنها بر حرکت خود را بر اساس بررسی شده است. فنی جامع تجزیه و تحلیل بازار ارز کند یک ارزیابی از عوامل مهمی است که می تواند جنبش از نقل قولها در یک جهت خاص باعث شامل نمی شود.

فنی اصول تجزیه و تحلیل

به عنوان یک اساس تجزیه و تحلیل فنی از پشت سر هم از فعالیت های مرتبط، که اجازه می دهد تعیین دقیق ترین از جنبش پس از آن از روند. با استفاده از یک ابزار در تکنولوژی، به ویژه یکی از شاخص یا حمایت و مقاومت فقط خطوط است، موثر نیست. مقایسه داده ها در سراسر چندین ابزار اجازه می دهد تا شما را به پیش بینی دقیق ترین. ارزیابی از وضعیت موجود در بازار است که در چند پارامتر، مانند تغییر در ارزش، حجم معاملات، تعداد پوزیشن های باز است. غالب پارامتر بازار تخمین حرکت است که همیشه قیمت، ارزش باقی مانده در نظر گرفته تنها مکمل تصویر پیش بینی تایید می کند.

اصول اساسی تجزیه و تحلیل

تجزیه و تحلیل فنی در زمان واقعی بازار ارز بر سه اصل اصلی، که نه تنها باید حرفه ای می دانم، اما همچنین یک معامله گر تازه کار بر اساس:

  • بازار ارز در جنبش خود همه چیز را می داند. در نمودار نشان دهنده عوامل سیاسی و اقتصادی. به عنوان مثال، حذف تحریم های اتحادیه اروپا علیه ایران برای عرضه نفت به بازار بین المللی و یا پرداخت بدهی یونان اتحادیه اروپا را می توان به حرکات ارز محرک قدرتمند نسبت داد.
  • موضوعات داغ سیستماتیک تکرار شده است. از زمان به زمان قیمت خواهد چهره های یکسان، که الگوهای به نام قرعه کشی. این به خاطر این واقعیت است که، با وجود تغییر در وضعیت جهان، عامل روانی هرگز تغییر، و معامله گران در بسیاری از موارد، الگوهای استفاده و رفتار در بازار می گویند بیشتر، معامله گران استفاده برای پاسخ به خبری خاص به همان شیوه. دانستن واکنش فعالان بازار، می تواند به موقع به باز کردن و مواضع نزدیک است.
  • در قلب هر جنبش روند. تجزیه و تحلیل فنی در زمان واقعی بازار ارز است که به سادگی امکان پذیر نیست بدون تعیین روند اصلی در بازار اگر در آن هرج و مرج، در مورد هر پیش بینی، و حتی بیشتر در مورد درآمد توجه به گمانه زنی در مورد قیمت بود، می تواند بدون هیچ تردیدی وجود ندارد.

مفاهیم پایه در مهندسی

تجزیه و تحلیل فنی در زمان واقعی بازار ارز بر مفاهیم اساسی است. شروع تجزیه و تحلیل وضعیت غیر ممکن است، اگر شما روند را درک کند. سه فرمت های حرکت بازار وجود دارد:

  • روند صعودی (یا روند صعودی) - قیمت بالا می رود.
  • روند رو به پایین (یا نزولی) - قیمت رو به پایین گرا.
  • روند خنثی (یا تخت) - یک دوره رکود در بازار، یک لحظه از عدم قطعیت. قیمت در حال حرکت در یک محدوده قیمت باریک، و بازار تنها به فکر کسانی که راه برای باز کردن موقعیت.

توجه داشته باشید که هر یک از گرایش ها در ناب ترین شکل آن - کمیاب در بازار هر حرکت همراه با نقل قول موانع. مبتدی ها توصیه می شود به تجارت تنها با یک روند تلفظ می شود. شرایط بازار Fletovyh حتی با احتیاط از حرفه ای ها، از احتمال سود کند ریسک بالا را توجیه کند.

ابزارهای تجزیه و تحلیل فنی

ابزار تجزیه و تحلیل فنی می تواند:

  • نمودار میله.
  • شاخص؛
  • اسیلاتورهای؛
  • کانال؛
  • امواج؛
  • اشکال گرافیکی.

هر یک از ابزارها دارای مزایای خاص. درک دقیق از هر کاربردی اجازه می دهد به تجزیه و تحلیل وضعیت و تصمیم درست. شما باید تنها با یک ابزار هدایت نیست، به عنوان سیگنال خود را برای معامله ممکن است نادرست است. یک چیز دیگر، وقتی سازهای متعدد نشان می دهد سیگنال های یکسان، که باز می شود تا چشم انداز گسترده ای برای درآمد. پیش از این، ابزار تجزیه و تحلیل فنی خودکار نمی شد، به عنوان آن امروز است. به مبانی تحلیل فنی منظور تجزیه و تحلیل وضعیت، با دست رسم گرافیک و انجام محاسبات لازم بود. به طوری که مطالعه از هر ابزار را بسیار دشوار است، اما بسیار ضروری نیست.

تجزیه و تحلیل فنی از چهره - الگوهای قابل اطمینان ترین

به عنوان بخشی از تجزیه و تحلیل فنی الگوهای که الگوهای رفتاری به عنوان یک فعالان بازار عمده، و همچنین آنهایی که کوچک تعریف ایجاد کرده است. آنها در قالب مشخص اشکال گرافیکی شخصیت. به عنوان مثال، یک پرچم و یک جفت قله، پایین و سر سه گانه - شانه ها. هنگامی که یک شکل ظهور در نمودار، و قیمت می رود بیش از یک خط خاص، ما با اطمینان می توانید در مورد مسیر آینده جنبش صحبت کنید.

چهره چه و آنها را برای چه هستند؟

توجه داشته باشید که روند الگوهای ادامه و روند معکوس وجود دارد. فراوانی وقوع الگوهای مشابه در نمودار بسته به مبانی تحلیل فنی فاصله زمانی و از ابزار قابل معامله (جفت ارز). درصد استخراج چنین الگوهای ممکن است بین 80٪ و بالاتر باشد. این به اندازه کافی برای درک نظریه نیست. تجزیه و تحلیل فنی بر اشکال گرافیکی بازار ارز آنلاین بر اساس باید توسط عمل همراه است. فقط تجارت برای یک مدت طولانی، شما می توانید یادگیری برای دیدن الگوهای و استفاده از آنها به نفع خود. در عمل، به هر شکل خواهد چنین دیدگاهی مبانی تحلیل فنی روشن و مختصر از چگونگی ببینید ندارد.

مزایای استفاده از تکنولوژی

تجزیه و تحلیل فنی در بازار فارکس - این اساس که از آن برای شروع آشنایی هر تازه وارد به بازار ارز است. بازیکنان با تجربه با استفاده از روش به عنوان یک ابزار برای تجزیه و تحلیل رفتار افراد تازه وارد. بنابراین، معامله گران بی تجربه اغلب تصمیم گیری، با شروع تنها از خطوط در حال ظهور از حمایت و مقاومت. دانستن این، بازیکنان بزرگ می توانید جهت حرکت راه حل مقیاس است که اجازه می دهد تا به مقام مطلوب ترین پیش بینی کند. هیچ آمار حادثه وجود دارد، که بر طبق آن کسب بازار ارز تنها چند درصد از شرکت کنندگان. حتی یک نظریه است که با عمل در سرپیچی از فن آوری سیگنال، شما می توانید درآمد قابل توجهی دریافت، اما سوال های بسیاری را به چالش خواهد وجود دارد.

درک تجزیه و تحلیل فنی - یک گام در مسیر تجارت موفق

مبانی تحلیل فنی از بازار ارز هر چند اساسی هستند، اما آنها نمی توانند به عنوان تنها ابزار برای ساخت استراتژی تجاری خود را خدمت می کنند. تجارت کارآمد است تنها زمانی که، علاوه بر روش استفاده از تحلیل فاندامنتال و کامپیوتر است. لازم است به استفاده از تمام ابزار در فن آوری همان زمان، به عنوان این تنها بیش از حد خواهد شد برنامه و به سردرگمی در سیگنال منجر شود. کارشناسان توصیه می کنند که مبتدیان مطالعه در جزئیات در یک ابزار برای هر نوع از تجزیه و تحلیل بازار، بسته به فرمت معاملات مناسب ترین. چنین رویکردی خسارت و ضرر و زیان جلوگیری از، نتایج تجارت خوب است.

مفهوم تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال یک ترتیب تجاری است که برای ارزیابی سرمایه گذاری‌ها و شناسایی فرصت‌های معاملاتی از طریق تجزیه و تحلیل روند آماری جمع آوری شده از فعالیت‌های تجاری، مانند تغییر و حجم قیمت استفاده می‌شود.

بر خلاف تحلیل فاندمنتال، که در تلاش است ارزش اوراق بهادار را براساس نتایج کسب و کار مانند فروش‌ها و درآمدها ارزیابی کند، تحلیل تکنیکال بر مطالعه قیمت و حجم متمرکز است. از ابزارهای تحلیل تکنیکال برای بررسی دقیق تاثیر روش‌های عرضه و تقاضای اوراق بهادار بر تغییرات قیمت، حجم و نوسانات ضمنی استفاده می‌شود. تحلیل تکنیکال اغلب برای تولید سیگنال‌های تجاری کوتاه مدت به کمک ابزارهای مختلف نموداری استفاده می‌شود، اما می‌تواند به بهبود ارزیابی قدرت یا ضعف اوراق بهادار نسبت به بازار گسترده‌تر یا یکی از بخش‌های آن نیز کمک کند. این اطلاعات به تحلیلگران کمک می‌کند تا تخمین کلی ارزیابی را بهبود بخشند.

تحلیل تکنیکال را می‌توان برای همه‌ی اوراق بهادار که دارای داده‌های مربوط به تاریخچه‌ی معاملات هستند، استفاده کرد. این شامل سهام‌ها، معاملات آتی، کالاها، درآمد ثابت، ارزها و سایر اوراق بهادار است. در این راهنما، ما معمولاً در مثال‌های خود، سهام را تجزیه و تحلیل می‌کنیم، اما بخاطر داشته باشید که این مفاهیم را می‌توان برای هر نوع اوراق بهادارتعمیم داد. در واقع، تحلیل تکنیکال در بازارهای کالاها و فارکس که معامله گران بر تغییرات کوتاه مدت قیمت تمرکز دارند، رواج بیشتری دارد.

مبانی تحلیل تکنیکال

همانطور که امروزه می دانیم، تحلیل تکنیکال اولین بار توسط Dow Charles و نظریه‌ی Dow در اواخر دهه ۱۸۰۰ ارائه شد. چندین محقق قابل توجه از جمله William P. Hamilton, Robert Rhea, Edson Gould و John Magee در ایجاد مفاهیم تئوری Dow کمک کردند. امروزه، تحلیل تکنیکال تکامل یافته است و شامل صدها الگو و سیگنال است که طی سالها تحقیق توسعه یافته‌اند.

تحلیل تکنیکال با این فرض انجام می‌شود که فعالیت‌های تجاری گذشته و تغییرات قیمت یک اوراق بهادار می‌توانند شاخص‌های ارزشمندی برای حرکت قیمت اوراق بهادار در آینده باشند به شرط آنکه با قوانین سرمایه گذاری یا تجاری مناسب ترکیب شوند. تحلیل گران حرفه‌ای اغلب تحلیل تکنیکال را همراه با سایر اشکال تحقیق استفاده می‌کنند. ممکن است خرده فروشان فقط بر اساس نمودارهای قیمت یک اوراق بهادار و آمار مشابه تصمیم بگیرند، اما تحلیلگران حقوق صاحبان سهام به ندرت تحقیقات خود را فقط به تحلیل تکنیکال یا فاندمنتال محدود می‌کنند.

در میان تحلیل گران حرفه‌ای، انجمن CMT از بزرگترین مجموعه‌ی تحلیلگران دارای امتیاز یا گواهی که به طور حرفه‌ای از تحلیل تکنیکال در سراسر جهان استفاده می‌کنند، پشتیبانی می‌کند. عنوان Chartered Market Technician (CMT) انجمن را می‌توان پس از سه سطح آزمون بدست آورد که نگاهی گسترده و عمیق به ابزار تحلیل تکنیکال را در بر می‌گیرد. تقریباً یک سوم دارندگان گواهی CMT دارای گواهی آنالیزور مالی (CFA) نیز هستند. این نشان می‌دهد که این دو رشته چقدر یکدیگر را تقویت می کنند.

مفروضات اساسی تحلیل تکنیکال

دو روش اصلی برای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری وجود دارد: تحلیل بنیادی (فاندمنتال) و تحلیل تکنیکال. تحلیل بنیادی شامل تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی یک شرکت برای تعیین ارزش منصفانه‌ی آن تجارت است، در حالی که تحلیل تکنیکال فرض می‌کند که قیمت اوراق بهادار کلیه‌ی اطلاعات موجود در دسترس عموم را منعکس می‌کند و در عوض بر روی تجزیه و تحلیل آماری حرکت قیمت تمرکز می‌کند. تحلیل تکنیکال سعی دارد با جستجوی الگوها و روندها و نه تجزیه و تحلیل ویژگی‌های بنیادی اوراق بهادار، گرایش بازار موثر در روند قیمت‌ها را درک کند.

Charles Dow مجموعه‌ای از سرمقاله ها را منتشر کرد که در مورد تئوری تحلیل تکنیکال بحث می‌کردند. نوشته‌های وی شامل دو فرض اساسی است که به مرور به چارچوبی برای تجارت با تحلیل تکنیکال تبدیل شده است.

  1. بازارها با مقادیری که نشان دهنده‌ی عواملی است که بر قیمت اوراق بهادار تأثیر می‌گذارند‌، کارآمد هستند، اما
  2. حتی حرکات تصادفی قیمت بازار نیز در الگوها و روندهایی قابل شناسایی اتفاق می‌افتند که در طول زمان تکرار می‌شوند.

امروزه زمینه‌ی تحلیل تکنیکال بر اساس کارهای Dow بنا شده است. تحلیلگران حرفه ای معمولاً سه فرضیه‌ی کلی را برای این مفهوم می‌پذیرند:

۱- بازار بر روی همه چیز تخفیف می‌دهد.

تحلیلگران تکنیکال بر این باورند که همه چیز، از اصول بنیادی یک شرکت گرفته تا عوامل گسترده‌ی بازار و تا روانشناسی بازار، از قبل با سهام قیمت گذاری شده‌اند. این نقطه نظر با فرضیه‌ی بازارهای کارآمد (EMH) که نتیجه‌ی مشابهی راجع به قیمت‌ها در نطر می‌گیرد، منطبق است. تنها چیزی که باقی می‌ماند، تحلیل تحرکات قیمت است که تحلیلگران تکنیکال آن را محصول عرضه و تقاضا برای یک سهام خاص در بازار می دانند.

۲- قیمت مطابق روندو الگو حرکت می‌کند.

تحلیلگران تکنیکال انتظار دارند قیمت‌ها، حتی در حرکات تصادفی بازار، بدون توجه به بازه‌ی زمانی مشاهده شده، روند خاص خود را نشان دهند. به عبارت دیگر، قیمت سهام بجای اینکه یک حرکت نامنظم باشد، احتمالاً ادامه‌ی روند قبلی است. بیشتر استراتژی‌های تجارت تکنیکال بر اساس این فرض است. 

۳- تاریخ تمایل به تکرار دارد.

تحلیلگران تکنیکال معتقدند که تاریخ تمایل به تکرار دارد. ماهیت تکراری حرکت قیمت اغلب به روانشناسی بازار نسبت داده می‌شود، که بر اساس احساساتی مانند ترس یا هیجان بسیار قابل پیش بینی است. تحلیل تکنیکال از الگوهای نموداری برای تجزیه و تحلیل این احساسات و از حرکات بعدی بازار برای فهمیدن روند استفاده می‌کند. در حالی که بیش از ۱۰۰ سال است که از انواع تحلیل‌های تکنیکال استفاده شده است، اما هنوز هم اعتقاد بر این است که آنها مناسب هستند زیرا الگوهای حرکات قیمت را نشان می‌دهند که اغلب تکرار می شوند.مبانی تحلیل فنی 

نحوه‌ی استفاده از تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال سعی دارد حرکت قیمت تقریباً هر ابزار قابل معامله‌ای را که عموماً در متاثر از فاکتور عرضه و تقاضا است، از جمله سهام‌ها، اوراق قرضه، معاملات آتی و جفت ارز‌ها پیش بینی کند. در حقیقت، برخی تحلیل تکنیکال را صرفاً مطالعه‌ی نیروهای عرضه و تقاضا می‌دانند که در حرکت قیمت بازار یک اوراق بهادار منعکس می‌شود. تحلیل تکنیکال معمولاً در مورد تغییرات قیمت اعمال می‌شود، اما برخی از تحلیل گران اعداد دیگری غیر از قیمت مانند حجم معاملات یا سود باز را نیز بررسی می‌کنند.

در سراسر صنعت، صدها الگو و سیگنال وجود دارد که توسط محققان برای حمایت از تجارت با تحلیل تکنیکال توسعه یافته‌اند. تحلیلگران تکنیکال همچنین انواع مختلف و بسیار زیادی از سیستم‌های معاملاتی را توسعه داده‌اند که به آنها در پیش بینی و تجارت در زمینه‌ی تغییرات کمک می‌کنند. برخی از شاخص‌ها در درجه اول بر شناسایی روند فعلی بازار متمرکز هستند، از جمله محل‌های پشتیبانی و مقاومت، در حالی که برخی دیگر بر تعیین قدرت یک روند و احتمال پایداری آن متمرکز هستند. شاخص‌های فنی و الگوهای نموداری که معمولاً مورد استفاده قرار می‌گیرند شامل خط روند (trendline)، کانال‌ها، میانگین حرکت و شاخص‌های حرکت است.

به طور کلی، تحلیلگران تکنیکال انواع شاخص‌های گسترده‌ی زیر را بررسی می‌کنند:

  • روند قیمت
  • الگوهای نمودار
  • شاخص‌های حجم و حرکت
  • اسیلاتورها
  • مبانی تحلیل فنی
  • میانگین حرکت
  • سطح پشتیبانی و مقاومت

تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی، عمده‌ترین مکاتب مربوط به بازارها، در انتهای مخالف یک طیف قرار دارند. هر دو روش برای تحقیق و پیش بینی روند آینده‌ی قیمت سهام استفاده می‌شوند و مانند هر استراتژی یا فلسفه‌ی سرمایه گذاری، هر دو طرفداران و مخالفان خود را دارند.

تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی اوراق بهادار از طریق اندازه گیری ارزش ذاتی یک سهام است. تحلیلگران بنیادی همه چیز را بررسی می‌کنند، از شرایط کل اقتصاد و صنعت گرفته تا وضعیت مالی و مدیریت شرکت‌ها. درآمد، هزینه‌ها، دارایی‌ها و بدهی‌ها از ویژگی‌های مهم برای تحلیلگران بنیادی محسوب می‌شوند.

تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی از این نظر تفاوت دارد که قیمت و حجم سهام تنها ورودی آن است. فرض اصلی این است که تمام مبانی شناخته شده در فاکتور قیمت خلاصه می‌شوند. بنابراین نیازی به توجه دقیق به آنها نیست. تحلیلگران تکنیکال برای اندازه گیری ارزش ذاتی اوراق بهادار تلاش نمی‌کنند، بلکه در عوض از نمودارهای سهام برای شناسایی الگوها و روندهایی استفاده می‌کنند که نشان می‌دهد برای سهام در آینده چه اتفاقی می‌افتد.

محدودیت های تحلیل تکنیکال

برخی از تحلیلگران و محققان دانشگاهی انتظار دارند كه EMH نشان دهد كه چرا آنها نباید انتظار داشته باشند كه اطلاعات کاربردی در داده‌های تاریخی قیمت و حجم موجود باشد. با این حال، با استدلال مشابه، هیچ یک از مبانی تجاری نیز نباید اطلاعات کاربردی داشته باشند. این دیدگاه‌ها به عنوان فرم ضعیف و نیمه قوی EMH شناخته می‌شوند.

انتقاد دیگر به تحلیل تکنیکال این است که تاریخ دقیقاً تکرار نمی‌شود، بنابراین اهمیت مطالعه‌ی الگوی قیمت قابل تردید است و می‌توان آن را نادیده گرفت. به نظر می‌رسد. به نظر می‌رسد قیمت‌ها بوسیله‌ی یک مدل تصادفی بهتر مدلسازی شوند.

سومین انتقاد از تحلیل تکنیکال این است که در مبانی تحلیل فنی بعضی موارد کار می‌کند اما فقط به این دلیل که یک پیش بینی خودکفا پایه گذاری کرده‌اند. به عنوان مثال، بسیاری از معامله گران تکنیکال حد ضرر را زیر میانگین حرکت ۲۰۰ روزه‌ی یک شرکت خاص تعیین می‌کنند. اگر تعداد زیادی از معامله گران این کار را انجام داده باشند و سهام به این قیمت برسد، تعداد زیادی سفارش فروش وجود دارد که سهام را پایین می‌کشد، که تائیدی بر حرکت پیش بینی شده توسط معامله گران است.

سپس، سایر معامله گران کاهش قیمت را مشاهده می‌کنند و موقعیت‌های خود را نیز می‌فروشند، و به این شکل قدرت روند را تقویت می‌کنند. این فشار فروش کوتاه مدت را می‌توان خود کفایی دانست، اما تأثیر چندانی در تعیین قیمت دارایی در هفته‌ها یا ماه‌های آینده نخواهد داشت. در مجموع، اگر افراد کافی از سیگنال‌های مشابه استفاده کنند، می‌توانند باعث ایجاد حرکت پیش بینی شده توسط سیگنال شوند، اما در طولانی مدت، تنها یک گروه از معامله گران نمی‌توانند قیمت را تغییر دهند.

تجزیه و تحلیل فنی در طرح توجیهی چگونه انجام می‌شود؟

طرح توجیهی به‌طور کلی تصویری است که به شکل دقیق و به وسیله ی محاسبات مالی و اقتصادی ترسیم می گردد تا توجیه پذیر بودن یک فعالیت اقتصادی و ایده ی کسب و کار را اثبات کند. در یک طرح امکان سنجی تلاش بر این است که ابعاد گوناگون اجرای یک ایده یا تحقق انتظارات یک سرمایه‌گذاری اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد. طرح امکان سنجی به دنبال این است که به این پرسش پاسخ دهد که آیا اجرای این ایده ی کسب و کار به‌صرفه است یا نه.

به علاوه اینکه شرایط و زمینه‌های مختلفی که باید برای موفقیت یک فعالیت اقتصادی مهیا گردد کدام است و شیوه های اجرایی آن چگونه هستند. در همین راستا بخشی از موارد مورد بررسی و ارزیابی اهمیت می یابند و آن هم تجزیه و تحلیل فنی در طرح توجیهی است.

اجزای مختلف طرح توجیهی

گزارش توجیهی معادل واژه انگلیسی (Feasibility Study Report) بوده و عبارت است از گزارشی که توجیه پذیری یک طرح را از جنبه های مختلف بازار، فنی و مالی مورد بررسی و مطالعه قرار خواهد داد. گزارش توجیهی به‌طور کلی از سه بخش به شرح موارد زیر تشکیل یافته است.

مطالعه بازار هدف

اولین مورد در تجزیه و تحلیل فنی در طرح توجیهی مطالعه بازار هدف (Market Study) است که جنبه های مختلف محصولات طرح از جمله عرضه، تقاضا، کمبود، بازار هدف و غیره را مطالعه خواهد کرد. این مرحله از فرآیند معطوف به بررسی توجیه پذیری بازار هر طرح است. هر طرحی با توجه به ماهیت آن دارای خروجی هایی است که کلا محصول نامیده می شود و هدف از اجرای آن طرح، ارائه محصول به بازار مصرف است. اساسا پس از شناسایی بازارهای مصرف محصول و تعیین آنها، بایستی به بررسی همه جانبه این بازار اهتمام ورزید. مهم ترین مواردی که در مطالعات بازار طرح ارائه می گردد شامل تعیین آمار مربوط به میزان تولید، واردات، صادرات و مصرف محصول مورد نظر در طی سالهای مختلف و نیز پیش بینی این موارد در طی سالهای آتی است.

پیش بینی تقاضا یکی از مهمترین ارکان مطالعه بازار است، به این صورت که با استناد به پیش بینی های انجام شده تحلیل وضعیت آینده صنعت بدست می آید. روش های مختلفی برای پیش بینی تقاضا در سالهای آتی وجود دارد که انتخاب روش مورد نظر متأثر از دو عامل نوع محصول به لحاظ مصرفی، واسطه ای، سرمایه ای بودن و دیگری آمار و اطلاعات در دسترس است.

توجیه پذیری فنی

توجیه پذیری فنی معادل واژه انگلیسی (Technical Feasibility) است همانطور از اسمش بر می آید جنبه های فنی طرح از جمله فن آوری، ظرفیت، محل اجرا، ماشین آلات و تجهیزات تولیدی و ساختار اجرائی طرح را مورد بررسی قرار خواهد داد. این بخش نشان دهنده توجیه پذیری طرح از لحاظ امکان پذیری اجرای آن به لحاظ فنی است.

این مرحله در برگیرنده نحوه اجرای طرح تحت عنوان فاز یک طراحی است. طراحی فاز یک دارای اطلاعات کلی بوده و حاوی جزئیات زیادی نخواهد بود. این اطلاعات شامل مشخصات زمین محل اجرای طرح، دانش فنی مورد نیاز پروژه، ظرفیت، نحوه اجرای عملیات ساختمانی، محوطه سازی و راه سازی، ماشین آلات و تجهیزات مورد نیاز، تأسیسات و سایر مواردی است که تحت عنوان هزینه‌های ثابت سرمایه‌گذاری در نظر گرفته شده است.

شایان ذکر است که کلیه اطلاعات فنی اجرای طرح در مراحل احداث و بهره برداری در این بخش وارد می شود. این بخش اطلاعات مربوط به هزینه‌های سرمایه‌گذاری که شامل هزینه‌های ثابت سرمایه‌گذاری، هزینه‌های قبل از بهره برداری و نیز سرمایه در گردش است را همراه با مستندات قابل ارائه در بانک و سایر نهادهای مربوط ارائه و بررسی می کند.

همچنین محاسبات مربوط به هزینه‌های سالیانه تولید که شامل هزینه‌های تأمین مواد اولیه، سوخت، پرسنلی، استهلاک، هزینه‌های تأمین مالی، هزینه‌های اداری و خدماتی و غیره است نیز در این بخش ارائه می گردد. در این بخش زمان بندی و نحوه اجرای طرح به صورت کلی و مرحله به مرحله تشریح شده و نتایج مذاکرات با سایر شرکت هایی که به عنوان تأمین کننده تجهیزات و پیمانکار ساخت و بهره برداری بخش های مختلف طرح هستند با مستندات مربوط در این بخش ارائه خواهد شد.

ارائه این بررسی ها به همراه مدارک مستدل، نشان دهنده امکان پذیری اجرای طرح از دیدگاه مسائل فنی است. اطلاعات جمع آوری شده در بخش مطالعات فنی طرح بعنوان خوراک بخش تجزیه و تحلیل مالی گزارش توجیهی به حساب می آید و بر این اساس بایستی به صورت کامل و دقیق محاسبه و ارائه شود.

نحوه محاسبات مالی طرح توجیهی

نحوه محاسبات مالی طرح توجیهی محاسبات مالی معادل واژه انگلیسی (Financial Analysis) است. این مورد جنبه های مختلف مالی و سودآوری طرح را مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد داد. هدف نهایی از اجرای هر طرحی کسب درآمد و سود از محل فروش محصول و یا ارائه خدمات است؛ اما سئوال مهم اینجاست که طبق هزینه‌های تولید در طرح توجیهی، رسیدن به چه مقدار سود به‌صرفه بوده و در صورت دست یابی به چه درآمدی، سهامدار از سرمایه‌گذاری خویش سود لازم را برده است.

لذا جهت دست یابی به معیار و شاخص مناسب جهت تعیین سوددهی و یا عدم سوددهی طرح ها، یک سری شاخص های مالی و اقتصادی در طی سال های گذشته از جانب کارشناسان و اقتصاد دانان بزرگ تعریف و مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از تجزیه و تحلیل مالی طرح توجیهی، یافن شاخص های مالی و اقتصادی جهت حصول تصمیم نهایی است. خوراک لازم به منظور محاسبه شاخص های مالی و اقتصادی، هزینه‌های سرمایه‌گذاری تولیدی است که در بخش مطالعات فنی گزارش پیش بینی و ارائه شده است.

در این بخش با استفاده از هزینه‌های سرمایه‌گذاری، هزینه‌های تولید، درآمد سالیانه پیش بینی شده برای طرح و سایر مبانی و مفروضات مورد نیاز جهت انجام محاسبات سود و زیان، گزارش گردش وجوه نقد، ترازنامه پیش بینی شده و سایر جداول مالی و اقتصادی که جهت محاسبه شاخص ها مورد استفاده قرار می گیرد تهیه و تنظیم خواهد شد. پس از تهیه جداول مالی، شاخص های مهم تأثیر گذار در تصمیم گیری جهت اجرا یا عدم اجرای طرح با استفاده از فرمول های مربوط محاسبه و به منظور جمع بندی ارائه می شود.

در این زمینه لازم به ذکر است که اهداف و شاخص های تعریف شده در تحلیل های مالی و اقتصادی بایکدیگر تفاوت دارند. تحلیل مالی و اقتصادی راه های اصلی برای آزمون مناسب بودن یک طرح خواهند بود. ابزارهای به کار رفته برای انجام این دو آزمون متفاوت نیستند، اما رویکرد و نگرش آنها تفاوت اساسی دارد. ارزیابی مالی با جریان های هزینه و فایده از دیدگاه یک سرمایه گذار و ارزیاب اقتصادی با جریانهای هزینه و فایده اجتماعی در ارتباط است. در نتیجه تحلیل های اقتصادی نسبت به مالی از دیدگاه وسیع تری هزینه ها و فایده ها را در نظر می گیرند.

یک بنگاه یا فرد به هنگام سرمایه‌گذاری به سود مالی و تداوم آن توجه دارد، اما جامعه یا دولت به هدف های گسترده تری نظیر افزایش درآمد ملی، اشتغال زایی، ریشه کنی فقر به و فواید اجتماعی دیگر اهمیت می دهند. در نتیجه هدف های دو آزمون متفاوت خواهد بود. لذا چنانچه هدف ارزیابی میزان منفعت طرح برای جامعه و از دیدگاه ملی باشد از ارزیابی اقتصادی استفاده می شود.

نحوه ارزیابی فنی در طرح توجیهی

از ارکان اساسی بررسی فنی طرح ها اطمینان از وجود امکانات و توانایی استفاده از آنها است. عوامل پایه این ارکان عبارتند از توانایی مدیریت و طراحی، برنامه ریزی همزمان با اجرا از شروع تا پایان پروژه در جهت اجرا، برنامه ریزی از نقطه صفر از بهره برداری پروژه و رسیدن به نتایج تفکرات اقتصادی که با ابزار مناسب شکوفا می شوند، هستند. برخی از گام‌های تعیین امکان‌پذیری فنی در یک طرح توجیهی شامل موارد زیر هستند.

  1. در مرحله بررسی رویکردهای متفاوت برای تولید محصول لازم است برای انجام تجزیه‌وتحلیل فنی، اطلاعات محصولات شامل مشخصات طراحی و عملکرد، سطح کیفی و نیازمندی‌های خدماتی، اطلاعات بازار شامل پیش‌بینی فروش، نیازمندی‌های خدماتی تحویل محصول و موقعیت مشتریان، اطلاعات مواد شامل مشخصات، میزان در دسترس بودن، مدت‌زمان تحویل و موقعیت منابع اولیه و دیگر اطلاعات شامل میزان سرمایۀ و نیروی انسانی در اختیار در اختیار باشد. مهم ترین نکته در این بخش توجه به محدودیت ها است.
  2. این مرحله مختص بررسی مجدد رویکردهای فناورانه است که از اهداف آن اجتناب از به‌کارگیری سطح نامناسب فناوری و اطمینان از بررسی تمام رویکردهای موجود و رویکردهای خلاقانه هستند.
  3. در مرحله مبانی تحلیل فنی بررسی تطابق اثرات جانبی هر روش با مسائل کشوری باید به حذف رویکردهای نامتناسب پرداخت و درنهایت بهترین رویکرد انتخاب شود. اثرات جانبی هر روش ممکن است با اهداف، سیاست‌ها و محدودیت‌های کشور ناهمخوان باشد. ازجمله این اثرات می‌توان مواردی همچون تأثیر منفی بر اشتغال، نیاز به انرژی فراوان و تأثیرات منفی زیست‌محیطی را نام برد.
  4. در مرحله بررسی هزینه‌ای رویکردها هزینۀ تخمینی هر یک از رویدادها باید تعیین گردد و رویکردهایی که هزینۀ آن‌ها بیش از مقدار معقول است باید حذف شوند.
  5. انجام تحقیقات برای اطمینان از امکان‌پذیری فنی در مرحله پنجم اتفاق می افتد که در آن لازم است آزمایش‌ها و تحقیقاتی به‌منظور تعیین وضعیت در اختیار بودن آن فناوری انجام پذیر.
  6. در این مرحله هزینه‌هایی که برای تجزیه‌وتحلیل مالی لازم است تخمین زده می‌شود. اگر امکان تهیه تخمین‌های گفته‌شده از رقبا، دوستان، مؤسسات تجاری، منابع دولتی و یا سایر منابع باشد، ممکن است دیگر نیازی به تجزیه‌وتحلیل فنی که هزینۀ زیادی در بر دارد نباشد.
  7. در این مرحله با توجه به اینکه طی مراحل پیشین رویکرد بهینه برای تولید مشخص گشته است، گام‌های اصلی تجزیه‌وتحلیل فنی از این قسمت آغاز خواهد شد که شامل موارد زیر است:
  • برآورد میزان موجودی موردنیاز
  • برآورد زمان و هزینه
  • تخمین نیروی انسانی موردنیاز
  • تعیین نمودن محل اجرای طرح
  • تعیین هزینه تسهیلات مالی در طرح توجیهی
  • تعیین هزینه‌های تولید در طرح توجیهی
  • طراحی سازمان تولید و تعیین چیدمان تجهیزات تولیدی و غیر تولیدی

سخن آخر

به‌طور خلاصه در طرح توجیهی فنی اقتصادی همواره به دنبال این هستیم که بر اساس مطالعات زمینه‌های مختلف مانند بازار هدف، هزینه‌های تولید، مخارج عرضه، قیمت محصول و موارد متعدد دیگر نشان بدهیم که یک پروژه‌ی تجاری-اقتصادی توجیه مالی و اقتصادی دارد یا خیر. تمرکز تجزیه و تحلیل فنی در طرح توجیهی هم بر به‌صرفه بودن سرمایه‌گذاری در یک زمینه‌ اقتصادی از پیش تعیین‌شده است.

روش تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال به پیش بینی روند آینده بازار ارز دیجیتال با استفاده از بررسی روند گذشته آن می پردازد ، در واقع در این نوع تحلیل، تنها متغیر مهم برای پیش بینی و تصمیم گیری بوده و با استفاده از بررسی روند گذشته و الگو های موجود در آن به پیش بینی روند بازار و قیمت ها در مبانی تحلیل فنی آینده می پردازند .

این روش مبتنی کمک گرفتن از تجزیه و تحلیل روندهای آماری و با استفاده از سوابق و استراتژی فعالیت های معاملاتی همچون تحرکات قیمتی و حجم معاملات و همچنین نقاط کلیدی است و بیش از 3 قرن پشتوانه علمی دارد.

تحلیلگر در این روش معتقد است سوابق روانشناسی رفتار مردم در مقابل اتفاقات و برخی اندیکاتورهای مختلف همچون ترس و هیجان ، در طول تاریخ یکسان و تکراری بوده و به صورت یک الگوی تکرار شونده عمل میکند در نتیجه این انتظارات مردم از روند حرکتی قیمت هاست که جهت حرکت بازار را مشخص می کند ، پس برای پیش بینی آن باید انتظارات و احساسات مردم و رفتارها را مد نظر قرار داد.

analyse-tec-mid.jpg

سطوح مختلفی در آموزش آنالیز فنی رمزارز آموزش داده می شود. مهمترین این سطوح شامل موارد زیر است:

      • 🔵 روندشناسی
      • 🔵 خطوط حمایت و مقاومت
      • 🔵 اندیکاتورها (شاخص ها)
      • 🔵 کندل شناسی
      • 🔵 ایچیموکو
      • 🔵 فیبوناچی و امواج الیوت

      تحلیل تکنیکال اصولا برای پیش بینی در کوتاه مدت و میان مدت مورد استفاده قرار می گیرد و برای بلند مدت نتیجه قابل اطمینانی ارائه نمی دهد از این رو این تحلیل بیشتر مورد استفاده افرادی است که قصد سرمایه گذاری های کوتاه مدت و نوسان گیری در بازار ارز دیجیتال را برای بازه های زمانی یک ساعته و یک روزه و نهایتا یک هفته دارند ولی برخی ابزارهای آنالیز فنی رمزارز برای روندهای چندساله هم کاربرد دارند روش های تحلیل فاندامنتال (پایه / بنیادی) هم وجود دارد که این روش هم بر اساس احتمالات است و قطعی نیست و حتی ممکن است گاهی نتایج آن با تحلیل تکنیکال متناقض باشد.

      تحلیل فاندامنتال بهتر است یا تکنیکال

      سوال خیلی هاست که بهتره روی کدوم تحلیل تمرکز کنیم ؟ نمیشه گفت که یکی نسبت به دیگری برتری داره چون هر کدوم در زمان مناسبش میتونه جوابگو باشه

      البته اخبار فاندامنتال باعث تسریع در اتفاقات تکنیکال میشوند و هر چند بحث تکنیکال خیلی قطعی نیست ولی در عمل بارها و بارها جواب داده و متخصصان و کهنه کارها به این تحلیل ایمان دارند.

      فیبوناچی چیست؟

      ابزارهای فیبوناچی در بازارهای مالی، روشی برای تحلیل بازگشت یا ادامه روند هستند. به بیان دیگر ابزارهای فیبوناچی نقاط حمایت و مقاومت هستند که با ابزارها و روش‌های گوناگون رسم می‌شوند. در استفاده از ابزارهای مذکور درصدها اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند. لازم است بدانید فیبوناچی شامل طیف گسترده‌ای از ابزارها می‌شود که در آموزش تحلیل تکنیکال به برخی از مهم‌ترین آن‌ها پرداخته می‌شود.

      نظریه امواج الیوت چیست؟

      ⏪نظریه موج الیوت، نظریه‌ای است که حرکات قیمت را در بازارهای مالی نشان می‌دهد. نظریه امواج الیوت می‌گوید:

      در ریزش یا رشد بازار، این اتفاق به‌صورت خطی رخ نمی‌دهد؛ بلکه این اتفاق به شکل موجی صورت می‌گیرد. برای مثال مبانی تحلیل فنی حرکت قیمت از نقطه X به نقطه Y، به‌صورت موج خواهد بود؛ نه به شکل یک خط مستقیم. عناصر روانشناسی حاکم بر بازار سرمایه، منجر می‌شود تا قیمت‌ها به جای یک خط مستقیم، در امواج حرکت کنند.تغییرات قیمت، قابل پیش‌بینی هستند؛ زیرا آن‌ها در الگوهای بالا و پایینی که امواج نامیده می‌شوند، حرکت می‌کنند.
      ⏪این نظریه، به‌همراه سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال، کمک می‌کند تا بهترین فرصت‌های معاملاتی را بیابیم و نقاطی را که در آن‌ها روند بازار تغییر می‌کند، شناسایی کنیم. نظریه امواج الیوت، در هر دو بازار صعودی و نزولی کاربرد دارد.

      الگوی امواج الیوت Elliott Waves

      آقای الیوت بیان کرد که بازارهای روندی، در الگویی حرکت می‌کنند که به آن الگوی امواج 3-5 می‌گوییم.

      ⏪این امواج، به 2 دسته تقسیم می‌شوند:

      • امواج پیشرو (Impulsive)، که امواج 1، 3، 5 و B هستند و به آن‌ها امواج همراه با روند می‌گوییم.
      • امواج اصلاحی (Corrective)، که امواج 2، 4، A و C هستند و به آن‌ها امواج خلاف روند می‌گوییم.

      elliott-Waves.jpg


      از این جهت که امواج 1 تا 5 همراه با روند هستند، فاز پیشرو را تشکیل می‌دهند و به این دلیل که امواج ABC خلاف روند هستند، فاز اصلاحی نامیده می‌شوند.

      امواج الیوت یکی از قوی ترین نظریه ها برای پیش بینی بازارهای مالی در تحلیل تکنیکال است که به روان شناسی توده ها می پردازد. نرم افزار ادونس گت (Advanced GET) از جمله نرم افزارهای اتوماتیک شمارنده امواج الیوت است، البته شمارش پیش فرض امواج توسط این نرم افزار معمولا نادرست است اما سازنده، ابزارهایی را در این نرم افزار تعبیه کرده است که با استفاده از آن ها می توان به شمارش درست و ستاپ معاملاتی ایده آل دست یافت. ابزارها و اندیکاتورهای اختصاصی این نرم افزار، همواره مورد توجه تحلیلگران حرفه ای بازارهای مالی است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا