گزینه های دودویی و فارکس

آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟


بازار سرمایه با توجه به امنیت خود یکی از بهترین روش‌های سرمایه‌گذاری در ایران است که می‌توان برای بلند مدت و کوتاه مدت روی آن حساب کرد. اما با توجه به روند نزولی که بازار چند ماه گذشته تجربه کرده است، چگونگی وضعیت بورس در آینده، سوالی است که برای بسیاری از سهامداران به وجود آمده است.
برخلاف سال 1398 که اکثر سهام موجود در بازار رشد متوالی را به ثبت می‌رساندند، بعد از ریزش سال 1399 بورس تهران، تحرکات قیمتی زیادی را از خود نشان نداده است. سطح پایین حجم معاملات بازار و روند نامعلوم آن انگیزه بسیاری از سهامداران را تحت تاثیر قرار داده است.

آیا تحلیل تکنیکال واقعا کار می‌کند؟

فلسفه سرمایه‌گذاری چارچوب عملکردی و مبانی تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذار را تعیین می‌کند. برخی از سرمایه‌گذاران در ایران و جهان، رویکرد «تکنیکال» را قطب‌نمای خود در بازارهای سرمایه‌پذیر قرار داده‌اند. اما امروز کارآیی این رویکرد -به ویژه در بازار سهام- به چالش کشیده شده است. مقاله حاضر، پیرامون سوال‌هایی است که تحلیل تکنیکال با آن مواجه است.

مقصود از تحلیل تکنیکال یا آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ نمودارگرایی (chartism)، باور به امکانِ پیش‌بینی حرکت آتی قیمت‌ها، بر مبنای حرکت آن‌ها در گذشته است. به بیان دیگر، پیش‌بینی «طرف راست» و خالیِ نمودارِ قیمت، بر اساس «طرف چپ» آن، که حاوی تاریخچه‌ای از حرکت قیمتی آن مورد سرمایه‌گذاری (ارز، طلا، سهم و ..) است.

تلاش برای پیش‌بینی روندهای قیمتی با مطالعه نمودارها، یک تکنیک متداول سرمایه‌گذاری است. در واقع، تحلیل تکنیکال شاید معمول‌ترین شکلِ انتخاب سهام باشد. به دلیل این‌که هر فرد بدون نیاز به آموزش زیاد، می‌تواند آن را فرا بگیرد و انجامش دهد.

برای بسیاری از سرمایه‌گذاران، تحلیل تکنیکال چیزی فراتر از صرفِ پیش‌بینی آینده بر اساس روندهاست. پیروان متعصب‌ترِ این روش، تلاش می‌کنند فرصت‌های معاملاتی را با استفاده از ابزارهایی مثل میانگین متحرک، قدرت نسبی، خطوط حمایت و مقاومت و الگوهایی مانند سر و شانه -و فهرستی طولانی از دیگر الگوهای ساخته شده- شناسایی کنند.

تحلیل تکنیکال، میان سرمایه‌گذاران حقیقی محبوب‌تر است. اما آیا این نگاه، آن‌ها را به تصمیم‌های خرید و فروش درست هدایت می‌کند؟ پاسخ این سوال آسان نیست.

در ادبیات مسلطی که میان چارتیست‌ها جریان دارد، کارآیی واقعی اساسا نادیده گرفته می‌شود. در عوض، روی اثربخشی نظریه‌های درونی تکنیکال در دوره‌های منتخب زمانی که طبق این الگوها سودهای غیرمتعارف کسب شده، تمرکز می‌کند.

یکی از اولین پژوهش‌هایی که تلاش کرد داده‌های مرتبط با تحلیل تکنیکال را بررسی کند، پژوهشی بود که در سال ۱۹۸۰ انجام شد. این داده‌ها مربوط به معاملات سرمایه‌گذارانی بود که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کردند. سه پژوهش‌گر در مقاله‌ای با عنوان «طراحی سبد و کارآیی سبد: سرمایه‌گذار حقیقی» داده‌های معامله سهام را برای تعداد زیادی از سرمایه‌گذاران طی سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۰ بررسی کردند. یافته‌های آن‌ها از این حکایت داشت که تحلیل تکنیکال کارآیی سبد سهام را برای سرمایه‌گذاران حقیقی، شدیدا تنزل می‌دهد.

در سلسله تحقیقاتی که بِرَد باربر (Brad Barber) و ترنس اُدین (Terrance Odean) از دانشگاه برکلی، اواخر دهه ۹۰ میلادی آغاز کردند، میزان کارآیی واقعی برای هزاران سرمایه‌گذار حقیقی که با حساب خودشان معامله می‌کردند، مستند شد. نتایج این تحقیقات در قالب چندین مقاله ارائه شده است. آن‌ها دریافتند کسانی که بیشتر معامله می‌کنند، از کسانی که کمتر معامله می‌کنند، کارآیی پایین‌تری دارند. و اغلب کسانی که در مطالعه باربر و اودین بیشتر معامله می‌کردند، معامله‌گران تکنیکال بودند.

اخیرا دو محقق از هلند، مقاله‌ای منتشر کردند که به طور خاص، نتایج سرمایه‌گذارانی را بررسی کرده که با تکیه بر تحلیل تکنیکال معامله می‌کنند. در این مقاله، آروید هافمن (Arvid Hoffmannn) از دانشگاه ماستریخت و هِرْش شِفرین (Hersh Shefrin) از دانشگاه سانتا کلارا، داده‌های مربوط به معامله‌ سرمایه‌گذاران هلندی را برای دوره زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ بررسی کردند. این سرمایه‌گذاران هم بر مبنای تحلیل تکنیکال فعالیت می‌کردند.

سال ۲۰۰۶ یک شرکت کارگزاری ریز اطلاعاتی که در اختیار داشت را به این دو پژوهش‌گر ارائه کرده بود. این اطلاعات شامل همه تراکنش‌های معاملاتی برای معلمله‌گران و یک سوال کلیدی از آنان بود. این‌که کدام استراتژی را به عنوان مبنا در تصمیم‌گیری‌های خود استفاده می‌کنند. و «تحلیل تکنیکال» یکی از گزینه‌هایی بود که می‌توانستند انتخاب کنند.

۳۲ درصد از این سرمایه‌گذاران گفته بودند از تحلیل تکنیکال به صورت انحصاری یا در تلفیق با تحلیل بنیادی،استفاده می‌کنند. هافمن و شفرین موفق شدند اطلاعات حساب ۵۵۰۰ نفر را با روش‌های آماری دقیق، آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ آنالیز کنند.

در نهایت، نتایج این بررسی آماری نشان داد که سرمایه‌گذاران حقیقی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، نسبت به کسانی که از این روش استفاده نمی‌کنند، به‌طرز نامتناسبی به روندهای کوتاه‌مدت تمایل دارند، نرخ بالای جابجایی سهام در سبد خود را تجربه می‌کنند، و در مجموع، بازده پایین‌تری کسب می‌کنند.

هم‌چنین، هافمن و شفرین دریافتند که هفتاد درصد از عدم کارآیی این سرمایه‌گذاران، حاصل از تصمیمات غلط آن‌ها درباره انتخاب سهم و ۳۰ درصد آن ناشی از هزینه‌های بالای مبادله (کارمزد و مالیات و …) است.

اغلب سرمایه‌گذاران –لااقل در مقطعی از فعالیت خود- درگیرِ تحلیل تکنیکال و پیش‌گویی‌های نموداری بوده‌اند. تحلیل تکنیکال خودش را چون نقشه گنجی نشان می‌دهد، که راه‌های میان‌بُر و آسانی برای رسیدن به صندوقچه‌های طلا در خود نهفته دارد.

جالب است بدانید، حتی وارن بافت هم اذعان کرده که سال‌هایی از زندگی کاری‌اش را صرفِ مسلط شدن به تحلیل تکنیکال کرده است. اما علی‌رغم همه ادعاهایی که در دل تحلیل تکنیکال وجود دارد، نمودارگرایی از سودآوری می‌کاهد. سال ۲۰۰۵ وارن بافت در دانشگاه وندربیلت (Vanderbilt University) درباره این دوگانگی در ادعا و نتیجه، به شوخی گفت: «من وقتی فهمیدم تحلیل تکنیکال کار نمی‌کند که نمودار را زیرورو کردم، اما باز به جواب متفاوتی نرسیدم»

جادویی در اعداد وجود ندارد

بخشی از مکتب تحلیل تکنیکال به موضوع اعداد فیبوناچی تعلق دارد. اعداد فیبوناچی دنباله‌ای از عددهای صحیح هستند. این دنباله اولین بار توسط لئوناردو فیبوناچی، ریاضی‌دان ایتالیایی قرن سیزدهم معرفی شد. سلسله اعداد فیبوناچی با ۰ و ۱ شروع می‌شود. و اعداد بعدی، حاصل جمع دو عدد قبلی خودشان هستند. بخش آغازین این دنباله از اعداد زیر تشکیل شده است:

… ، ۳۴ ، ۲۱ ، ۱۳ ، ۸ ، ۵ ، ۳ ، ۲ ، ۱ ، ۱ ، ۰

هرچه این دنباله را بیشتر ادامه دهیم، نسبت دو عدد متوالی به ۱٫۶۱۸ میل می کند. این عدد به نام نسبت طلایی در طراحی و معماری شناخته می‌شود. نسبتی که می‌گویند در رشد گیاهان و اندام جانداران مستتر است.

تحلیگران تکنیکال می‌گویند اگر این عدد در طبیعت کار می‌کند، چرا در بازارهای مالی کار نکند؟ برخی معامله‌گران معتقدند، وقتی بازار به ۶۱٫۸% پایین‌تر از حد بالای گذشته خود (یا ۶۱٫۸% بالاتر از حد پایین گذشته خود) می‌رسند، روند خود را تغییر می‌دهد.

گفتیم که تحلیلگران تکنیکال بر این باورند، که حرکت‌های آینده قیمت را می‌توان با مطالعه قیمت‌های گذشته پیش‌گویی کرد. برخی از آن‌ها از الگوها ( مانند سر و شانه، مثلث متقارن و …) استفاده می‌کنند. گروه دیگر، نشان‌گرهایی -که در ادبیات تکنیکال به دو دسته اندیکاتورها و اسیلاتورها تقسیم می‌شوند- مثل میانگین متحرک را بررسی می‌کنند. و برخی از آن‌ها معتقدند بازار روی موج‌های ازپیش‌تعیین‌شده حرکت می‌کند. طرفداران فیبوناچی جزء گروه سوم‌اند.

در پژوهشی که توسط پروفسور روی بَچِلور (Roy Batchelor) ریچارد رَمیار (Richard Ramyar) صورت گرفته، شواهدی در تایید کارکرد اعداد فیبوناچی در بازار سهام آمریکا پیدا نشده است. به عنوان مثال، آن‌ها شاخص‌هایی مانند DJIA را طی سالهای ۱۹۱۴-۲۰۰۲ بررسی کردند و هیچ نشانه‌ای از معکوس شدن روند در سطوح ۶۱٫۸% -یا هر سطح پیش‌بینی شده دیگری- نیافتند.

جالب است بدانید، پژوهش‌هایی که نتایج واقعی تحلیل تکنیکال را بررسی می‌کنند، معدودند. یکی از دلایل سختی کار در بررسی آماری تحلیل تکنیکال، ابهام در متدولوژی و عدم شفافیت قواعد است. در واقع، دنباله فیبوناچی یکی از معدود سازوکارهای درون تحلیل تکنیکال است، که تن به آزمون می‌دهد. پروفسور بچلور می‌نویسد «ریشه مسئله در این است که تحلیل تکنیکال، از مشخص کردن قواعد و ارائه گزارش در یک روش قابل قبول علمی، سر باز می‌زند. اغلب، به قدری این قواعد مبهم و پیچیده‌اند که آزمون را ناممکن می‌سازند.»

اگر نظریه بازار کارا درست باشد، اساسا تحلیل تکنیکال نباید کار کند. به دلیل این‌که همه اطلاعات -از جمله حرکت‌های قیمتی در گذشته- در قیمت فعلی منعکس هستند. یعنی همه تاثیر خود را در وضعیت فعلی قیمت، تخلیه کرده‌اند، و چیزی برای پیش‌بینی آینده در خود ندارند.

تحلیل‌گران تکنیکال یک خطای شناختی مهم مرتکب می‌شوند. آن‌ها با در دست داشتن الگوهای خود به انبار داده‌های موجود در بازار وارد می‌شوند و به دنبال شواهدی بر تایید الگوی خود می‌گردند. با توجه به انبوهیِ داده‌های موجود، پُرواضح است که اغلب، شواهدی دال بر تایید الگوهای ازپیش‌تعریف‌شده پیدا می‌کنند. در حالی که خواسته یا ناخواسته، از کنار حجم قابل توجهی از داده‌هایی که خارج از الگوهای آن‌هاست، بی‌توجه عبور می‌کنند.

تحلیل‌گران تکنیکال یا چارتیست‌ها، بیش از گذشته باید در باب کارآیی و ریشه‌های علمی نظریات خود بیاندیشند. پافشاری بر متدهای نادرست، سرمایه را در معرض ریسک بالاتری قرار خواهد داد. در این میان، بیشترین ریسک متوجه افرادی می‌شود که منحصرا این روش را برای مبادلات خود برگزیده‌اند. به نظر می‌رسد، تلفیق این روش با دیگر رویکردهای تحلیلی، هوشمندانه‌تر و امن‌تر باشد.

آیا بورس ایران دیگر قابل‌ پیش‌بینی نیست؟ / مشکل از کجاست؟

بورس ایران امسال روزهای پرتلاطمی را گذراند. در ابتدای سال هم‌زمان با حمایت دولت و امیدواری سرمایه‌گذاران خرد، بازار سرمایه با هیجان شروع به رشد کرد؛ اما پس از یک رشد بسیار سریع، بازار نزول خود را آغاز کرد و تا هنگام نوشتن این مقاله یعنی ۸ آبان سال ۱۳۹۹ به کانال یک میلیون و ۲۰۰ هزار واحدی وارد شده است، ۸۰۰ هزار واحد افت از مرداد ماه تا کنون.

در روزهای اول سال می‌شد روند بازار را تحلیل و با ابزارهای تکنیکال و بنیادی آینده قیمت‌ها را پیش‌بینی کرد؛ اما قیمت‌ها تمام سقف‌های تحلیلی را شکستند و نشان دادند همه این تحلیل‌ها اشتباه بوده است.

قیمت‌ها به حدی بالا رفتند که دیگر نمی‌شد آینده آن را پیش‌بینی کرد و گفت شاخص روی کدام نقطه می‌ایستد. در آن شرایط تنها یک پی‌بینی واحد وجود داشت، اینکه در آینده باید در انتظار یک اصلاح بزرگ بود. با شروع اصلاح بازار هم تحلیلگران نمی‌دانستند که این افت تا کجا ادامه دارد و هنوز هم نمی‌دانند که تا کجا می‌رود. آیا اینها همه نشان می‌دهد که بازار سرمایه در ایران غیرقابل تحلیل و پیش‌بینی است؟

قانون بازار سرمایه

بازار سرمایه یا در کل بازارهایی که در آن‌ها تعداد فعالان و شرکت‌ها زیاد است و سرمایه بسیاری در آن گردش می‌کند، یک قاعده کلی دارند. این قاعده کلی این است که بازار بالاخره دست عوامل خارجی را پس می‌زند.

برای مثال در بازار ایران ورود دولت برای حمایت‌ غیرلازم، یک عامل خارجی بود که بازار را رشد داد؛ اما کاملا مشخص بود که بازار این عامل را پس می‌‌زند و اثر مثبت آن‌ را خنثی می‌کند. نمونه این اتفاق زمانی رخ داد که شاخص از ۸۰۰ هزار واحد در مدت بسیار کمی به یک‌میلیون واحد رسید. در این زمان بازار این رشد ۲۰۰ هزار واحدی را که ناشی از حمایت دولت بود پس زد و شاخص در زمان کمی اصلاح‌ شد و از یک‌میلیون واحد دوباره به ۸۰۰ هزار واحد رسید. شاخص کل بورس بعد از آن دوباره شروع به رشد کرد و به‌صورت طبیعی به یک ‌میلیون واحد رسید.

بازار بورس ایران

بعد از آن دوباره با حمایت دولت بازار از یک ‌میلیون واحد شروع به رشد کرد و شاخص با شیب بسیار تندی به ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار واحد رسید. البته در این میان خطوط مقاومت روانی یا سطوح مقاومت تکنیکال نیز وجود داشتند که بازار نسبت به این سطوح حمایت و مقاومت واکنش نشان داد؛ اما در کل روند رشد بازار تغییری نکرد.

انتظار نزول بازار بورس

در این زمان تقریبا همه نمادها مثبت و سهم‌های ارزشمند بازار همه در منطقه اشباع خرید بودند. با این‌همه تمام کسانی که کمی از تحلیل بازار بورس سردر می‌آورند منتظر شروع نزول بازار بودند که البته چند ماهی طول کشید. فعالان و تحلیل‌گران نیز به این نتیجه رسیدند که بازار در مهرماه کمی اصلاح می‌شود و دوباره تا پیش از انتخابات آمریکا یعنی ۱۳ آبان 99 صعودی یا بدون تغییر خواهد بود.

اما همه این پیش‌بینی‌ها اشتباه بود. هم اصلاح زودتر آغاز شد و هم روند نزولی بازار قطع نشد و تدوام یافت. آیا اینها همه نشان می‌دهد که بازار سرمایه این قابل تحلیل و پیش‌بینی نیست؟

تالار بورس اوراق بهادار تهران

مشکل بورس ایران چیست؟

شما در هر بازاری دو ابزار برای تحلیل و پیش‌بینی آینده احتمالی آن دارید: تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی.

تحلیل تکنیکال

فرض آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ پیش‌زمینه تحلیل تکنیکال این است که تغییرات قیمت (Price action) یا همان نمودار قیمت به‌طور کل نشان‌دهنده تمام فاکتورهای موثر در بازار است.

تمام اندیکاتورهایی که در تحلیل تکنیکال وجود دارند بر پایه تغییرات قیمت و حجم معاملات ساخته شده‌اند و شما هم با بررسی آن‌ها می‌توانید تصویری از آینده بازار به دست آورید.

تحلیل تکنیکال می‌تواند در کوتاه‌مدت روندها را با دقت قابل قبولی پیش‌بینی کند. در بلندمدت نیز نقاط برگشت یا اصلاح احتمالی قیمت‌ها را می‌تواند نشان دهد. اگر شما به‌درستی از ابزارهای تحلیل تکنیکال استفاده کنید و بتوانید آن‌ها را با هم ترکیب کنید، می‌توانید سود معقولی کسب کنید.

تحلیل تکنیکال نمودار قیمت

البته این به شرطی است که شما واقعا به ابزارهای تحلیل تکنیکال واقف باشید، یک سیستم یا استراتژی معاملاتی داشته باشید و مهم‌تر از آن به این سیستم یا استراتژی خود پایبند بمانید و درگیر هیجان‌ها و احساسات بازار نشوید.

تحلیل‌های تکنیکال نه‌تنها می‌توانند قیمت‌های آینده را در بازارهای صعودی و نزولی به شما نشان دهند، بلکه بازه‌های زمانی را نیز آشکار می‌کنند و می‌توانند به شما بگویند در سهام مورد تحلیل شما، نمودار احتمالا چه قیمت‌هایی را در چه زمانی لمس خواهد کرد.

تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی از پارامترها و متغیرهای مختلفی مثل قیمت فعلی سهم، میزان فروش شرکت‌ها، وضعیت فعلی بازار، اخبار مربوطه، صورت‌های مالی شرکت، تغییرات کلی اقتصاد، رشد اقتصادی در دنیا، قیمت ارز و بسیاری از پارامترهای از این دست استفاده می‌کند و می‌تواند تحلیلی از آینده بازار به شما ارائه دهد.

تحلیل بنیادی می‌تواند به شما بگوید قیمت واقعی یک سهم چقدر است. در نتیجه این اطمینان را در شما ایجاد کند که سهم ارزشمندی که امروز خریدید با اینکه شاید قیمت امروز آن کم باشد، اما ارزش ذاتی آن بسیار بالا است و در طولانی‌مدت به این ‌قیمت خواهد رسید.

اما تحلیل بنیادی یک مشکل دارد، اینکه بازه زمانی رشد یا نزول را مشخص نمی‌کند. در حالت کلی تحلیل بنیادی آینده طولانی‌مدت سهم را به شما می‌گوید.

مشکل اینجاست که همین «بلندمدت» مشخص نیست چقدر است. ممکن است سهمی که شما می‌خواهید در یک سال به قیمت واقعی خود برسد یا اینکه چندین سال طول بکشد.

شناخت ضعف‌های ابزارهای تحلیلی

تحلیل تکنیکال یا بنیادی ابزارهای شما برای کار درست در بازار‌های مالی هستند؛ مانند ابزارهای دیگر، شما نه‌تنها باید طرز استفاده از آن‌ها را بدانید بلکه مهم‌تر از آن، باید ضعف‌های این ابزارها را بشناسید.

دانستن این ضعف‌ها به شما کمک خواهد کرد که بدانید تحلیل شما اولا چقدر درست است و دوما در کجا به درد نمی‌خورد. هرکدام از اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال نیز ضعف‌هایی دارند که باید با آن‌ها آشنا باشید.

اما تحلیل تکنیکال یک ضعف بزرگ دارد؛ اینکه تحلیل تکنیکال و ابزارهای آن تنها در زمان‌هایی به درد می‌خورند که بازار رفتار هیجانی ندارد.

یعنی شما تنها در بازارها یا زمان‌هایی که در آن یا رفتار سرمایه‌گذاران منطقی و همراه با دانش است و یا به دلیل عمق زیاد بازار، نوسان شدید در آن وجود ندارد، می‌توانید از تحلیل تکنیکال استفاده کنید.

ضعف تحلیل تکنیکال در این است که در بازارهای پرهیجان به درد نمی‌خورد.

هرچه تعداد فعالان بازار، میزان سرمایه‌گذاری، تعداد شرکت‌ها، حجم معاملات و ارزش معاملات بازار بیشتر باشند، آن بازار عمق بیشتری دارد.

بازار عمیق مثل اقیانوس است که یک سنگ کوچک نمی‌تواند در آن موج‌های بزرگی راه بیندازد. اگر عمق بازار کم باشد شبیه برکه یا چاله آب کوچکی است که یک سنگ کوچک نیز می‌تواند در آن تلاطم‌های چشمگیر درست کند.

ضعف تحلیل تکنیکال در این است که در بازارهای پرهیجان به درد نمی‌خورد.

هیجان در بازار بورس ایران

عمق بازار بورس ایران آن‌قدر زیاد نیست. در زمان رشد بازار بورس ایران در تابستان 99، این مشکل وجود داشت. بازار دچار هیجان بود و به همین دلیل از جایی به بعد دیگر نه تحلیل بنیادی و نه تحلیل تکنیکال نمی‌توانست آینده را با دقت قابل‌قبولی پیش‌بینی کند.

تمام قیمت‌ها از تمام سقف‌های پیش‌بینی‌شده بالاتر رفته بود و نمی‌دانستیم این رشد را تا کجا می‌تواند ادامه یابد. همان‌طور که گفتیم تنها چیزی که می‌توانستیم به‌صورت قطعی در مورد بورس ایران بگوییم این بود که در آینده بازار نزول تندی دارد.

اگر بازار بورس هیجانی نبود می‌توانستیم بگوییم که احتمالا تا کجا رشد و در کجا نزول خود را آغاز می‌کند؛ اما در آن زمان بازار در هیجانی‌ترین وضعیتی بود که در این چند سال شاهد بودیم.

وقتی هم بازار نزول کرد دوباره تحلیلگران سطوح مقاومتی را برای شاخص در نظر گرفتند که البته تا حدی درست از آب در می‌آمدند و شاخص هنگام برخورد با این کف‌ها واکنش نشان داد.

با اینکه این منفی شدن و نزول بازار بسیاری از سهامداران خرد را دچار ضرر کرد و آن‌ها را از بازار ترساند و به همین دلیل سرمایه‌های فراوانی از آن خارج شد، اما بالاخره روند نزولی بازار کند‌تر شد و حالا احتمالا دوباره تحلیل تکنیکال و حتی تحلیل‌های بنیادی می‌تواند به ما بگوید این نزول تا کجا ادامه پیدا می‌کند.

آیا بازار بورس ایران قابل‌تحلیل است؟

پاسخ این سوال ساده است بله قطعا! تمام کتاب‌هایی که برای آموزش، تحلیل و معرفی ابزارهای مختلف تحلیل ساخته و نوشته شده‌اند دقیقا برای بازارهایی مثل بازار ایران هستند.

فرض کنید که هیچ تلاطمی در بازار وجود ندارد. هیچ شرکت یا هیچ فرد حقیقی یا حقوقی در بازار سرمایه تخلف نمی‌کند، کار غیراخلاقی انجام نمی‌دهد، حس (sentiment) سرمایه‌گذاران نسبت به بازار مثبت است و بازار در یک روند صعودی آرام به رشد خود ادامه می‌دهد.

در چنین بازاری تحلیل معنایی ندارد. این بازار رشد خواهد کرد و مهم نیست شما چقدر سرمایه را در چه زمانی وارد بازار کنید. شما قطعا سود می‌کنید. ریسکی هم ندارید. تنها هنر شما در چنین بازاری این است که تشخیص دهید با چه ترکیب و زمان‌بندی سودتان را بیشینه کند. چنین بازاری برای ورود تمام آدم‌هایی که چیزی از تحلیل‌ سر درنمی‌آورند مناسب است.

شاید با خود می‌گویید ابزارهای تحلیل تکنیکال برای بازارهای خارج از ایران ساخته شده‌اند که عمق آن‌ها زیاد است و دولت در بازار دخالت نمی‌کند و تخلفی نیز در آن روی نمی‌دهد.

بازار بورس تهران مکالمه تلفنی

اما اشتباه می‌کنید. در همه بازارها متخلفین وجود دارند. در همه بازارها دولت در مواقع ضروری وارد می‌شود و دخالت می‌کند.

اگر مقاله ما در مورد نظریه بازی‌ها، فساد و راه‌حل‌های مقابله با فساد را خوانده باشید می‌دانید که فساد اجتناب‌ناپذیر است. اگر بهترین و خوش‌تربیت‌ترین مردمان جهان را هم پیدا کنید در نهایت کسانی در بین آن‌ها وجود دارند که درست رفتار نمی‌کنند، پایبند به اخلاق نیستند و اگر قدرت سیاسی و اقتصاد داشته باشند دچار فساد می‌شوند.

سازنده‌های ابزارهای تحلیلی هیچ‌کدامشان ایرانی نبودند. همه آن‌ها در بازارهایی بودند که در آن متخلفان و رانت‌خوارها وجود داشتند که بازار را به هم می‌ریختند. آن‌ها ابزارهای تحلیل خود را در همین بازارها و برای این بازارها ساخته‌اند و از آن‌ها سود برده‌اند.

در نتیجه پاسخ ساده است بله به‌طورقطع تحلیل‌ تکنیکال و بنیادی در بازار بورس ایران‌ هم کار می‌کند و شما می‌توانید با این تحلیل‌ها سودهای چشمگیری ببرید.

اما آنچه شما باید به آن‌ها توجه داشته باشید این است که نقاط ضعف این تحلیل‌ها‌ را بدانید و بفهمید که در کجا و چه زمانی باید از این تحلیل‌ها استفاده نکنید.

آینده بورس ایران چیست؟

با اصلاح شدیدی که در این چند ماه با آن مواجه بودیم، مشخصا سهامداران خرد، آن‌هایی که کمترین قدرت را دارند بیش از همه ضرر کرده‌اند. آن‌ها در بازار منفی سهم‌های ارزشمند خود را با قیمت کمی فروختند.

این بازار منفی بسیاری از این سهام‌داران خرد و کم‌تجربه را ترسانده است. برخی تصمیمم گرفته‌اند که دیگر وارد بازار نشوند. با این ‌همه تعدادی هم بوده‌اند سهم‌های خود را نفروخته‌اند و منتظر مانده‌اند.

تمام مشکل زمانی شروع شد که دولت بازار را دچار هیجان کرد و باعث رشد غیرمنطقی آن شد. چه‌بسا اگر دولت دخالتی در بازار نمی‌کرد، روند مثبت بازار که از سال پیش آغاز شده بود آرام ادامه می‌یافت و شاخص امروز به همان جایی می‌رسید که در حال حاضر هست؛ یعنی به حدود یک‌میلیون و ۲00 هزار واحد.

پرونده هفته؛ تاثیر انتخابات آمریکا بر اقتصاد ایران / انتخاب بایدن یا ترامپ؛ هرکدام چه پیام‌هایی دارد؟

در حال حاضر نیز بازار منتظر مشخص شدن تکلیف انتخابات آمریکا است. بعد از آن دوباره احتمالا روند آرام خود را ادامه خواهد داد.

با توجه به وضعیت هیجانی کنونی بازار نمی‌توانیم با استفاده تحلیل تکنیکال یا بنیادی پیش‌بینی کنیم که روند بازار در کوتاه‌مدت چگونه است. فقط می‌توانیم بگوییم که شاخص حول‌وحوش رقم یک‌میلیون و ۲۰۰ هزار واحد خواهد ماند.

با این ‌همه می‌دانیم که بازار در بلندمدت چگونه خواهد بود. قیمت بسیاری از سهم‌های ارزشمند در این مدت بسیار پایین آمده است. قیمت دلار و طلا بالا رفته است. با این حساب‌ می‌دانیم که ارزش ذاتی این سهم‌ها بسیار بالاتر از قیمت امروزی آن‌ها است و مطمئن هستیم که در بلندمدت این سهم‌ها به این ارزش ذاتی خود خواهند رسید و رشد خواهند کرد.

آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟

در تحلیل بنیادی، سرمایه‌گذارانی که مستقیماً نسبت به خرید یا فروش سهام شرکت‌ها اقدام می کنند، باید قبل از انتخاب سهام شرکت شرایط و وضعیت آن شرکت را با‌دقت و به‌ صورت جامع، مورد تحلیل و بررسی قرار دهند.

در حالیکه تحلیل تکنیکال، یک روش محاسباتی برای شناسایی روند قیمت هست و سعی می کند آینده قیمت را بر اساس اطلاعات گذشته پیش بینی کند، بنابراین یک سرمایه‌گذار موفق باید قدرت تحلیل بالایی داشته باشد.

چگونه یک سهم را تحلیل کنیم؟

دو شیوه اصلی برای تحلیل سهام شرکت ها در بورس مطرح است:

  • تحلیل بنیادی
  • تحلیل تکنیکال

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل گر بنیادی دلیل تحرکات قیمت را از میان داده های مالی و اخبار شرکت ها تشخیص می دهد و از آن برای سرمایه گذاری مناسب استفاده می کند.

تحلیل گر بنیادی در جستجوی عدم تعادل بین ارزش ذاتی و قیمت فعلی سهام شرکت است اگر تحلیل گر به نتیجه ای برسد که قیمت فعلی سهم از ارزش ذاتی آن کمتر است، آن سهم را برای سرمایه‌گذاری مناسب با داشتن شرایطی ارزیابی می‌کند. که یک موقعیت با پتانسیل سودآوری خوب محسوب می شود. به همین دلیل به روش تحلیل بنیادی، تحلیل پایه‌ای و یا اساسی هم گفته می شود.

در روش بنیادی سرمایه‌گذار عوامل اثرگذار اصلی بر قیمت سهام شرکت را مورد بررسی قرار داده و بر اساس آن، تصمیم‌گیری می‌کند که آیا سهام این شرکت برای سرمایه‌گذاری مناسب است یا خیر؟

به‌طورکلی عوامل تاثیرگذار بر قیمت سهام یک شرکت سه دسته هستند:

  • عوامل محیطی یا کلان
  • عوامل مرتبط با صنعت
  • عوامل درونی شرکت

در تحلیل بنیادی، سرمایه‌گذار پس از بررسی و تحلیل سه عامل فوق، ارزش واقعی یا ذاتی سهام آن شرکت را تعیین می‌کند. سپس با مقایسه ارزش ذاتی سهام آن شرکت با قیمت فعلی آن در بورس، در خصوص خرید، فروش یا نگهداری آن سهم به شرح ذیل تصمیم‌گیری می‌کند.

۱- اگر از دید سرمایه‌گذار، ارزش ذاتی سهم از قیمت فعلی آن سهم در بورس بیشتر باشد، آن سهم امکان رشد بیشتری دارد و مناسب برای خرید است.

۲- اگر از دید سرمایه‌گذار، ارزش ذاتی سهم از قیمت فعلی آن سهم در بورس کمتر باشد، نه‌تنها برای خرید مناسب نیست، بلکه اگر سرمایه‌گذار چنین سهمی را داشته باشد، بهتر است آن را بفروشد.

۳- اگر از دید سرمایه‌گذار ارزش ذاتی سهم با قیمت فعلی آن در بورس برابر است، خرید یا فروش آن، سودی برای سرمایه‌گذار ندارد.

با یک مثال سه حالت فوق را شرح می دهیم، فرض کنید سهام یک شرکت در حال حاضر با قیمت ۲۰۰ تومان معامله می‌شود. سرمایه‌گذار با استفاده از روش تحلیل بنیادی ارزش ذاتی یا واقعی سهام شرکت را محاسبه کرده و به این نتیجه می رسد که هر سهم این شرکت حداقل ۲۵۰ تومان ارزش دارد. در این صورت، سرمایه‌گذار نسبت به خرید سهام شرکت اقدام می‌کند، زیرا قیمت فعلی سهام این شرکت در مقایسه با ارزش واقعی آن حداقل ۵۰ تومان ارزانتر است.

حال اگر در همین مثال، سرمایه‌گذار پس از تحلیل قیمت سهام این شرکت به نتیجه ای برسد که سهام شرکت بیشتر از ۱۵۰ تومان ارزش ندارد، از خرید سهام شرکت خودداری می‌کند و اگر این سهم را در سبد سرمایه‌گذاری خود داشته باشد، آن را خواهد فروخت. و در نهایت اگر سرمایه گذار به این نتیجه برسد که ارزش واقعی یا ذاتی هر سهم این شرکت ۲۰۰ تومان است و تفاوتی بین ارزش واقعی و قیمت سهام شرکت وجود ندارد، خرید یا فروش این سهام هیچ‌گونه سودی را نصیب سرمایه‌گذار نخواهد کرد. زیرا سهم به آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ قیمت واقعی در بورس معامله می‌شود.

شایان ذکر است عوامل اثرگذار بر قیمت سهام شرکت‌ها، همواره دست‌خوش تغییر است. و ارزش واقعی سهام شرکت‌ها نیز به‌صورت مستمر در حال تغییر بوده بنابراین، سرمایه‌گذارانی موفق‌تر هستند که زودتر از دیگران، تبعات ناشی از تغییر عوامل مؤثر بر قیمت سهم را تحلیل و ارزش واقعی سهم را ارزیابی کنند.

۲ قانون طلائی تحلیل بنیادی:

۱ – قیمت سهام خود را در طولانی مدت اصلاح می‌کند.
۲ – شما می‌توانید سهمی که قیمت بازار آن از ارزش واقعیش کمتر است را خریداری کنید و منتظر بمانید تا قیمت بازار سهم به ارزش ذاتی آن برسد.

تحلیل تکنیکال چیست؟

دومین روش تجزیه ‌و تحلیل سهام در بورس، شیوه تکنیکال است. سرمایه‌گذارانی که از روش تحلیل تکنیکال برای ارزیابی و تحلیل قیمت سهام استفاده می‌کنند بر این باورند که با بررسی روند و نوسانات قیمت یک سهم در گذشته، می‌توانند قیمت آن سهم را در آینده پیش‌بینی کنند. و این جمله معروف بسیار به‌کاربرده می‌شود که «گذشته، چراغ راه آینده است».

تحلیل گران تکنیکال با استفاده از نمودارها و رابطه‌های ریاضی، روند قیمت آینده سهم را بر اساس نوسانات گذشته قیمت آن سهم، پیش‌بینی می کنند و درصورتی‌که به این نتیجه برسند که قیمت سهم در آینده، در مقایسه با قیمت فعلی آن در بورس افزایش قابل قبولی خواهد داشت، نسبت به خرید آن سهم اقدام می‌کنند. و اگر نمودارها بیانگر کاهش قیمت سهم در آینده باشد، سرمایه‌گذاران، سهام شرکت مذکور را خواهند فروخت.

به‌عنوان‌مثال، فرض کنید قیمت سهام یک شرکت در حال حاضر ۱۵۰ تومان است. درصورتی‌که تحلیل‌های تکنیکال بیانگر آن باشد که قیمت سهام این آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ شرکت تا سه ماه آینده به ۱۸۰ تومان خواهد رسید، سرمایه‌گذار اقدام به خرید آن سهم می‌کند، زیرا با این کار می‌تواند در این مدت ۳۰ تومان سود بدست آورد. اما اگر تحلیل تکنیکال قیمت سهام این شرکت را به ۱۲۰ تومان تا سه ماه آینده کاهشی دیده باشد، سرمایه‌گذار نه‌تنها از خرید سهام این شرکت صرف‌نظر می‌کند، بلکه اگر در سبد سهام خود این سهم را داشته باشد، هرچه سریع‌تر آن را خواهد فروخت؛ زیرا با این کار جلوی ضرر ۳۰ تومانی به ازای هر سهم گرفته می‌شود.

بنابراین تحلیل تکنیکال مطالعه رفتارهای بازار با استفاده از نمودارها و با هدف پیش‌بینی آینده روند قیمت‌ها می‌باشد. رفتار قیمت همواره در تحلیل تکنیکال نقش اصلی را دارد و رفتار حجم معاملات نیز تکمیل کننده این اصل می‌باشد.

۱- همه چیز در قیمت خلاصه شده است

به موجب این اصل، برای تحلیل بازار باید فقط قیمت را بررسی کنیم زیرا قیمت نهایی مورد توافق میان معامله‌گران، از تمامی مؤلفه‌های اقتصادی، سیاسی و… تأثیر پذیرفته و تحلیل آن به اندازه بررسی تمام عوامل بنیادی مرتبط خواهد بود. و در این مبحث به این نتیجه می‌رسیم که یک تحلیل‌گر تکنیکال به نوعی مباحث فاندامنتال و بنیادی را مورد مطالعه قرار می دهد.

۲- تحرکات قیمتی، روند مشخصی دارند

در واقع داو معتقد بود قیمت به روند نزولی یا صعودی خود ادامه می‌دهد، مگر این‌که سایر عوامل بیرونی منجر به تغییر جهت بازار شوند. نظریه ثابت شده‌ای وجود دارد که می‌گوید قیمت ها تمایل دارند روند فعلی خود را حفظ کنند، به جای آنکه تغییر جهت دهند. این اصل به نوعی، بیان دیگری از قانون اول نیوتن درباره حرکت است.

۳- تاریخ قابل تکرار است

بخش بزرگی از مباحث تحلیل تکنیکال و مطالعه رفتارهای بازار، مشابه روانشناسی در انسان‌ها می‌باشد .در واقع این احتمال وجود دارد که افراد در صورت وقوع شرایط مشابه، بر اساس ادراک و داده‌های ذهنی قبلی خود واکنش مشترک و قابل پیش‌بینی از خود نشان می دهند.

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال چیست؟

سرمایه‌گذاران از زمان بوجود آمدن بازارهای مالی تاکنون همواره سعی داشته‌اند، با استفاده از روش‌های مختلف آینده این بازارها را پیش‌بینی کنند. بدین منظور عده‌ای از آنها، با استفاده آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ از روش تحلیل تکنیکال یا نموداری و با بررسی گذشته قیمت برای پیش‌بینی وضعیت آینده دارایی‌ها روی آوردند.

این روش تحلیل بازار، به مرور زمان طرف‌داران بسیاری پیدا کرد و جزئی از استراتژی معاملاتی اکثر فعالان بازار مالی شده است.

مزایای تحلیل تکنیکال:

یادگیری آسان: از ویژگی‌های تحلیل نموداری، گستردگی ابزار و شیوه‌های تحلیل بازار است. یادگیری و فهم اغلب مفاهیم تکنیکالی ساده‌ بوده و اکثر افراد در مدت زمان کوتاهی می‌توانند، نحوه استفاده از این ابزارها را فرا گیرند.

انعطاف‌پذیری بالا: با استفاده از اصول روش تکنیکال می‌توان، نمودار قیمت هر دارایی را تجزیه و تحلیل کرد. و از دیگر قابلیت‌های این روش، امکان تحلیل و معامله‌گری در دوره‌های زمانی مختلف نمودار شامل کوتاه‌ مدت (دقیقه‌ای و ساعتی)، میان مدت (روزانه) و بلندمدت (هفتگی و ماهانه) می‌باشد.

سرعت فرآیند تحلیل: بعضا شایعات و اخبار، نوسانات قیمتی شدیدی را در یک لحظه بر روی قیمت ایجاد می کنند. به همین دلیل واکنش به موقع برای معامله‌گران یک مزیت محسوب می‌شود. معمولا تحلیل وضعیت نمودار قیمت دارایی‌ها بسیار وقت‌گیر و پیچیده نبوده و افرادی که از تسلط نسبی در این زمینه برخوردار باشند، با صرف زمان مشخصی در روز، امکان تحلیل و بررسی نمودارهای مختلف را خواهند داشت.

نقاط ورود و خروج دقیق: یکی از دلایل اصلی استفاده از تحلیل تکنیکال و استراتژی معاملاتی، تعیین نقاط ورود و خروج در بازار سرمایه است. در واقع شما با استفاده از قیمت و ابزارهایی نظیر اندیکاتورها، سطوح فیبوناچی و… امکان تعیین دقیق نقاط خرید یا فروش دارایی‌های مختلف را خواهید داشت.

معایب تحلیل تکنیکال:

تأثیرگذاری تعصبات شخصی :برخی مواقع تحلیل گر به دلایلی چون شایعات و یا تجربیات قبلی، دیدگاه افراطی مثبت یا منفی نسبت به وضعیت یک دارایی پیدا می کند. در این شرایط، او صرفاً نشانه‌های هم جهت با تعصبات خود را در نظر گرفته و در نهایت خروجی این تحلیل، نتایج غیرمنطقی دربر دارد.

تفاسیر مختلف: مهم‌ترین انتقادات نسبت به تحلیل نموداری، وجود تفاسیر مختلف از ابزارهای مشابه و داده‌های یکسان است. به طور مثال، یک اندیکاتور در منطقه اشباع فروش قرار دارد و یک معامله‌گر بر اساس یک آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ نشانه صعودی اقدام به خرید می کند، اما در همین ناحیه معامله گر دیگری، با مشاهده واگرایی منفی در نمودار قیمت و اندیکاتور، انتظار افت بیشتری برای قیمت را دارد.

سیگنال‌های معاملاتی متعدد: اگر معامله‌گر بلندمدت در تحلیل تکنیکال نباشید، احتمالاً سیگنال‌های معاملاتی زیادی را در طول روز یا هفته مشاهده خواهید کرد که ممکن است همه آنها مناسب سرمایه‌گذاری نباشند و موجب زیان و یا سردرگمی فرد شوند. گاهی تشخیص موقعیت معاملاتی بهینه، کار مشکلی است.

عدم تعیین ارزش ذاتی: قرار داشتن قیمت در بهترین نواحی بر اساس تحلیل نموداری، الزامی بر ارزندگی ذاتی آن سهم نخواهد بود. در واقع امکان دارد ارزش بازاری یک سهم در تابلوی قیمت چندین برابر ارزش ذاتی آن باشد، که در صورت سقوط بازار، زیان سنگینی متوجه معامله‌گران خواهد شد.

عدم امکان استفاده در نمادهای جدید: نمودار قیمت دارایی‌هایی نظیر سهام عرضه اولیه، از داده‌های کافی برخوردار نیست زیرا اخیرا وارد بازار سرمایه شده اند و به عبارتی هنوز نموداری برای آن‌ها تشکیل نشده است. بنابراین در چنین شرایطی نمی‌توان از روش‌های تکنیکالی استفاده نمود. چون همان‌طور که در بالا گفته شد، این روش مبتنی بر تحلیل گذشته قیمت می‌باشد.

مزایای تحلیل تکنیکال در برابر فاندامنتال (بنیادی) چیست و چرا باید تحلیل تکنیکال را بیاموزیم؟

مزیت اول- انعطاف‌پذیری و سازگاری با همه بازارها

از بزرگترین نقاط قوت تحلیل‌ تکنیکال، سازگاری و تنوع آن برای انواع معاملات در ابعاد مختلف زمانی و در همه ی بازارها می باشد. تحلیل گر تکنیکال به راحتی می‌تواند هر نوع بازاری را که تمایل داشته باشد مورد مطالعه قرار دهد، حتی اگر با دانش فاندامنتال او همخوانی نداشته باشد.

در صورتی که اغلب تحلیل گران فاندامنتال یا بنیادی مقادیر زیادی اطلاعات و صورت‌های مالی یک شرکت را برای بررسی در اختیار دارند که برای درک آنها باید در حد یک متخصص عمل کنند، به عنوان مثال با یادگیری تحلیل تکنیکال، می‌توانید هر زمان که خواستید و با سرعت از گروه خودرو به گروه دارویی بروید ولی یک تحلیل‌گر بنیادی باید ابتدا صورت‌های مالی بسیاری را بررسی کند تا بتواند سهام مناسب را انتخاب کند.

تحلیل‌گر بنیادی با این سرعت عمل کم، بسیاری از نوسانات و سودهای بازار را از دست می‌دهد در صورتی که تحلیل‌گر تکنیکال با ابزار سریع و انعطاف‌پذیر خود می تواند در زمان کمتر، سود بیشتری را بدست آورد.

مزیت دوم- قابل استفاده برای بازه‌های زمانی مختلف

از بزرگترین نقاط قوت تحلیل تکنیکال این است که در بازه‌های زمانی مختلف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت کاربرد دارد. در حقیقت تحلیل تکنیکال شامل زمان خاصی نمی‌شود و این سلیقه و روش کار معامله‌گر می‌باشد که در چه بازه‌ای به تحلیل بپردازد. این آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ عقیده که برخی از افراد می‌گویند تحلیل تکنیکال فقط در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت کاربرد دارد اصلاً درست نیست.

این ادعا شاید ناشی از این نظریه باشد که تحلیل فاندامنتال یا بنیادی برای پیش بینی بلندمدت کاربرد دارد و فاکتورهای تحلیل تکنیکی فاکتورهایی کوتاه‌مدت هستند در واقع تحلیل‌گر تکنیکال برای پیش‌بینی بازه‌های زمانی بلندمدت از نمودارهای هفتگی ماهیانه و سالیانه بسته به سلیقه خودش استفاده می‌کند.

مزیت سوم- تحلیل تکنیکال، میانبری است به بررسی بنیادی سهام

در تحلیل تکنیکال تمرکز بر روی تغییرات قیمت است درحالی که در تحلیل فاندامنتال این عوامل اقتصادی است که بر عرضه و تقاضا تأثیر می‌گذارد و باعث می‌شود قیمت بالا یا پایین برود و یا ثابت بماند.

یک تحلیل‌گر فاندامنتال (بنیادی) تأثیر تمام فاکتورهای مربوط به اطلاعات و صورت های مالی شرکت را بررسی می‌کند تا در نهایت بتواند ارزش ذاتی سهام را محاسبه کند. که اگر قیمت سهام زیر ارزش ذاتی باشد، تحلیل‌گر فاندامنتال می‌گوید قیمت آن چیز ارزان است و برای خرید مناسب است و یا برعکس.

به اعتقاد اغلب کارشناسان، بهترین روش برای تجزیه‌ وتحلیل قیمت سهام در بورس، استفاده از روش ترکیبی تحلیل تکنیکال و بنیادی است. یعنی یک سرمایه‌گذار علاوه بر آنکه روندهای گذشته قیمت سهام را بررسی و تحلیل می‌کند، باید فقط به نتایج حاصل از این تحلیل اکتفا نکرده و به‌صورت مستمر، عوامل سه‌گانه اثرگذار بر قیمت سهام یعنی عوامل محیطی، عوامل مرتبط با صنعت و عوامل درونی و آثار ناشی از تغییر این عوامل بر قیمت سهم را موردبررسی قرار دهد.

زیرا ممکن است سهمی که روند قیمت آن در گذشته همواره صعودی بوده براثر تغییر در برخی از عوامل، از وضعیت رشد مستمر خارج شده و حتی به یک سهم ضررده تبدیل شود. همچنین ممکن است تغییر در یک یا چند عامل، سهام یک شرکت را از شرایط نزولی به حالت صعودی تبدیل کند.

بهترین سهم ها برای خرید در سال 1401| با این 5 سهم ضررهای خود را جبران نمایید

از دیرباز سرمایه‌گذاری یکی از روش‌های حفظ سرمایه و دستیابی به سود مناسب است. بنابراین بسیاری از افراد به فعالیت و سرمایه‌گذاری در بازار‌های مختلف می‌پردازند. به خصوص که در ایران نرخ بهره و نرخ تورم مدام در نوسان است و روی سرمایه‌گذاری تاثیر زیادی خواهد گذاشت. با افزایش تورم، ارزش پول ملی کاهش می‌یابد. به این دلیل از بین گزینه‌های مناسب برای سرمایه‌گذاری، انتخاب بهترین روش سرمایه گذاری در سال 1401 کار آسانی نیست. شرایط اقتصادی کشور در حال حاضر به عوامل داخلی یا خارجی مختلفی وابسته است که هر کدام به نحوی تاثیر خود را بر بازارهای مالی می‌گذارند. بنا به عقیده برخی از فعالان این حوزه بورس بهترین مکان برای سرمایه گذاری در سال 1401 است. به همین دلیل قصد داریم تا در این مقاله به معرفی بهترین سهام مناسب برای سرمایه گذاری در سال 1401 بپردازیم.

بهترین سهام مناسب سرمایه گذاری 1401

در ادامه بهترین سهام های حال حاضر برای خرید در سال 1401 را به شما معرفی خواهیم کرد.

** سلب مسئولیت: سهام های معرفی شده صرفا پیشنهاد بر اساس تحلیل تکنیکال و نظر شخصی غیر تعهد آور تحلیلگر می‌باشد و وب سایت نظارت هیچ گونه توصیه ای به خرید یا فروش آن ندارد. **

1. معرفی نماد نطرین ( عطرین نخ قم )

این شرکت سهامی از لحاظ تکنیکالی در محدوده مناسبی قراره گرفته و مناسب خرید است، محدوده خرید مناسب قیمت 545 تومان که با خط سبز کمرنگ مشخص شده می‌باشد. انتظار می‌رود قیمت تا محدوده 870 تومان رشد کند که حدود 60 درصد سود می‌شود. دقت کنید که حد ضرر حتما رعایت کنید، 498 تومان حد ضرر این سهم می‌باشد.

** این تحلیل در خرداد ماه 1401 بروز شده است.**

تحلیل نماد نطرین


2.معرفی نماد کاوه ( شرکت فولاد کاوه جنوب کیش )

نظر تحلیلگر: سهام کاوه بنیاد خیلی خوبی دارد همچنین قیمت در محدوده مناسبی قرار دارد و برای خرید خوب است.

** تحلیل ها در فروردین ماه 1401 بروز شده اند **

تحلیل نماد کاوه


شرکت فولاد کاوه جنوب کیش یکی از شرکت‌های فعال در بازار بورس تهران است. این شرکت تنها 5 درصد از سهام خود را با نماد کاوه برای معامله عرضه می‌کند.
هدف این شرکت از ابتدا تولید زنجیره قطعات فولادی بوده است. امروزه اما ظرفیت تولید آهن اسفنجی و دیگر محصولات در این شرکت عددی چشمگیر است که توانسته با توجه به سودسازی مناسب توجه سرمایه‌گذاران بسیاری را به خود جلب کند.
شرکت گسترش صنایع معدنی کاوه پارس، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، شرکت مدیریت سرمایه‌گذاری کوثر بهمن، شرکت مادر تخصصی مالی و سرمایه‌گذاری سینا، شرکت سرمایه‌گذاری ملی ایران و شرکت سرمایه‌گذاری ارشک از جمله سهامداران عمده شرکت شرکت فولاد کاوه محسوب می‌شوند.


3.معرفی نماد تجلی ( تجلي توسعه معادن و فلزات )

دارای تکنیکال بسیار خوبی است و شرکت از لحاظ بنیادی در شرایط خوبی قراردارد. بنابراین برای خرید می‌تواند گزینه مناسبی باشد. محدوده خرید مناسب 150 تومان و حد ضرر مناسب 146 تومان است. اما در صورتی که قیمت سهم حمایت شود احتمال رشد تا محدوده 230 تومان وجود دارد.

** این تحلیل در خرداد ماه 1401 بروز شده است.**

تحلیل نماد تجلی


4.معرفی نماد کالا ( شرکت بورس کالای ایران )

نظر تحلیلگر: قیمت سهام کالا در حال حاضر از خط مقاومت داینامیک با موفقیت عبور کرده است. انتظار می رود که قیمت یک بار تا 2200 تومان کاهش داشته باشد و سپس مجدد رشد خود را تا محدوده 2500 تومان ادامه دهد.

** تحلیل ها در فروردین ماه 1401 بروز شده اند **

بورس کالا بازاری منسجم است که تعداد زیادی از عرضه‌کنندگان، کالای خود را در آن عرضه می‌کنند. در این بازار معمولا مواد اولیه و خام مانند فلزات، پنبه، گندم، برنج و… معامله می‌شوند. نهادهای نظارتی و تنظیم‌کننده بازار در بورس کالا نقش برجسته‌ای دارند و خریداران و فروشندگان و تجار تحت حمایت قانون هستند.
همه داد و ستدها در بورس کالا در قالب قراردادهای استاندارد انجام می‌گیرد. برای سهولت دسترسی در این فضا، نماد کالا برای معاملات بورس کالا در نظر گرفته شده است.

5.معرفی نماد بورس ( شرکت بورس اوراق بهادار تهران )

نظر تحلیلگر: قیمت نماد داخل یک مثلث قراردارد و تا وقتی که قیمت از یک سمت خارج نشود نمی‌توان به قطعیت گفت که رشد می‌کند یا ریزش، اما سهام بورس جهت سرمایه گذاری بلند مدت می‌تواند گزینه مناسبی باشد. محدوده خرید مناسب نیز 900 تومان است.

** تحلیل ها در فروردین ماه 1401 بروز شده اند **

شرکت بورس اوراق بهادار تهران با نماد بورس در بازار اول و تابلوی اصلی مشغول به فعالیت است. شرکت بورس اوراق بهادار تهران تشکیل، سازماندهی و اداره بورس اوراق بهادار را به منظور انجام معاملات اوراق بهادار پذیرفته شده در بورس توسط اشخاص ایرانی یا غیر ایرانی مطابق قانون و مقررات برعهده دارد.

چرا بازار بورس را انتخاب کنیم؟

همانطور که اشاره کردیم تورم یکی از دلایل اصلی تمایل افراد به سرمایه گذاری در دارایی‌های مختلف است. تورم به معنی افزایش قیمت‌ها در یک بازه زمانی مشخص است که تعادل بین تقاضای محصولات و نقدینگی موجود را برای خرید محصولات از بین می‌برد. در واقع، تورم ارزش پول ملی کشور را کاهش داده آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ و روز به روز از قدرت خرید خانوارها کم می‌کند. پس بازاری ارزش ورود و سرمایه‌گذاری دارد که نرخ بازدهی آن برابر یا بالاتر از نرخ تورم کشور باشد. به این ترتیب چنین سرمایه‌گذاری می‌تواند از کاهش ارزش دارایی‌های موجود جلوگیری کند.

در این بین بازار بورس علاوه بر مکانی امن برای سرمایه گذاری، مزایای بسیاری را به سرمایه گذاران ارائه می‌کند.
در بازار بورس نیاز به سرمایه زیاد برای شروع کار ندارید که این مزیتی بزرگ برای شروع سرمایه‌گذاری است. علاوه بر این نقدشوندگی سهام شرکت‌های موجود در بازار بالا است. امکان حفظ سرمایه در مقابل تورم در بورس وجود دارد و حتی می‌تواند سودهای بالایی را به فعالین خود ارائه کند.

با تمام این مزایا در حال حاضر، بازار بورس روزهای خاصی را طی می‌کند که سهامداران را نگران کرده است. اما بازار بورس همچنان بهترین روش سرمایه‌گذاری برای افرادی با سطوح مختلفی از ریسک است که سرمایه چندان زیادی برای شروع کار نیاز ندارند. البته باید با دانش قبلی وارد بورس شوید تا دچار ضرر و زیان نشوید. فعالیت بدون مهارت و دانش در هر بازار مالی می‌تواند منجر به ضرر و زیانی جبران‌ناپذیر به دارایی شود.

پیش بینی آینده بازار بورس در سال 1401

پیش بیینی بازار بورس


بازار سرمایه با توجه به امنیت خود یکی از بهترین روش‌های سرمایه‌گذاری در ایران است که می‌توان برای بلند مدت و کوتاه مدت روی آن حساب کرد. اما با توجه به روند نزولی که بازار چند ماه گذشته تجربه کرده است، چگونگی وضعیت بورس در آینده، سوالی است که برای بسیاری از سهامداران به وجود آمده است.
برخلاف سال 1398 که اکثر سهام موجود در بازار رشد متوالی را به ثبت می‌رساندند، بعد از ریزش سال 1399 بورس تهران، تحرکات قیمتی زیادی را از خود نشان نداده است. سطح پایین حجم معاملات بازار و روند نامعلوم آن انگیزه بسیاری از سهامداران را تحت تاثیر قرار داده است.

با همه این موارد عوامل تاثیرگذاری وجود دارد که می‌توان امیدوار بود آینده بازار بورس را تغییر دهند. نرخ ارز و متغیرهای کلان اقتصادی همچون تورم و نقدینگی می‌تواند در تعیین سرنوشت بازار نقشی اساسی ایفا کند.
تورم و قیمت ارز بر وضعیت بازار اثرگذار است. بازار با تغییر رو به بالای نرخ ارز تغییراتی مثبت را تجربه خواهد کرد. افزایش نرخ دلار باعث افزایش تورم شده و پیش بینی می‌شود که سهام بازار بورس نیز برای رساندن خود به این افزایش قیمت خیزی صعودی بردارند. به این ترتیب انتظار می‌رود شاخص کل بورس نیز به دنبال آن اعداد بالایی را لمس کند. با شروع رشد بازار نقدینگی بیشتری به بازار وارد می‌شود. نقدینگی یکی از عوامل اصلی رشد بازار است. بنابراین با افزایش شاخص بورس و افزایش تقاضا برای خرید سهام بازار، نقدینگی مناسبی وارد بازار خواهد شد.
موضوع توافقات برجام و تشدید یا تضعیف تحریم‌های موجود، نیز از دیگر عوامل تاثیرگذار بر روند بازار سرمایه ایران است. بررسی این عامل ابعاد گسترده‌ای دارد و شاخص مستقیم و روشنی برای آن وجود ندارد. چنانچه نتیجه توافقات برجام به نفع کشور ایران باشد، تاثیر آن بر بازار مشاهده خواهد شد. تجارب تاریخی اثبات کرده که تاثیرات ذکر شده می‌توانند مقطعی باشند و به صورت هیجانی بر بازار تاثیر بگذارند. نتیجه اصلی این عوامل سیاسی در بلند مدت تاثیرات آیا تحلیل بنیادی در ایران جواب می دهد؟ اصلی خود را نشان خواهد داد.

به این ترتیب در صورتی که تغییرات مثبتی در بازار بورس رخ دهد، باید منتظر رونق بازار و بازگشت محبوبیت این بازار بین سرمایه‌گذاران باشیم. در چنین شرایطی می‌توانیم وضعیت بهتری را برای بازار پیش‌بینی کنیم.

صنایع پیشتاز بازار بورس در سال 1401

در طول تاریخ اقتصادی همواره صنایعی که بیشترین سهم در تامین مواد اولیه داخل را داشته و بر اساس بازارهای جهانی محصولات خود را قیمت‌گذاری کرده‌اند، به صنایع ممتاز بورسی تبدیل شده‌اند. اما گاهی سیاست‌های موجود و فضای اقتصاد جهانی صنعتی را پیشتاز دیگر صنایع می‌کند. برای مثال نرخ محصولاتی مانند ذرت، روغن آفتابگردان و . به واسطه جنگ بين روسيه و اوکراین بیشتر رشد کرده است كه در نهایت این عوامل می‌تواند به رشد سودآوری صنایع مربوطه منجر شود.
در زمینه عامل سیاسی ذکر شده، برای صنایع فلزی هم وضع به همین صورت خواهد بود. به نظر می‌رسد به واسطه جنگ و ترمیم خرابی‌های موجود، تقاضا برای این کالاها نیز بیشتر شده و باعث افزایش جهانی قیمت‌های انرژی و محصولات فلزی شود. به عبارتی در این صنایع نیز شاهد رشد قیمتی خواهیم بود که در ادامه می‌توان انتظار بازدهی بیشتری را از نمادهای وابسته به این صنایع داشت.
بنابراین با توجه به وضعیت موجود در بازار بورس نباید مانند سابق انتظار رشدهای دسته جمعی تمام گروه‌ها را داشته باشیم.

بسیاری از کارشناسان حوزه بورس برای صنایع پتروشیمی، خودرویی و فلزات آینده خوبی در 1401 پیش بینی می‌کنند. به خصوص که با ثبات در روابط سیاسی ایران و غرب باید منتظر رشد قابل توجه صنایع صادرات محور باشیم. به طور کلی در کنار محبوبیت جهانی برخی از صنایع باید توجه داشته باشیم که سهام شرکت‌های صنعت، P/E به نسبت پایین‌تری در مقایسه با سایر گروه‌ها داشته باشند. در این صورت در کنار دیگر عوامل تحلیلی می‌توان آن را به عنوان سهام مناسب برای خرید در سال 1401 در نظر گرفت.

در حال حاضر با توجه به وضعیت اخیر بازار بورس، بسیاری از سهامداران از این بازار ناامید شده‌اند. اما وضعیت بازار بورس ایران بنا به رخداد عواملی خاص می‌تواند به یک باره تغییر پیدا کند. در این مقاله بهترین سهام مناسب سرمایه گذاری در سال 1401 را به شما معرفی کردیم. البته در نظر داشته باشید که این موارد تنها پیشنهادی برای بررسی بیشتر برای شما بوده و معرفی آن‌ها دلیل بر خرید بدون بررسی و تحلیل نیست. از این رو توصیه می‌شود پیش از خرید حتما بررسی‌های لازم تحلیلی را روی سهام ذکر شده انجام دهید.

به عقیده بسیاری از کارشناسان حوزه‌های مالی، بازار بورس یکی از بهترین بازارها برای سرمایه‌ گذاری است. چرا که علاوه بر سود مناسب برای سرمایه گذار، این بازار نقدینگی را به سمت تولید برده و مسئله تامین مالی شرکت‌ها را رفع می‌کند.

بازار بورس همواره برای تمام اقسام سرمایه گذاران شرایط مناسب فراهم می‌کند. با این حال توصیه می‌شود تا سرمایه‌ گذاران با دید وسیع‌تری به این بازار نگاه کرده و با رویکرد بلند مدت‌ به معاملات ورود کنند.

با وجود این که در سال گذشته، بازار روی ناخوشی از خود را به سرمایه گذاران نشان داد و حتی اعتماد بسیاری از سهامداران را از بین برد، کارشناسان بر این باورند که بورس در سال 1401 در مقایسه با سایر بازارهای مالی شرایط بهتری را تجربه خواهد کرد.

تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟ + ویدیو

تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟ + ویدیو

تحلیل تکنیکال یکی از روش‌های تحلیل قیمت و بررسی بازارهای مالی است که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران در کنار تحلیل فاندامنتال از آن استفاده می‌کنند.

تحلیل فاندامنتال شامل بررسی بیانیه‌های مالی یک شرکت، وضعیت شبکه یک ارز دیجیتال و پیگیری رویدادها و اخبار آن‌ (شامل ارائه برخی بروزرسانی‌ها، انتقال به شبکه اصلی، گردهمایی و …) است، در حالی‌ که در تحلیل تکنیکال با استفاده از تاریخچه حجم و قیمت می‌توان وضعیت یک ارز دیجیتال را سنجید و در مورد آن تصمیم‌گیری کرد.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال که در واقع کار با نمودار و ابزارهای آن است، نوع خاصی از تحلیل به شمار می‌رود که رفتار آینده بازار را با توجه به حرکات قبلی قیمت و داده‌های حجم معاملات پیش‌بینی می‌کند.

تحلیل تکنیکال در شکل ابتدایی خود در قرن ۱۷ در آمستردام هلند و در قرن ۱۸ در ژاپن مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما شکل مدرن این تحلیل از فعالیت‌های چارلز داو، خالق شاخص اقتصادی میانگین صنعتی داو جونز، آغاز شد.

این نوع تحلیل که در بازارهای مالی سنتی مانند سهام و بورس به کار می‌رود را می‌توان در بازار ارز دیجیتال نیز استفاده کرد.

با وجود آنکه در تحلیل تکنیکال با شاخص‌ها، اعداد و نمودارها سروکار دارید، این تحلیل به نوعی مطالعه رفتار انسان‌ها در بازارهای مالی محسوب می‌شود. رفتارهایی که با احساسات انسانی عجین شده و گاهی خود را در قالب ترس و طمع در شرایط مختلف نشان می‌دهد.

باید توجه داشت تمام معامله‌گرانی که یک سهام در بازار بورس یا یک ارز دیجیتال در صرافی‌ها را خرید و فروش می‌کنند، در واقع «بازار» را برای آن ارز دیجیتال یا سهام شکل می‌دهند و «احساسات» این معامله‌گران و سرمایه‌گذاران است که قیمت را تعیین می‌کند.

به عبارتی دیگر نیروهای «عرضه» (Supply) و «تقاضا» (Demand) که هسته بازارهای مالی را شکل می‌دهند، به نوعی از احساسات معامله‌گران ناشی می‌شوند که بر اساس آن‌ها حرکات قیمتی شکل می‌گیرد. پس تحلیل تکنیکال را می‌توان به نوعی تحلیل رفتارهای انسانی نیز تعریف کرد.

لازم به اشاره است که از تحلیل تکنیکال در بازارهای تحت شرایط عادی با حجم معاملات و نقدینگی بالا می‌توان پاسخ مناسبتری دریافت کرد.

تحلیل تکنیکال، رویه‌ای درست یا غلط؟

تحلیل تکنیکال چیست؟

آخرین باری که هواشناسی پیش‌بینی دقیقی ارائه‌داد را به یاد می‌آورید؟ احتمالا برخی از این پیش‌بینی‌ها درست از آب درنیامده باشند. حتی در بسیاری از موارد پیش‌بینی کردن کار بیهوده‌ای به نظر می‌رسد چرا که بسیاری از آن‌ها نتیجه اشتباهی را پیش‌بینی می‌کنند. با این حال چرا باز هم به پیش‌بینی‌های هواشناسی گوش می‌دهیم؟

پیش‌بینی‌ها در کل مفید هستند، چراکه ما را برای اتفاقی که احتمال وقوع آن‌ها وجود دارد، آماده می‌کنند. مثلا اگر هواشناسی هوا را بارانی پیش‌بینی کرده باشد، ما برای اطمینان با خودمان چتر می‌بریم و اگر آفتابی پیش‌بینی کند، عینک‌ آفتابی خود را می‌زنیم. می‌دانیم که احتمال دارد به وسایل همراهمان نیاز پیدا نکنیم اما به هر حال برای این اتفاق‌ها آماده خواهیم بود.

تحلیل تکنیکال هم شباهت زیادی با پیش‌بینی هواشناسی دارد. تحلیلگران تکنیکال می‌دانند برای چه اتفاقی آماده شوند، اما این را نیز به خاطر دارند، که قیمت‌ها همیشه موافق نظر آن‌ها حرکت نمی‌کند. بیایید برخی از دلایلی که پیش‌بینی هواشناسی به تحلیل تکنیکال شباهت دارد را بررسی کنیم:

۱. در پیش‌بینی هواشناسی دما و فشار اندازه‌گیری می‌شود و با استفاده از این اطلاعات تغییرات آب و هوایی مانند جبهه‌ها و مناطق کم‌فشار و پرفشار بررسی می‌شود. در تحلیل تکنیکال پارامترهای قیمت و حجم معاملات به عنوان ورودی استفاده می‌شوند تا درباره حرکات بازار که ترس و طمع، روندها، بازگشت روندها و غیره مطلع شویم.

۲. با وجود دسترسی به انبوه داده‌ها در هواشناسی، هنوز از تجربه و درک شخصی در پیش‌بینی نهایی استفاده می‌شود. تحلیلگران تکنیکال نیز به همین صورت در بسیاری از موارد از تجربه خود بهره می‌برند.

تحلیل تکنیکال چیست؟

۳. پیش‌بینی دقیق هوا بستگی به دانش فردی از اطلاعات و آب و هوای محلی دارد. فرضا اگر شخص پیش‌بینی کننده از تگزاس به آلاسکا مهاجرت کند، برای اینکه با آب و هوای آلاسکا آشنا شود، کمی زمان نیاز خواهد داشت. همین شرایط در تحلیل تکنیکال نیز حاکم است. کسانی که در بازار بورس نیویورک معامله می‌کنند، برای عادت به بازار کالا یا بازار ارزهای دیجیتال نیاز به زمان دارند. چراکه بازارهای بورس بزرگ با بازارهای بورس کوچک تفاوت دارند.

۴. در اوایل دورانی که پیش‌بینی هواشناسی شکل گرفت، برخی از افراد سودجو سعی داشتند مردم را قانع کنند که می‌توانند آب و هوا را کنترل کنند یا حداقل پیش‌بینی‌های بسیار دقیقی از آب و هوا دارند که هرگز به خطا نمی‌رود. متاسفانه در زمینه تحلیل تکنیکال هم افرادی وجود دارند که بر بی‌نقص بودن و درست بودن همیشگی تحلیل‌های خود اصرار دارند.

۵. پیش‌بینی‌های هواشناسی معمولا زمانی که شرایط تغییر نمی‌کند، درست از آب درمی‌آید. اگر آسمان سه روز گذشته آفتابی باشد و جبهه آب‌وهوایی بزرگی هم وارد نشود، احتمالا امروز هم آفتابی خواهد بود. تحلیل‌های تکنیکال هم معمولا وقتی اخبار مهم و جدیدی یا رویداد خاصی اتفاق نیافتد، به درستی جواب می‌دهد. با وقوع تغییرات بزرگ امکان پیش‌بینی به‌صورت دقیق هم در هواشناسی و هم در بازار مالی بسیار مشکل می‌شود.

۶. پیش‌بینی هواشناسی و تحلیل تکنیکال معمولا در مقیاس‌های متوسط کاربرد بهتری دارند. همانطور که پیش‌بینی هوا برای یک شهر بزرگ امکان‌پذیر است اما برای منطقه‌ای از شهر بسیار سخت است. همین شرایط در تحلیل تکنیکال نیز وجود دارد به‌صورتیکه پیش‌بینی ثانیه به ثانیه بازار بسیار سخت است و استفاده از تحلیل‌های روزانه یا هفتگی می‌تواند موثرتر واقع شود. همچنین پیش‌بینی هوای یک کشور یا یک بازار مالی در بازه زمانی طولانی‌مدت (مثلا بازار ارزهای دیجیتال امسال سال خوبی نخواهد داشت) شاید استفاده چندانی نداشته باشد.

سعی کنید این مقایسه بین پیش‌بینی هوا و تحلیل تکنیکال را به یاد داشته باشید تا از مزیت‌های این تحلیل و محدودیت‌های آن آگاه باشید.

آموزش تحلیل تکنیکال

برای آموزش تحلیل تکنیکال منابع مختلفی در سطح اینترنت وجود دارد و همچنین کتاب‌های زیادی برای آموزش این علم نوشته شده‌ است. با این وجود، تحلیل تکنیکال نیز مانند سایر علوم با استفاده از ابزارهای جدید ارتقا می‌یابد و با توجه به بازار مالی مورد استفاده، تکنیک‌ها و شاخص‌های جدیدی به آن افزوده می‌شود.

همچنین از مطالب مربوط به آموزش تحلیل تکنیکال که در سایت ارزدیجیتال در حال انتشار است نیز می‌توانید استفاده کنید:

سوالات متداول

تحلیل تکنیکال ابزاری برای بررسی احتمالات مختلف در نمودارهای قیمتی است. با تحلیل تکنیکال می‌توان سطوح عرضه و تقاضا را شناسایی کرده و برای ریزش‌ها و رشد‌های احتمالی آماده شد.

این به خود شما بستگی دارد که چه نوع تحلیلگری هستید. برخی تحلیلگران موفق تنها تحلیل تکنیکال را در معاملات خود به کار می‌برند و برخی دیگر با افزودن تاثیر اخبار و تحلیل بنیادی به تحلیل نمودارهای قیمتی، به چشم‌انداز گسترده‌تری می‌رسند.

کتاب‌ها و منابع مختلفی برای آموزش مقدماتی و پیشرفته تحلیل تکنیکال نوشته شده است؛ با این حال در سایت ارزدیجیتال با دنبال کردن سری آموزش‌های تحلیل تکنیکال می‌توانید با اصول اولیه تحلیل تکنیکال بیشتر آشنا شوید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا