چگونه به تجارت گزینه های دودویی

ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی

اما یک چیز در حال تغییر بود : بازدهی من در بورس!

بررسی ارتباط بین اهرم مالی ، رشد شرکت و توان سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران

انتخاب منابع مختلف تأمین مالی برای شرکت همواره موردتوجه مدیران است. در این تحقیق تلاش می شود رابطه بین رشد شرکت (رشد دارایی ، رشد فروش و رشد سود ) و توان سودآوری بر اهرم مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1386 تا 1390 با استفاده از یک مدل ریاضی رگرسیونی و روش همبستگی بررسی شود . از این رو 57 شرکت از بورس اوراق بهادار به عنوان نمونه انتخاب شد . نتایج نشان می دهد ، رشد دارایی با اهرم مالی رابطه مثبت ، رشد فروش و توان سودآوری با اهرم مالی رابطه منفی داشته ولی بین رشد سود با اهرم مالی رابطه معناداری مشاهده نشد . در این تحقیق اندازه شرکت به عنوان متغیر کنترلی مورد استفاده قرار گرفته و رابطه آن با اهرم مالی مثبت گزارش شد . نتیجه این تحقیق با اکثر نتایج تحقیقات مرتبط همخوانی دارد . هر چند رابطه بین رشد دارایی و رشد سود با اهرم مالی تحقیقات بسیار کمی صورت گرفت ولی در مورد رابطه رشد فروش و توان سودآوری با اهرم مالی تحقیقات خوبی صورت گرفت . واژگان کلیدی : اهرم مالی، رشد شرکت ، توان سودآوری

منابع مشابه

رابطه بین اهرم مالی، رشد شرکت و قدرت مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی تهران

این مطالعه با هدف بررسی اهرم مالی، رشد شرکت و قدرت مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارائه شده است. کار پیشگامان و بسیاری از محققین نشان داد که اهرم مالی یکی از موثر ترین عوامل در رشد شرکت ها می باشد. در این مطالعه مسئله مورد بررسی این است که آیا اهرم مالی بر رشد شرکت تاثیر گذار است؟، به همین خاطر با استفاده از یک نمونه 52 تایی از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار .

بررسی تأثیر اهرم و ریسک درماندگی مالی بر بازده واقعی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

این پژوهش به بررسی تأثیر اهرم مالی و ریسک درماندگی مالی بر بازده واقعی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. در این پژوهش، تعداد 70 1388 بررسی شده - ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1384 است. جهت آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بین اهرم مالی و بازده واقعی سهام رابطه مثبت و معناداری وجود .

بررسی رابطه اهرم مالی و ارزش افزوده بازار شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

این مقاله فاقد چکیده می​باشد.

بررسی ارتباط بین سرمایه فکری و بازده مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

عصر حاضر، عصر اقتصاد دانش محور نامیده می شود که در آن نقش و اهمیت سرمایه دانش در اقتصاد و تجارت تغییرات زیادی یافته و روز به روز بر اهمیت آن افزوده می شود، این امر موجب افزایش اهمیت سرمایه فکری به عنوان مقوله ای پژوهشی و اقتصادی شده است. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین سرمایه فکری و بازده مالی شرکت ها می باشد. به منظور سنجش سرمایه فکری از ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری، تدوین شده توسط پالیک استفا.

بررسی رابطۀ بین دانش مالی مدیرعامل و سیاست های مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطۀ بین دانش مالی مدیرعامل و سیاست­ های مالی (شامل؛ سیاست پرداخت سود، اهرم مالی و نگهداشت وجه نقد) در شرکت­ های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می ­باشد. این تحقیق از حیث هدف کاربردی، از لحاظ روش همبستگی و از نوع پس رویدادی (گذشته­نگر) می­باشد. نمونه آماری پژوهش شامل 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال­های 1388 تا 1396 می­باشد. دراین پژوهش ب.

ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی

نگاه انسان ها به هر نوع دانشی در طول تاریخ همیشه مثبت بوده است. معتقد بودیم که یادگرفتن هرچیزی بهتر از یادنگرفتن آن است. در همین زبان و فرهنگ خودمان هزار ضرب المثل و حدیث و داستان داریم که تاکید بر اهمیت دانش می کند.
ولی تا به حال فکر کردید ممکن است نوعی دانش درحالی که خیلی ارزشمند است، برای معاملاتت مضر باشد؟

اجازه دهید خودم رو مثال بزنم:
سالها قبل، من بدون هیچ سواد مالی، تاکید می کنم هیچ سواد مالی، وارد بازار سرمایه شدم. تو بگو من eps می فهمیدم چیه نمی فهمیدم ولی، معاملاتم بد نبود. حتی تو وقت هایی از تاریخ عالی بود.
اون وقت ها ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی با اینکه من سابقه ی قابل قبولی در زمینه ی معاملات داشتم و با مطالعات خودم اندکی با آموزه های مالی به صورت تجربی آشنا شده بودم، ولی بخاطر نداشتن مدرک عالیه در زمینه مالی دائم مورد شماتت قرار می گرفتم.
شنیدن جمله هایی مثل ” تو چون مالی نخوندی متوجه نمیشی”، ” اگر مالی خونده بودی می فهمیدی دلیل این اتفاق چیست” و … ورد زبان افرادی بود که روبرویم قرار می گرفتند.

کم کم خودم هم باور کرده بودم که بعضی ضعف های تحلیلیم ممکن است به دلیل مالی نخواندم باشد.
قانع شده بودم که این مشکل رو باید حل کنم. به دانشگاه برگشتم. حسابداری خوندم و بعد مالی خوندم و مثل یک سرباز صفر چوب تمام اساتید مالی این کشور رو خوردم. کتاب به کتاب، خط به خط هرچه در دانشگاه در مورد مالی بود را در حد بضاعت خودم یاد می گرفتم. کار به جایی رسید که در جشنواره های علمی شرکت می کردم و رتبه می گرفتم.

اما یک چیز در حال تغییر بود : بازدهی من در بورس!

نمی فهمیدم چرا من هرقدر دانشمند تر میشم بازدهیم بیشتر کاهش پیدا می کند.
ابتدا سعی ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی می کردم با دلایل مختلف خودم رو فریب دهم. مثلا وقت نداشتن، فاصله گرفتن از بازار و… را به عنوان دلیل تحویل خودم می دادم ولی، یک روز، در یک پیاده روی طولانی، متوجه شدم دقیقا این علمه که داره هسته ی معاملاتی من رو بمباران می کند. علم در حال تغییر کاربری من بود. داشتم از معامله گر به استاد دانشگاه تغییر حالت می دادم. تلاش احمقانه ی من برای ربط دادن هذیون های شارپ، فاما و بقیه ی اسطوره های مالی به معاملات بازار باعث شده بود شخصیت معامله گریم تحت تاثیر قرار بگیرد.

از این نقطه به بعد دغدغه ذهنی جدیدی داشتم. به سبک پایان نامه های فوق لیسانس موضوع پژوهش این بود: آیا ارتباط معنا داری بین داشتن مدرک مالی و بازدهی در بازار سرمایه وجود دارد؟
و به عنوان موضوع کناری :

آیا به صورت کلی موفقت مالی ارتباطی با مدرک دانشگاهی دارد؟

نتایج این تحقیق احتمالا دل بعضی از دوستان من را آزرده می کند ولی نتیجه ی من که تاکید می کنم ممکنه فقط برای من کاربرد داشته باشه و دوست دیگری در تحقیق دیگری نتیجه ی دیگری بگیره این بود :
بله ارتباط از نوع منفی وجود داره. یعنی در خیلی از موارد با افزایش رتبه ی علمی بازدهی کاملا معکوس عمل می کنه و کاهش پیدا می کنه.
اینکه دانش رو بی ضرر بدونیم و بگیم یادگرفتن آن بهتر از یاد نگرفتن آن است کاملا ایده ی اشتباهیست. برخی نظریه ها به تو ذهن شما تجاوز می کنند و باورهای قبلی رو از بین می برند و جایش یه سری مدل که هیچ وقت هیچ کس در مورد صحت آنها کار جدی نکرده جایگزین می کند.

خلاقیت معامله گر، لابلای مدل ها از بین میره و جای اون رو یه مشت نظریه که فقط باهاشون میشه سر یه عده دیگر را کلاه گذاشت می گیرد.

ببینید من نمی خوام بگویم یادگیری و مطالعه بد است اتفاقا کاملا برعکس معتقدم از واجب ترین چیزها برای معامله گر است ولی، مطالعه ای که بر حسب نیاز باشد. شما احساس می کنید نیاز دارید مثلا ارزش گذاری یاد بگیرید تشریف می برید خیابان انقلاب چهارتا کتاب می گیرید و می خونید یا در یک کلاس شرکت می کنید.

در اینجا نیازی درون شما وجود داشته که پاسخ داده شده. شما نرفتید یه جایی ثبت نام کنید که به مدت چند سال با دروس مختلف ذهن تان را بمباران کنند. خلاقیت شما هنوز سر جایش است. باورهای معاملاتی شما دستخوش تغییر نشده اند. شما هنوز مثل یه کودک در حال بررسی دنیا از زاویه دید خودتان هستید.

مثل گالیور در حال کشف دنیا هستید. کسی قلمو دستش نگرفته تا دنیای ذهنی شما رو از نو، اونجوری که دلش می خواد، باز سازی کند. هنوز این فرصت رو دارید تا مثل یه پرنده در آسمان علم پرواز کنید و سر هرشاخه ای که دوست دارید بنشینید.

سازنده ی فکر خودتان باشید و مکتب معاملاتی خودتان را خلق کنید..

جان کلام: ذهن معامله گر اصلی ترین داشته ی اوست. نباید در معرض هر ریسک و ماجراجویی قرار بگیرد. بی ضرر دانستن دانش ممکنه در فرهنگ عمومی مساله ای جا افتاده و مقبول باشد ولی، در عالم معامله گری برخی اوقات ممکن است باور جدیدی کل سیستم معاملاتی را بهم بریزد.

ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی

ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی

نگاه آدم ها به هر گونه دانشی در زمان مورخ مدام مثبت بوده است . معتقد بودیم که آموزش هرچیزی خوب تر از یادنگرفتن آن است . در همین لهجه و فرهنگ و تمدن خودمان هزار ضرب المثل و حدیث و ماجرا داریم که تاکید بر اهمیت علم می نماید . البته […]


ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی

نگاه آدم ها به هر گونه دانشی در زمان مورخ مدام مثبت بوده است . معتقد بودیم که آموزش هرچیزی خوب تر از یادنگرفتن آن است . در همین لهجه و فرهنگ و تمدن خودمان هزار ضرب المثل و حدیث و ماجرا داریم که تاکید بر اهمیت علم می نماید . البته تا به حالا تاءمل کردید احتمالا نوعی علم درحالی که خیلی گران بها است , برای معاملاتت زیان آور باشد؟ اذن دهید خودم رو نمونه بزنم : سالها گذشته , اینجانب فارغ از هیچ سواد مالی , تاکید میکنم هیچ سواد مالی , وارد بازار سرمایه شدم . تو بگو اینجانب eps می فهمیدم چیه نمی فهمیدم البته , معاملاتم بد فقدان . چه بسا تو وقت هایی از مورخ خوب بود . اون اوقات با این‌که اینجانب سوابق ی مناسبی در خصوص معاملات داشتم و با مطالعات خودم اندکی با آموزه های مالی به طور تجربی آشنا شده بودم , اما بخاطر نداشتن سند عالیه در مورد مالی دایم مورد شماتت قرار می گرفتم . شنیدن گزاره هایی نظیر ” تو زیرا مالی نخوندی متوجه نمیشی ” , ” در شرایطی‌که مالی خونده بودی می فهمیدی استدلال این رخداد چه چیزی است ” و … ورد لهجه اشخاصی بود که روبرویم قرار می گرفتند . shologh به تدریج خودم نیز اعتقاد و باور کرده بودم که بعضا ضعف های تحلیلیم شاید به دلیل مالی نخواندم باشد . قانع شده بودم که‌این خلل رو می بایست حل کنم . به دانشکده برگشتم . حسابداری خوندم و سپس مالی خوندم و مانند یک سرباز صفر چوب تمام اساتید مالی این مرز و بوم رو خوردم . کتاب به کتاب , خط به خط هرچه در دانش کده درخصوص مالی بود را درحد توان خودم یاد می گرفتم . فعالیت به جایی رسید که در فستیوال های علمی کمپانی می‌کردم و مرتبه می گرفتم . ولی یک چیز در هم اکنون تغییر‌و تحول بود : بازدهی اینجانب در بورس! نمی فهمیدم چرا اینجانب هرقدر دانشمند خیس میشم بازدهیم بیشتر کاهش پیدا می نماید . ابتدا کارایی میکردم با عوارض متفاوت خودم رو فریب دهم . به عنوان مثال وقت نداشتن , مسافت دریافت کردن از بازار و… را تحت عنوان عامل تحویل خودم می دادم البته , یک روز , در یک پیاده روی طولانی , متوجه شدم دقیقا این علمه که داره هسته ی معاملاتی اینجانب رو بمباران می نماید . دانش در حالا تغییر تحول کاربری اینجانب بود . داشتم از داد و ستد گر به مدرس دانش گاه تغییر‌و تحول شرایط می دادم . کارایی احمقانه ی اینجانب برای ربط دادن هذیون های شارپ , فاما و سایر ی اسطوره های مالی به معاملات بازار سبب شده بود شخصیت داد و ستد گریم پایین تاثیر قرار بگیرد .

ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی

business - chart از این نقطه به سپس گرفتاری فرضی جدیدی داشتم . به سبک پایان طومار های کارشناسی ارشد مورد پژوهش این بود : آیا رابطه معنی داری در میان داشتن گواهی مالی و بازدهی در بازار سرمایه وجود دارد؟ و تحت عنوان مسئله کناری : آیا به طور کلی موفقت مالی ارتباطی با سند دانشگاهی دارد؟ حاصل این تحقیق احتمال دارد دل برخی از دوستان عزیز مرا آزرده می نماید البته فیض ی اینجانب که تاکید میکنم ممکنه تنها برای اینجانب کاربرد داشته باشه و دوست دیگری در تحقیق دیگری فیض ی دیگری بگیره این بود : آری رابطه از گونه منفی وجود داره . یعنی در خیلی از مورد ها با ارتقا جايگاه ی علمی بازدهی تماما معکوس کار می کنه و کاهش پیدا می کنه . این‌که علم رو بی زیان بدونیم و بگیم آموزش آن خوبتر از یاد نگرفتن آن است به طور کامل ایده ی اشتباهیست . بعضا نظریه ها به تو ذهنیت شما تجاوز می نمایند و باورهای پیشین رو از در میان می‌برند و جایش یه خصوصی نوع که هیچ زمان هیچ کس در خصوص صدق آن‌ها فعالیت بدون شوخی نکرده جایگزین می نماید . خلاقیت داد و ستد گر , لابلای نوع ها از در بین میره و جای اون رو یه مشت نظریه که تنها باهاشون میشه راز یه جمع دیگر را کلاه گذاشت میگیرد . مشاهده کنید اینجانب نمی خوام بیان کنم یادگیری و مطالعه بد است اتفاقا تماما برعکس معتقدم از ضروری ترین چیزها برای داد و ستد گر است اما , مطالعه ای که بر حسب نیاز باشد . شما حس میکنید نیاز دارید به عنوان مثال قیمت گذاری یاد بگیرید تشریف میبیرید خیابان انقلاب چهار عدد کتاب میگیرید و می خونید یا این که در یک کلاس کمپانی می‌کنید .

بررسی ارتباط بین بازدهی سبد سهام و شاخص های مالی آن در بورس اوراق بهادار تهران

نخستین همایش ملی تحقیقات کاربردی در اقتصاد پویا، مدیریت و حسابداری نوین

خرید و دانلود فایل مقاله

با استفاده از پرداخت اینترنتی بسیار سریع و ساده می توانید اصل این مقاله را که دارای 16 صفحه است به صورت فایل PDF در اختیار داشته باشید.

مشخصات نویسندگان مقاله بررسی ارتباط بین بازدهی سبد سهام و شاخص های مالی آن در بورس اوراق بهادار تهران

حسین ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی امیرمعزی - دانشجوی دکتری حسابداری، عضو باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر

چکیده مقاله :

امروزه رسیدن به اهداف اقتصادی هر کشوری بدون مشارکت عمومی افراد آن کشور امری امکان ناپذیر است. یکی از راه هایمشارکت افراد در توسعه اقتصادی، سرمایه گذاری در بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار می باشد، چرا که از این طریق پس اندازهایکوچک و سرگردان به سمت فعالیت های مولد و تولیدی راه پیدا کرده، چرخ تولید و اقتصاد به حرکت در می آید. یکی ازمباحث مهمی که تصمیمات سرمایه گذاران را تحت تأثیر قرار می دهد، بازده سهام است؛ زیرا اهمیت زیادی در افزایش ثروتسهامداران دارد. در این راستا این پژوهش سعی بر آن دارد که به بررسی رابطه بین نسبت های بازار پورتفوی سهام (نسبت هایقیمت به سود، قیمت به فروش، قیمت به جریان نقدی، قیمت به ارزش دفتری پورتفوی سهام) و بازدهی آن پورتفویبپردازد. هدف از این تحقیق بررسی ارتباط بین بازدهی پورتفوی سهام و نسبت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورساوراق بهادار تهران در بازده ی زمانی 1390 الی 1397 می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نتایج پژوهش حاکی از آن-بود که بین بازدهی پورتفوی سهام و نسبت های مالی مانند نسبت های قیمت به سود، قیمت به ارزش دفتری، قیمت به جریاننقدی و قیمت به فروش در تعدادی از دوره ها رابطه ای معکوس وجود دارد.

کلیدواژه ها:

کد مقاله /لینک ثابت به این مقاله

کد یکتای اختصاصی (COI) این مقاله در پایگاه سیویلیکا DEMMA01_086 میباشد و برای لینک دهی به این مقاله می توانید از لینک زیر استفاده نمایید. این لینک همیشه ثابت است و به عنوان سند ثبت مقاله در مرجع سیویلیکا مورد استفاده قرار میگیرد:

نحوه استناد به مقاله :

در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید:

نبویان، سیدمرتضی و امیرمعزی، حسین،1399،بررسی ارتباط بین بازدهی سبد سهام و شاخص های مالی آن در بورس اوراق بهادار تهران،نخستین همایش ملی تحقیقات کاربردی در اقتصاد پویا، مدیریت و حسابداری نوین،بابل،https://civilica.com/doc/1135959


در داخل متن نیز هر جا که به عبارت و یا دستاوردی از این مقاله اشاره شود پس از ذکر مطلب، در داخل پارانتز، مشخصات زیر نوشته می شود.
برای بار اول: ( 1399، نبویان، سیدمرتضی؛ حسین امیرمعزی )
برای بار دوم به بعد: ( 1399، نبویان؛ امیرمعزی )
برای آشنایی کامل با نحوه مرجع نویسی لطفا بخش راهنمای سیویلیکا (مرجع دهی) را ملاحظه نمایید.

مدیریت اطلاعات پژوهشی

اطلاعات استنادی این مقاله را به نرم افزارهای مدیریت اطلاعات علمی و استنادی ارسال نمایید و در تحقیقات خود از آن استفاده نمایید.

مدیریت و دانش مالی در هزاره سوم

نقد تئوری‌های مدرن سرمایه‌گذاری در سال‌های اخیر پدیده‌ای رایج در مقالات جدید مدیریت مالی است. بحث‌های مالی رفتاری در دوره‌های مختلف مدیریت مالی در دانشگاه‌های دنیا تدریس می‌شود. در دهه‌های اخیر پژوهشگران به اثر‌گذاری رفتار انسان در تصمیم‌گیری‌های مالی اشاره دارند و اعتقاد دارند که سرمایه‌گذاران در اتخاذ تصمیم‌های مالی خود به مقولة ریسک و قیمت‌های آینده سهام و بازدهی آنها به گونه‌ای کاملا متفاوت از تئوری‌های مدرن نگاه می‌کنند. محققین اخیر معتقدند که بازارها ناکارآ هستند و یا حداقل از آن کارآیی که تئوری‌ها بر آن بنا شده‌اند، برخوردار نیستند، دوم این‌که رفتار سرمایه‌گذاران فردی در انتخاب سبد اوراق بهادار بسیار از هم متفاوت است. نکتة سوم این است که رابطة معروف بین ریسک و بازده (بازده بیشتر مستلزم پذیرش ریسک بیشتر است) لزوما برقرار نیست.

پروفسور رابرت هاگن از نویسندگان شهیر دانش مدیریت مالی است که در نوشته‌های اخیر خود تئوری بازارهای کارآ را به نقد کشده است و در این راستا به شواهد تجربی و تحقیقات بسیاری اشاره کرده است. وی در کتاب The New Finance به همین موضوعات پرداخته و به دنبال یافتن پارادایم‌های جدید دانش مدیریت مالی است.. هاگن در این کتاب و در دوکتاب معروف دیگر خود، "جانوری در وال استریت" و " بازار سهام ناکارآ: چه عایداتی و چرا؟" مجموعه جامع و سازمان‌یافته‌ای از شواهد و استدلال‌هایی ارایه داده است که نشان‌دهنده رفتار ناکارآی بازار سهام است.

ترجمه کتاب The New Finance تحت عنوان "نظریه‌های مالی نوین" و به کوشش دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی، شهاب‌الدین شمس و هستی چیست سازان هم اکنون در اختیار محققین و دانش‌پژوهان حوزه مالی و سرمایه‌گذاری است. زنده یاد دکتر اسلامی بیدگلی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بودند و دو مترجم دیگر هم دانشجویان دوره دکترای مدیریت مالی در همان دانشگاه هستند. این کتاب توسط انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسیده است. از جمله نکات مثبت این کتاب علاوه بر ترجمه بسیار روان آن، کیفیت بالای چاپ است. این کتاب به‌صورت رنگی و روی کاغذ گلاسه در ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

خواندن این کتاب را به همه علاقه مندان دانش مالی و سرمایه گذاری به خصوص دانشجویان تحصیلات تکمیلی به شدت توصیه می کنم.

دانش مالی رفتاری

دانش مالی رفتاری

مالی رفتاری که عموماً از آن به عنوان کاربرد روانشناسی در دانش مالی تعبیر می شود ، بویژه پس از" ترکیدن حباب قیمتی سهام شرکتهای تکنولوژی" در مارس 2000، به یک موضوع روز تبدیل شده است.

برای کسانی که نقش روانشناسی را در دانش مالی به عنوان یک عامل اثر گذار بر بازارهای اوراق بهادار و تصمیمات سرمایه گذاران بدیهی میدانند، ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی قبول وجود تردید در مورد اعتبار مالی رفتاری دشوار است.

ظهور پدیده هایی مثل حباب های قیمتی در بازار سهام، وجود نوسانات بیش از حد در قیمت سهام، واکنش بیشتر یا کمتر از اندازه سرمایه گذاران به اطلاعات جدید، در تقابل با نظریه بازار کارآی سرمایه قرار گرفته است. محققین با آزمون فرضیه های بسیاری ، شواهدی را نشان می دهند که اصطلاحاً به آن بی قاعدگی های بازار سهام گفته می شود که شامل خلاف قاعده های بنیادی، خلاف قاعده های تکنیکی و خلاف قاعده های تقویمی است.

خلاف قاعده های بنیادی، بی‌نظمی ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی هایی است که با ارزش گذاری ذاتی سهام بر اساس عوامل بنیادی سازگار نیست.

تحلیل های تکنیکی مدعی است که با مطالعه رفتار قیمتهای تاریخی سهام، می توان قیمتهای آتی را پیش بینی کرد.

خلاف قاعده تقویمی ، نشان دهنده اثرات متفاوت زمان در قیمت و بازده سهام است که معروفترین آن" اثر ژانویه" است که سابقه ای حدوداً 25 ساله دارد. همانگونه که می دانیم تمام این خلاف قاعده ها با نظریه کارآیی بازار ناسازگار است.

در عین حال هنوز بسیاری از دانشگاهیان و حرفه ای های طرفدار مکتب "مالی کلاسیک" بررسی جنبه های رفتاری انسان و تاثیر آن در تصمیمات مالی را به عنوان یک شاخه مستقل مطالعاتی باور ندارند. در طرف مقابل طرفداران دانش "مالی رفتاری" اعتقاد راسخی دارند که آگاهی از تمایلات روانشناختی در عرصه سرمایه گذاری، کاملا ضروری و نیازمند توسعه جدی دامنه مطالعاتی ست.ارتباط دانش مالی و بازدهی مالی

"دانش« مالی کلاسیکـ » سرمایه گذاران را منطقی می انگارد اما در دانش« مالی رفتاری» آنها نرمال هستند"

"اگر در مورد خودتان شناخت کافی ندارید، بازار سهام جای گرانی برای کسب این شناخت است."

«آدام اسمیت-بازی پول»

نقش دانش مالی رفتاری برای سرمایه گذاران:

سرمایه گذاران می توانند ازکاربردهای دانش" مالی رفتاری" درموقعیتهای خاص خود به طور گسترده‌ای بهره‌مند شوند."مالی رفتاری"یک مفهوم نسبتا جدید برای سرمایه گذاران و نیز مشاوران سرمایه گذاری است که گاه ممکن است در پذیرش و یا اعتبار آن تردید داشته باشند. افزون بر آن ممکن است مشاوران از طرح پرسش های روانشناسی از مشتریان خود برای پی بردن به تمایلات آنها ، اکراه داشته باشند.

زمانیکه مالی رفتاری در بین فعالان بازار توسعه یابد، سرمایه گذاران مزایای آن را خواهند دید و آنگاه انتظار میرود که درک نحوه تاثیر ابعاد روانشناختی سرمایه گذار بر پیامدهای سرمایه گذاری، بینش های جدیدی فراهم سازد. نتیجه مورد انتظار از برقراری ارتباط مناسب با "مالی رفتاری" برای مشاوران و مدیران پرتفویی است که یک مشاور می تواند متناسب با اهداف و تمایلات هر سرمایه گذار ایجاد نماید.

تمایلات(سو گیری) رفتاری سرمایه گذار:

به طور خلاصه تمایلات رفتاری به عنوان"اشتباهات سیستماتیک" در قضاوت تعریف شده است. برخی نویسندگان از تمایلات رفتاری با عنوان "قواعد سر انگشتی"یاد میکنند، در حالیکه گروهی دیگر آنها را "باورها"،"قضاوت ها" یا ترجیحات" می نامند.

در ذیل تعریف برخی ازاین تمایلات ارائه شده است.

سوگیری اعتماد بیش از حد به خود(فرا اعتمادی):

افراد هم در مورد توانایی خود در پیش بینی و هم در مورد دقت اطلاعاتی که در اختیار آنها قرار میگیرد، برآوردی بیش از اندازه دارند. همچنین در تخمین احتمالات عملکردی ضعیف دارند و رویدادهایی را که حتمی می دانند، غالبا دارای احتمال وقوع بسیار کمتر از صد در صد است. به طور خلاصه می توان گفت که اغلب مردم خود را از آنچه واقعا هستند، باهوش تر میپندارند و بر این باورند که اطلاعات بهتری نیز در اختیار دارند. به عنوان مثال وقتی خبر محرمانه ای از یک مشاور مالی بشنوند و یا مطلبی را در اینترنت بخوانند، بلافاصله آمادگی دارند تا بر اساس مزیت اطلاعاتی خود عمل کنند.مثلاً در مورد یک سرمایه گذاری به سرعت تصمیم می گیرند.

همچنین اغلب سرمایه گذاران در مورد قضاوت های خود خیلی مطمئن هستند، ما این نوع را، «فرا اعتماد به اطمینان » می نامیم. به عنوان مثال برای تصمیم سرمایه گذاری در یک شرکت خاص، اغلب انتظار زیان را نادیده می گیرند و بعداً در صورتی که شرکت عملکرد ضعیفی داشته باشد، احساس تعجب یا نارضایتی می کنند. این افراد غالباً معاملات پرحجمی انجام می دهندو صاحب پرتفوهایی هستند که به اندازه کافی متنوع نیست.

سو گیری فرا اعتمادی: رفتارهایی که می تواند منجر به اشتباهات سرمایه گذاری شود

سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن، توانایی خود را در ارزیابی یک شرکت به عنوان یک سوژه سرمایه گذاری، بیش از حد تخمین می زنند. در نتیجه آنها اطلاعات منفی را که به طور طبیعی علامت هشدار دهنده‌ای است مبنی بر اینکه خرید سهم نباید انجام شود و اگر خریداری شده باید به فروش برسد، را نادیده می گیرند.

سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن،در نتیجه این باور که آنها اطلاعات ویژه ای در اختیار دارند(که دیگران ندارند)معاملات پرحجمی را انجام می دهند. تجربه نشان می دهد که انجام معاملات زیاد، غالباً منجر به بازدهی ضعیف در بلند مدت می گردد.

سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن، عملکرد تاریخی سرمایه گذاری خود را نمی دانندو یا به آن اهمیت نمی دهند، لذا ممکن است ریسک از دست دادن اصل سرمایه خود را کمتر ا واقع برآورد کنند، در نتیجه عملکرد ضعیف و غیر منتظره پرتفوی در انتظار آنان است.

سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن،پرتفوهای غیر متنوعی را در اختیار دارند، از این رو بدون یک تغییر متناسب در ظرفیت ریسک پذیری، ریسک بیشتری را تحمل می کنند. این سرمایه گذاران حتی اغلب نمی دانند آنها ریسکی بیشتر از آنچه ظرفیت و تحمل آن را دارند تقبل کرده اند.

سرمایه گذاران عقلایی صرفاً برای اطلاعاتی هزینه میکنند که مطلوبیت مورد انتظار آنها را افزایش می دهد. سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن با انجام معاملات مکرر مطلوبیت مورد انتظار خود را کاهش می هند.

سرمايه هاي فكري و مديريت منابع انساني

سرمايه هاي فكري و مديريت منابع انساني

مقدمه
سرمايه فکري، زاده عرصه علم و دانش است. هرچند اين واژه در دوران تکوين خود به سر مي برد با اين حال اين مفهوم براي نخستين بار، در سال 1991 مطرح شد يعني زماني که شرکت بزرگ سوئدي اسکانديا شروع به اجراي مجموعه اي از روش هاي نوآورانه علمي براي توجه ويژه به دارايي هاي نامحسوس خود کرد. اگر رشد قدرت سخت افزاري را يک شاخص مهم بدانيم، بايد بگوييم که به زودي، رايانه ها به ظرفيتي معادل ظرفيت مغز انسان دست خواهند يافت.
در آن زمان چگونه مي توان ارزش دارايي هاي شرکت ها را سنجيد – آيا ممکن است مهم ترين دارايي ها همان نامحسوس ترين دارايي ها باشند؟ اين موضوع ارزش بررسي بيشتر را دارد.
ريشه هاي مفهوم سرمايه فکري بسيار عميق هستند. در سال 1969، اقتصادداني به نام جان کنت گالبريت براي نخستين بار از عبارت «سرمايه فکري» استفاده کرد. اين در حالي بود که پيش از آن، پيتر دراکر مفهوم «کارگران آگاه» را مطرح کرده بود. اگرچه سيستم هاي بيشتري در حال استفاده از مفهوم سرمايه فکري هستند، اما هنوز هم بسياري از افراد اطلاعي از اين مفهوم ندارند.
با توجه به گذر جوامع از عصر صنعت به عصر اطلاعات، اهميت سرمايه هاي فكري نيز در دنياي تجارت بيشتر شده است. در طول عصر صنعت، بهاي تمام شده دارايي ها، كارخانه ها و تجهيزات و مواد خام عواملي بودند كه براي موفقيت يك تجارت لازم بود، اما در عصر اطلاعات استفاده موثر از سرمايه هاي فكري است كه معمولادر موفقيت يا شكست يك مجموعه موثر است.
اقتصاد نوين، كه از پديده اطلاعات و دانش نشات گرفته است، نقش بسزايي در افزايش چشمگير اهميت سرمايه فكري در امر تحقيقات و تجارت داشته است.
به رغم اهميت روزافزون دارايي هاي نامشهود و سرمايه فكري، هنوز اكثر سيستم هاي حسابداري، سنتي عمل کرده و قادر به محاسبه و ملحوظ نمودن کامل سرمايه فكري نمي باشند. اين در حالي است كه اهميت افشاي اقلام غيرترازنامه اي و دارايي هاي نامشهود در گزارش هاي سالانه، به ويژه در گزارش هاي سالانه و ميان دوره اي شركت هاي بزرگ و متوسط، به شدت در حال افزايش است. روس و ديگران معتقدند كه سرمايه فكري را مي توان با موضوعات ديگري چون استراتژي شركت مرتبط نموده و ابزارهاي سنجش و اندازه گيري آن را مهيا کرد.
اختلاف بين ارزش دفتري و ارزش بازار شرکت ها که همان سرمايه فکري ناميده مي شود، به ويژه در شرکت هاي دانش محور، (باعث افزايش اهميت سرمايه فکري شده است). سرمايه فکري را مي توان اساسي ترين دارايي يک شرکت دانست.
از نظر استراتژيك، سرمايه فكري به منظور توليد و استفاده از دانش در ارتقاي ارزش شركت مورد استفاده قرار مي گيرد. اين در حالي است كه از نظر سنجش و اندازه گيري ارزش سرمايه هاي فكري، تاكيد بر مكانيزم هاي جديد گزارش دهي مي باشد كه جنبه هاي غيرمالي و كيفي سرمايه فكري را از طريق داده هاي سنتي، كمي و مالي قابل اندازه گيري مي نمايد.

مالی عصبی ، انقلابی در گرایشهای مالی

مالی عصبی گرایشی نوین در حوزه علوم مالی است که پس از مالی رفتاری مورد توجه متخصصین این حوزه قرار گرفت. مالی عصبی رشته­ای جوان است که فعالیت­های مغزی انسان را بر اساس تصمیمات مالی سرمایه گذاران مورد بررسی قرار داده و با استفاده از علم روانپزشکی تلاش می­نماید تا فرآیندهای مغزی ایشان را با رفتار سرمایه گذاران مرتبط نماید. در این پژوهش ابتدا به پیشینه تاریخی این مبحث می پردازیم، سپس رفتارها و فرآیندهای مغزی را بر اساس پژوهشهای صورت گرفته عنوان می نماییم و در نهایت می توانیم به این آگاهی دست یابیم که چنانچه بتوان رفتارهای پردازشگرانه مغز را درک نمود در نتیجه تصمیمات سرمایه گذاران در شرایط مختلف تصمیم گیری می­تواند منجر به یک انتخاب بهینه گردد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا