گزینه های دودویی و فارکس

پلت فرم ها

زمان: چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷ مکان: ثبت‌نام در این رویداد خبر رویداد

پارک علم و فناوری خراسان

زمان: چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷

مکان:

ثبت‌نام در این رویداد

خبر رویداد

از این مقاله قصد داریم مخاطبین را با پلت فرم های مطرح در هوش مصنوعی و کاربردهای آن آشنا نمائیم:

سیستم عامل هوش مصنوعی

  1. فرآیند اتوماسیون شامل استفاده از سیستم عامل های هوش مصنوعی است که می­تواند فرایند دیجیتالی کردن را پشتیبانی کند و نسبت به انسان نتایج بهتری را دریافت می کند.
  2. هوش مصنوعی هنگامی است که یک دستگاه عملکرد شناختی را تقلید کرده و انسان با ذهن دیگر انسانها ارتباط برقرار می­کند مانند یادگیری و حل مسئله، استدلال، بازنمایی دانش، هوش اجتماعی و هوش عمومی.
  3. ابزارهای زیادی در هوش مصنوعی استفاده می شود، از جمله نسخه­های جستجوگر و بهینه­سازی ریاضی، منطق، روش­های مبتنی بر احتمال و اقتصاد.
  4. پلتفرم هوش مصنوعی به نوعی معماری سخت ­افزاری هماهنگ با چارچوب نرم­افزار (از جمله چارچوب برنامه ­ها) تعریف شده است که به نرم­افزار اجازه اجرا می­دهد.

در بسیاری از مواقع گردش کار دارای تکرار، خسته ­کننده و دشوار است که سرعت تولید را کاهش می­دهد و همچنین هزینه بهره­وری را افزایش می­دهد ، برای پایین آوردن هزینه تولید، و کسب­ وکار چاره ای جز خودکار کردن برخی از عملکردها ندارد.

با دیجیتالی کردن کار تکراری، یک شرکت می­تواند هزینه ­های مربوط به کاغذ و کار را کاهش دهد بطوریکه خطای انسانی را از بین برده و در نتیجه باعث افزایش کارایی شده که این امر منجر به نتایج بهتری می­شود. برای اینکه کسب­وکار از مزایای فوق بهره ­مند شود، باید ابزارهای اتوماسیون مناسب را انتخاب کنند، در غیر این صورت سایر کارها بیهوده خواهد بود.

مشکلات اصلی هوش مصنوعی شامل استدلال، یادگیری برنامه­ریزی دانش ، ادراک طبیعی پردازش زبان و توانایی حرکت و دستکاری اشیاء است. رویکردها شامل روش­های آماری، محاسبات نرم هوش محاسباتی و هوش مصنوعی سنتی است. سیستم عامل­های برتر هوش مصنوعی چه اطلاعاتی دارد: Google Al Platform ، TensorFlow،Microsoft Azure ، Rainbird ، Infosys Nia ، Wipro HOLMES ،Dialogflow ، Premonition، Ayasdi MindMeld، Meyo، KAI، Vital Al، Wit، Receptivity، Watson Studio، Lumiata، Infred برخی از بهترین سیستم عامل های هوش مصنوعی هستند.

بسترهای نرم ­افزاری هوش مصنوعی چیست؟

بسترهای نرم ­افزاری هوش مصنوعی چیست؟

بسترهای نرم افزاری هوش مصنوعی شامل استفاده از ماشین آلات برای انجام وظایفی است که توسط انسان انجام می شود. سیستم عامل­ ها عملکرد شناختی را که ذهن انسان انجام می­دهد، مانند حل مسئله، یادگیری، استدلال، هوش اجتماعی و همچنین هوش عمومی شبیه سازی می­کنند.

برنامه هوش مصنوعی همچنین شامل استفاده از سیستم های خبره مانند؛ به رسمیت شناختن گفتار، و بینایی دستگاه، پلتفرم هوش مصنوعی را می­توان به عنوان ضعیف همه هوش مصنوعی باریک طبقه بندی کرد که عموماً برای یک کار خاص یا هوش مصنوعی قوی شناخته شده است که همچنین به عنوان هوش عمومی مصنوعی شناخته می­شود و می­تواند راه­ حل­ هایی برای کارهای ناآشنا پیدا کند.

یادگیری ماشینی زیرمجموعه­ ای از هوش مصنوعی در نظر گرفته شده است. تمام آنچه شما نیاز دارید این است که آنچه را که می­ خواهید انجام دهید داده های موجود در مورد آن مسئله را شناخته و توسط یادگیری ماشینی مشکلات خود را حل کنید. یادگیری ماشین با استفاده از الگوریتم­ ها و مدل­ های آماری برای انجام یک کار خاص بدون استفاده از دستورالعمل­های صریح و با تکیه بر الگوهای و استنباط­ ها می­باشد.

اگر می­ خواهید از مزایای کامل هوش مصنوعی استفاده کنید اتوماسیون ویژگی اصلی شماست. اتوماسیون در اصل ساختن یک نرم­افزار است که قادر به انجام کارها بطور خودکار و بدون دخالت انسان است. با اتوماسیون فرایندهای دستی، می­توانید در وقت و منابع خود صرفه جویی کنید، زیرا می­توانید کارمندان خود را در سایر عملیات که نیاز بیشتر به انسان دارد، درگیر کنید، بستر هوش مصنوعی که برای حل آن استفاده می­کنید باید ابزاری آسان برای استفاده باشد که نیازی به مهارت­های اضافی ندارد و بتواند تفاوت فرآیندهای اتوماسیون را به آسانی تشخیص دهد. با یک سیستم صحیح، می­توانید فرآیندها را با سهولت به صورت خودکار انجام دهید.

پردازش و درک زبان طبیعی این دو ویژگی برای بهینه­سازی کامل راه­ حل­ های هوش مصنوعی بسیار مهم است به این دلیل است که شما نیاز به داشتن سیستمی دارید که بتواند از تشخیص کامل گفتار پشتیبانی کند که این امر کمک می کند به پردازش و تحلیل مقادیر زیادی از داده ­های زبان طبیعی همراه با تشخیص گفتار و فهم زبان طبیعی و ایجاد آن

زیرساخت ­های ابر:

این ویژگی مقیاس پذیری برای رشد و دسترسی به منابع را برای به کار بستن حتی راه حل های پیچیده و یادگیری انسان و ماشین فراهم می­کند. برای بهره برداری کامل از تمام ویژگی­های هوش مصنوعی شما نیاز به ترکیب هوش مصنوعی و فناوری ابری دارید. برای اطمینان از بازده صددرصد استفاده از فناوری ابری در بستر یا پلتفرم PAAS حیاتی است و همچنین استفاده از نرم افزار بعنوان یک سرویس (SAAS) هنگام اجرای راه­ حل­ های مبتنی بر هوش مصنوعی مهم است.

پلتفرم های برتر هوش مصنوعی:

1-پلتفرم Periscope Data

تیم­های Sisense for Cloud Data (که قبلا پلتفرم Periscope Data )یک راه­ حل نهایی هوش تجاری و تجزیه و تحلیل می­باشد که به شما امکان می­دهد بسرعت داده ­ها را استخراج کنید، تجزیه و تحلیل کنید، تصویرسازی نموده و دیدگاه هایتان را به اشتراک بگذارید. پلتفرم Periscope Data می­ تواند به طور ایمن داده ­ها را از هر منبعی به هم پلت فرم ها وصل کرده و به آن بپیوندد، و یک منبع کامل برای سازمان شما ایجاد کند. هوش تجاری عملیات گزارش­دهی و تحلیل پیشرفته را در یک بستر یکپارچه انجام می­دهد. ارتباط بین دیدگاه ­ها بوسیله انتخاب طیف وسیعی از نمونه­ های تصویری در پلتفرم Periscope Data موجب افزایش اثرگذاری داده ­ها می­شود (از جمله نمودارهای استاندارد، نقشه ­های آماری، نقشه­ ها و موارد دیگر) و این پلتفرم سریعا دیدگاه های زمان واقعی را از طریق لینک مستقیم یا ایمیل. با پلتفرم Data Periscope می­توانید پردازش زبان طبیعی را برای تحلیل داده­ ها با دیگران به اشتراک بگذارید.

همه بسترهای نرم ­افزاری این امکان را برای توسع ه­دهندگان یادگیری ماشین، دانشمندان داده و مهندسین داده فراهم می­کند تا پروژه­ های یادگیری ماشینی خود را از ایده ­پردازی گرفته تا تولید و استقرار، به سرعت و به صرفه انجام دهند، از مهندسی داده گرفته تا انعطاف ­پذیری بدون وقفه، ابزار یکپارچه پلتفرم ­های هوش مصنوعی به شما کمک می­کند تا برنامه ­های یادگیری ماشین شخصی خود را بسازید و اجرا کنید. پلتفرم­ های هوش مصنوعی از پلتفرم­ های Kubellow و گوگل که هر دو بصورت منبع باز می ­باشند پشتیبانی می­کند، که به شما امکان می­دهد خطوط لوله قابل حمل یادگیری ماشین را نصب کنید که بتوانید در محل یا در Google Cloud اجرا کنید بدون اینکه تغییرات اساسی در کد برنامه داشته باشد و به برنامه­ های لبه برش هوش مصنوعی گوگل مانند ابزارهای TRUS و TEX و TensorFlow همزمان که نرم ­افزارهای هوش مصنوعی برای تولید را گسترش می­ دهید دسترسی خواهید داشت.

گوگل به تازگی نسخه پیش‌نمایشی از پلتفرم متن‌باز TensorFlow Lite را منتشر کرده است. چارچوب فوق به توسعه‌دهندگان الگوریتم‌های یادگیری ماشینی کمک می‌کند تا یکبار دیگر تجربه هیجان‌برانگیز دیگری را در حوزه هوش مصنوعی این بار روی دستگاه‌های همراه تجربه کنند. Tensorflow یک کتابخانه متن باز برای زبان پایتون است. این کتابخانه به برنامه نویسان کمک می­کند تا بتواند طراحی و پیاده­سازی شبکه ­های عصبی عمیق (Deep Learning Network) را به سادگی انجام دهند. البته این که بخواهیم Tensorflow را فقط یک کتابخانه مربوط به شبکه ­های عصبی عمیق بدانیم، شاید کار درستی نباشد. این کتابخانه در واقع یک چهارچوب نرم ­افزاری برای زبان پایتون است که به برنامه­ نویسان اجازه می دهد تا محاسبات خود را به صورت گراف (Graph) و جریان داده (Data Flow) انجام دهند. در Tensorflow همه چیز از گره (Node) و یال (Edge) تشکیل شده است. گره ها، در Tensorflow عملیات ریاضی هستند، این در حالی است که یال­ ها، همان داده­ ها را نمایش می­دهند، که بین گره­ ها (عملیات ریاضی) جا به جا می­شوند.

Tensorflow به خاطر پیاده­ سازی قدرتمند، کاربردهای بسیار زیادی در حوزه داده­ک اوی و یادگیری عمیق دارد. برای مثال از کاربردهای این چارچوب نرم ­افزاری می­توان موارد زیر را بیان کرد:

پلت فرم ها

خدمات آنلاین از جمله مفاهیمی است که با توسعه فناوری در کشور با سرعت بالایی جای خود را در سبد نیازهای جامعه باز کرد.

با توجه به استقبال عمومی از این نوع خدمات، شرکت ها و مجموعه‌های زیادی به این حوزه ورود و با ارائه خدمات مختلف، شرایط توسعه این عرصه را در کشور فراهم کردند. بر همین اساس در حال حاضر 184 پلت‌فرم داخلی طراحی شده است تا ارائه خدمات آنلاین در کشور با کیفیت بهتر و با کمک محصولات بومی پاسخ داده شود.

تحول دیجیتال نیازمند رویکردی جدید در بحث رشد کسب‌و‌کارها است. پلتفرم‌ها یا بازارهای چندوجهی نوآوری‌های صنعتی آینده را تسهیل می‌کنند. در مفهوم مدل کسب‌وکار پلتفرمی، هر چقدر پتلفرم‌ مشارکت‌کننده‌های بیشتری را جذب کند، محیط جذاب‌تری برای عرضه‌کنندگان می‌شود و ارزش پلتفرم هم بیشتر می‌شود.

در واقع گروهی از فناوری‌هایی است که به‌عنوان یک پایه، روی آن‌ها اپلیکیشن‌های دیگر، فرایندها یا تکنولوژی‌ها گسترش و توسعه می‌یابند. این فناوری ها در ایران با طراحی محصولاتی چون «آچار فرانسه (بستر ارائه خدمات فنی منازل)»، »پلاک (ارایه انواع خدمات در محل مشتری)»، «پلتفرم یکپارچه عرضه و تقاضای کالا و خدمات لیان»، «سامانه درخواست خدمات و نظافت هلپی»، «کاربوی (ارائه خدمات آنلاین خودرو در محل مشتری)»، «یوهو(سرویس ویدیو برخط)»، «تگ‌موند (مرجع برندهای پوشاک)»، «بازار کار آنلاین پارسکدرز»، «سرویس سفارش غذای آنلاین ریحون» و غیره تولید و در اختیار کابران قرار گرفت.

کارشناسان اعتقاد دارند که کسب و کارها برای بقای خود در بازار داخلی و جهانی نیازمند استفاده از پلت فرم های دیجیتال هستند. در واقع آنها می گویند که پلتفرم‌های دیجیتال باید جزئی حیاتی از استراتژی کسب‌و‌کارها شوند. استقبال از پلتفرم دیجیتال برای مزیت رقابتی کسب‌و‌کارها حیاتی است.

رابطه بازی‌وارسازی با کیفیت تجربه کاربری با تعدیل‌گری استراتژی‌های قیمت‌گذاری در پلتفرم‌ها

هدف: پژوهش پیش رو به دنبال آن است که نشان دهد کیفیت تجربه کاربری پلتفرم‌ها تا چه میزان تحت تأثیر بازی‌وارسازی و استراتژی قیمت‌گذاری آن‌ها است.روش: جامعه آماری این پژوهش شامل 114 پلتفرم ایرانی و خارجی و نمونه آماری شامل 88 پلتفرم بر اساس رتبه‌بندی آلکسا است. برای تحلیل داده‌ها از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و از نرم‌افزار SMART-PLS3 استفاده شده است.یافته‌ها: نتایج حاصل حاکی از این است که بازی‌وارسازی اثر مثبت و معناداری بر روی کیفیت تجربه کاربری ندارد. و طبق بررسی‌های انجام شده تاثیر تعدیلی استراتژی‌های قیمت‌گذاری بر رابطه بین بازی‌وارسازی و کیفیت تجربه کاربری تایید شد.نتیجه‌گیری: استفاده از ابزار بازی‌وارسازی در پلتفرم‌ها به خودی خود باعث بهبود و یا افزایش کیفیت تجربه کاربری نمی‌شود. پلتفرم‌ها و شرکت‌ها یا سازمان‌هایی که مدل کسب و کار پلتفرمی دارند در صورتی می‌توانند از بازی‌وارسازی برای افزایش کیفیت تجربه کاربری استفاده کنند که از استراتژی‌های قیمت‌گذاری مناسب و صحیحی استفاده کنند.

کلیدواژه‌ها

  • بازی‌وارسازی
  • کیفیت تجربه کاربری
  • استراتژی‌های قیمت‌گذاری
  • پلتفرم

عنوان مقاله [English]

The relationship between gamification and user experience quality by modulating pricing strategies on platforms.

نویسندگان [English]

  • Shahram Khalil Nezhad
  • Milad Ghanbari
  • Mohaddeseh Rezaian Astaneh

Objective: The present study پلت فرم ها seeks to show the extent to which the quality of user experience of platforms is influenced by their gamification and pricing strategy.
Methodology: The statistical population of this study includes 114 Iranian and foreign platforms and the statistical sample includes 88 platforms based on Alexa ranking. Structural equation modeling and SMART-PLS3 software were used to analyze the data.
Findings: The results indicate that gamification does not have a positive and significant effect on the quality of user experience. According to the studies, the adjustment effect of pricing strategies on the relationship between gamification and user experience quality was confirmed.
Conclusion: پلت فرم ها Using gamification tools on platforms does not in itself improve or enhance the quality of the user experience. Platforms and companies or organizations that have a platform business model can use gamification to enhance the quality of the user experience if they use appropriate pricing strategies.

کلیدواژه‌ها [English]

  • gamification
  • user experience quality
  • pricing strategies
  • platform

مراجع

1. Cutler, Philip; Armstrong, Gary. (2008). Principles of marketing. Zare, Mehdi Tehran; mehrgerd; Manager tomorrow. (in Persian)

2. Farmani, Mehdi; Ghaffari, Mohammad; Zandi Nasab, Mustafa. (1398). Investigating the features of the website in the field of gamification development with a focus on mediating role models of user experience and attitude (Case study: Digikala). Human interaction and information. Volume 6, Number One. Pp. 73-88. (in Persian)

3. Feurer, Sven. Schuhmacher, Monika C; Kuester, Sabine. (2018). How Pricing Teams Develop Effective Pricing Strategies for New Products. Journal of Product Innovation Management. 1-75

4. Shaw, Gareth; James, Simon. (2019). The role of social media as a distribution channel for promoting pricing strategies. Journal of Hospitality and Tourism Insights. 75-91

5. Gross, Hellen; Rottle, Maren; Wallmeier, Franziska. (2020). The influence of external reference price strategies in a nonprofit arts organization's “pay-what-you-want” setting. International Journal of Nonprofit and Voluntary Sector Marketing. 1-13

6. Li, Feng; Du, Chih-ting Timon; Wei, Ying. (2019). Offensive pricing strategies for online platforms. International Journal of Production Economics. 216 (2019). 278-304.

7. Brade, Jennifer; Lorenz, Mario; Busch, Marc; Hammer, Niels; Tscheligi, Manfred; Klimant, Philipp. (2017). Being there again – Presence in real and virtual environments and its relation to usability and user experience using a mobile navigation task. Internatinal Journal Human–Computer Studies. 76-87

8. Hsu, Chia-Lin; Chen, Mu-Chen. (2018). How does gamification improve user experience? An empirical investigation on the antecedences and consequences of user experience and its mediating role. Technological Forecasting پلت فرم ها & Social Change. 1-12

9. Bitkina, Olga Vl; Kim, Hyun K; Park, Jaehyun. (2020). Usability and user experience of medical devices: An overview of the current state, analysis methodologies, and future challenges. International Journal of Industrial Ergonomics. 1-11

10. Seaborn, Katie; Fels, Deborah. (2014). Gamification in theory and action: A survey. Int. J. Human-Computer Studies 74 (2015) 14–31.

11. Alsawaier,R.S. (2018).The effect of gamification on motivation and engagement. International Journal of Information and Learning Technology, Vol. 35 No. 1, pp. 56-79.

13. Deterding, S. (2019). Gamification in Management: Between Choice Architecture and Humanistic Design. Journal of Management Inquiry, 28(2), 131–136.

14. Kim, Junic. (2016). The platform business model and strategy: a dynamic analysis of the value chain and platform business. Thesis for: PhD in Business and Management. (2016). pp. 1-360.

15. Polo-Pena, Ana Isabel; Frıas-Jamilena, Dolores Mar ~ ıa; Fernandez-Ruano, Marıa Lina. (2020). Influence of gamification on perceived self-efficacy: gender and age moderator effect. International Journal of Sports Marketing and Sponsorship. Pp1-24

16. Bauer, Johannes C; Linzmajer, Marc; Nagengast, Liane; Rudolph, Thomas; D’Cruz, Elena. (2019). Gamifying the digital shopping experience: games without monetary participation incentives increase customer satisfaction and loyalty. Journal of Service Management. Pp1-33

17. Hsu, Chia-Lin; Chen, Mu-Chen. (2018). How gamification marketing activities motivate desirable consumer behaviors: Focusing on the role of brand love. Computers in Human Behavior. Pp121-133

18. Nobre, Helena; Ferreira, Andre. (2017). Gamification as a platform for brand co-creation experiences. Journal Brand Management.Pp1-13

19. Bonina, Carla; Eaton, Ben. (2020). Cultivating open government data platform ecosystems through governance: Lessons from Buenos Aires, Mexico City and Montevideo. Government Information Quarterly. 1-15

20. Liu, De; Santhanam, Radhika; Webster, Jane. (2016). Toward Meaningful Engagement: A Framework for Design and Research of Gamified Information Systems. MIS Quarterly Vol. 41 No. 4, pp. 1011-1034.

21. Shaw, Gareth; James, Simon. (2019). The role of social media as a distribution channel for promoting pricing strategies. Journal of Hospitality and Tourism Insights. 75-91

22. Gibbs, Chris; Guttentag, Daniel; Gretzel, Ulrike; Yao, Lan; Morton, Jym. (2018). Use of dynamic pricing strategies by Airbnb hosts. International Journal of Contemporary Hospitality Management. 2-20

23. Yang, Yang; Asaad, Yousra; Dwivedi, Yogesh. (2017). Examining the impact of gamification on intention of engagement and brand attitude in the marketing context. Computers in Human Behavior. Pp459-469

عوامل موفقیت پلتفرم ها و 3 عنصر حیاتی رسیدن به آن

عوامل موفقیت پلتفرم ها و 3 عنصر حیاتی رسیدن به آن

عموما تصور ما بر این است که شرکت‌ها با یکدیگر بر سر محصولات در حال رقابت هستند؛ اما در دوره‌ای که همه چیز به صورت شبکه‌ای درآمده است رقابت بر سر پلتفرم‌ها افزایش یافته و پیروزی در این رقابت مستلزم ایجاد پلتفرم بهتر است. پلتفرم از لحاظ ساختاری به چیزی گفته می‌شود که شما را بالا می‌برد و دیگران می‌توانند روی آن قرار بگیرند.

این امر در رابطه با کسب و کار هم صدق می‌کند. به واسطه ایجاد یک پلتفرم دیجیتال، کسب و کارهای دیگر به راحتی می‌توانند با کسب و کار شما ارتباط برقرار کنند، بر روی آن به تولید محصولات و خدمات و خلق ارزش بپردازند. توانایی عضویت و نقش آفرینی در پلتفرم، ویژگی برجسته تفکر پلتفرمی است.

بازار تلفن‌های هوشمند را در نظر بگیرید؛ امروزه نوکیا و بلک‌بری سلطه سابق خود را در دنیای تلفن‌های همراه از دست داده‌اند. تکنولوژی و محصولات آنها با فقدان اکوسیستمی مشابه اکوسیستم اپل و اندروید روبه‌رو است. در واقع توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌ها با استفاده از فروشگاه نرم افزار این شرکت‌ها، ارزش خلق می‌کنند. شرکت مایکروسافت بازخوردهای فوق‌العاده‌ای را در ارتباط با تکنولوژی موجود در سری جدید تلفن‌های خود دریافت کرده است؛ اما توانایی ایجاد یک پلتفرم موفق است که موفقیت نهایی این شرکت در این زمینه را تعیین می‌کند.

استفاده از تفکر پلتفرمی منحصر به بخش تکنولوژی نمی‌شود. خرده‌فروش‌ها در حال تغییر شیوه کار خود از فروش محصولات از طریق کانال‌های توزیع به هم‌آفرینی ارزش بوسیله پلتفرم‌ها، هستند. خرده‌فروش‌های آنلاین مثل eBay ، Etsy و Amazon پیشروهای این روش‌اند و سایر خرده‌فروش‌ها اکنون دنباله‌روی آنها هستند. J‌C Penny تفکر پلتفرمی را به یکی از پایه‌های اصلی کار خود برای تعیین استراتژی نوآفرینی تبدیل کرده است.

پلتفرم

مغازه‌های آن نمایانگر بوتیک‌های بسیاری است که بوسیله دیگران اداره می‌شود. جای شگفتی ندارد که بدانید ران جانسون، مدیر عامل J‌C Penny، زمانی در شرکت اپل مشغول به کار بوده است. جانسون می‌گوید : “تمام این بوتیک‌ها در واقع همان اپلیکیشن‌ها هستند؛ چیزی که J‌C Penny ایجاد کرده است تنها یک اینترفیس جدید است. درحالیکه استراتژی قیمت‌گذاری J‌C Penny بحث برانگیز بوده است، تحلیل‌گرها دیدگاه مثبتی نسبت به پلتفرم‌های درون-فروشگاهی داشته‌اند.

شرکت نایک نیز در حال تغییر رویه از تولید محصولات به پلتفرم است و اخیرا با تکیه بر موفقیتش در محصولات ورزشی دیجیتالی و در جهت کمک به شرکت‌هایی که به پلتفرم +Nike متکی‌اند، اقدام به عرضه محصول Nike+ Accelerator کرده است. بیانیه منتشر شده از سوی نایک نشان‌دهنده وجود تفکر پلتفرمی در این شرکت است: ما به دنبال افرادی هستیم که قصد دارند شرکت‌هایی را بر پایه موفقیت +Nike ایجاد کنند تا دنیا را فعال‌تر سازند.

۳ تکنولوژی انقلابی، پلتفرم‌ها را ایجاد کرده و به پیش می‌برند: پردازش و ذخیره ابری، شبکه‌های اجتماعی و تلفن‌های همراه. تکنولوژی ابری زیرساختی جهانی برای امر تولید فراهم می‌کند و هر کسی را قادر می‌سازد تا برای مخاطبانی جهانی به تولید محتوا و اپلیکیشن بپردازد.

شبکه‌های اجتماعی موجب اتصال مردم در سراسر دنیا می‌شوند و هویت آنها را در اینترنت حفظ می‌کند. تلفن‌های همراه در هر زمان و مکانی امکان اتصال به این زیرساخت جهانی را فراهم می‌کنند. این امر در نتیجه موجب ایجاد شبکه‌ای در دسترس و جهانی از کارفرمایان، کارگران و مصرف کنندگان می‌شود که قادر به ایجاد کسب و کار، تولید و پخش محتوا، خرید محصولات و ارائه خدمات است.

خوانندگان با برخی از پایه‌های فکریِ تفکر پلتفرمی آشنا هستند. این موارد شامل مفهوم «اکوسیستم» مطرح شده توسط Geoffrey Moore و مفهوم «جذب» مطرح شده توسط John Hagel و John Seely Brown است. پلتفرم‌ها همچنین به قدرت اثرات شبکه‌ای (Network Effects) متکی‌اند؛ هر چه پلتفرم‌ها کاربران بیشتری را جذب کنند، با ارزش‌تر می‌شوند. در ادبیات آکادمیک نیز به طور فزاینده تحقیقاتی مرتبط با نحوه خلق ارزش در پلتفرم‌های چندوجهی در حال انجام است.

به عقیده ما، موفقیت استراتژی پلتفرم در گرو عوامل زیر است.

  1. اتصال: میزان سهولت اتصال به پلتفرم جهت اشتراک گذاری و انجام معامله
  2. جاذبه: میزان موفقیت پلتفرم در جذب تولیدکننده و مصرف کننده
  3. جریان ارزش: میزان موفقیت پلتفرم در تسهیل مبادله و هم‌آفرینی در خلق ارزش

پلتفرم‌های موفق با استفاده از سه عنصر زیر به این اهداف دست می‌یابند.

  1. جعبه ابزار : به کاربران این امکان را می‌دهد تا آسان‌تر به پلتفرم متصل شوند و اینگونه اتصال را ایجاد کنند. چنین زیرساختی تعامل میان شرکت کنندگان را ممکن می‌سازد. به طور مثال شرکت اپل سیستم عامل و کتابخانه‌های کد خود را در اختیار توسعه‌دهندگان قرار می‌دهد. یوتیوب زیرساخت‌های میزبانی را برای سازندگان ویدیوها فراهم می‌کند. ویکی‌پدیا به نویسندگان این امکان را می‌دهد تا با استفاده از ابزارهای سایت روی مقاله‌ای خاص با هم کار کنند. JC Penny مغازه‌هایی را در اختیار بوتیک‌هایی که با آنها شراکت دارد می گذارد.
  2. جذب‌کننده : کشش را به وجود می‌آورد که از طریق ایجاد نوعی جاذبه اجتماعی موجب جذب کاربران به پلتفرم می‌شود. تولیدکنندگان و مصرف کنندگان برای انجام معامله باید هر دو در پلتفرم حضور داشته باشند تا حجم بحرانی (Critical mass) حاصل شود. شرکت اپل به جذب توسعه‌دهندگان و کاربران نیاز دارد. eBay نیز به فروشندگان و خریدارن در کنار هم نیازمند است. سازندگان پلتفرم باید توجه ویژه‌ای به طراحی محرک‌ها، سیستم‌های اعتبار کاربران و مدل‌های قیمت‌گذاری داشته باشند. آنها هم‌چنین باید از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند تا بتوانند به اثرات شبکه‌ای و در نتیجه رشد سریع دست یابند.
  3. تطبیق : با ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان و مشتریان، موجب بهبود جریان ارزش می‌شود. اطلاعات و داده‌ها نقشی مهم در ایجاد انطباق موفق دارند و پلتفرم‌ها را از سایر مدل‌های کسب و کار متمایز می‌کنند. پلتفرم در نقش تطبیق‌دهنده، اطلاعات مهم مربوط به مشارکت کنندگان را به دست می‌آورد و از آن برای تسهیل ارتباط میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان استفاده می‌کند. Google به طور مثال، عرضه و تقاضا برای محتوای آنلاین را با همدیگر هماهنگ می‌کند؛ درحالیکه بازارهای آنلاینی مثل eBay ، خریداران را به محصولات مرتبط وصل می‌کند.

میزان توجه پلتفرم‌ها به این ۳ اصل اساسی با یکدیگر متفاوت است. سرویس وب آمازون بر ایجاد جعبه ابزار تاکید دارد؛ درحالیکه eBay و AirBnB به جذب‌کننده‌ها و ایجاد تطبیق اهمیت بیشتری می‌دهند. فیسبوک تمرکز خود را بر جعبه ابزار و جذب‌کننده‌ها گذاشته است و به طور مداوم در حال تقویت توانایی خود در ایجاد تطبیق است.

در آینده شاهد این خواهیم بود که شرکت‌های بیشتری روش کار خود را از تولید محصول به تولید پلتفرم تغییر خواهند داد. حتی کسب و کارهایی که کارشان کشتن حیوانات است کمتر خود را درگیر تولید تله‌موش‌های بهتر می‌کنند و بیشتر بر ایجاد پلتفرم‌هایی برای گرفتن موش‌ها متمرکز می‌شوند. برای نمونه، تله‌موشی هوشمند و دارای حسگر را در نظر بگیرید که به صورت بی‌سیم با یک سامانه موش‌گیر ارتباط برقرار می‌کند.

صاحبان خانه‌ها و شکارچیان حیوانات می‌توانند وضعیت تله را بر روی تلفن همراه خود مشاهده و بررسی کنند و هر زمان که طعمه‌ها تمام می‌شود یا تله نیاز به بررسی دارد، پیامکی برای آنها ارسال می‌شود. در حال حاضر تله‌های هوشمند در بازار وجود دارند. اما تغییر رویکرد از تولید محصول به پلتفرم در مثال بالا منجر به ایجاد سرویسی می‌شود که به وسیله آن هر کسی با داشتن تله هوشمند می‌تواند به پلتفرم وصل شود و با دیگران ارتباط برقرار کند.

هر کسب و کاری امروزه با سوالی اساسی مواجه می‌شود که بر پایه تفکر پلتفرمی است: چگونه دیگران را قادر به خلق ارزش کنیم؟

چالش های حکمرانی مجازی در آمریکا/ پذیرش تنظیم گری از سوی پلتفرم ها

شفقنا رسانه_ نحوه کنترل و برخورد با شرکت‌های بزرگ فناوری اطلاعات و پلتفرم های فضای مجازی که نقشی تعیین کننده در تحولات کلان جهان ایفا می‌کنند، به محل بحث میان سیاستگذاران جهان تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، رسانه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر و با ایجاد تحول در ماهیت اطلاع رسانی و فعالیت رسانه‌ای به بخشی جدایی ناپذیر از سیاست جهان بدل شده اند. این روزها شبکه‌های اجتماعی نقشی تعیین کننده در تحولات کلان جهان ایفا می‌کنند. از همین روی، نحوه کنترل و برخورد با شرکت‌های بزرگ جهان به محل بحث میان سیاست گذاران جهان، خصوصاً قانونگذاران ایالات متحده آمریکا بدل شده است.

جاناتان آسکوناس، استاد دانشگاه کاتولیک آمریکا و آری شولمن، مقاله نویس وبگاه آتلانتیس، اخیراً در مقاله ای به مسئله چالش میان طیف‌های مختلف سیاست گذاران و کارشناسان حوزه فناوری آمریکا در مورد نحوه برخورد با پلتفرم‌های آنلاین بزرگ، پرداخته اند.

سیاستمداران متمایل به چپ در ایالات متحده آمریکا، معتقدند که شرکت‌های فناوری باید اطلاعات غلط و سخنان اشاعه دهنده نفرت را در بسترهای آنلاین خود محدود کنند. این در حالی است که طیف راست، همواره با تاکید بر مفهوم آزادی بیان، مدعی هستند که این پلتفرم‌ها قدرت سانسور خود را به طور عادلانه اعمال نمی‌کنند.

در این مقاله به بررسی رویکرد هر دو طیف خواهیم پرداخت.

واقعیت امر این است که هر یک از مواضع اعلام شده، تنها بخشی از حقایق و استدلال‌های صحیح را در بر دارند و عموماً بخشی جزئی از مسئله را پوشش می‌دهند.

به عقیده بسیاری از کارشناسان، هیچیک از دو رویکرد یاد شده، به تنهایی نخواهند توانست ضامن تداوم ثبات در فضای مجازی و حفظ آزادی بیان در عین پایبندی و حرکت در چارچوب‌های مشخص باشد.

آسکوناس و شولمن، در همین راستا قصد دارند به بررسی راهکارهای مختلف و ارائه طریقی جهت خروج از بن بست پیش روی سیاست گذاران و شرکت‌های فناوری بپردازند. نخستین نکته در این بحث، این است که دو دیدگاه یاد شده، چنان که به نظر می رسند از هم دور نیستند و حل و فصل بحث گفتار آنلاین در رسانه‌های اجتماعی، مستلزم ایجاد درک مشترک میان طرفین است. نکته دیگر آنکه سیاستمداران و کاربران باید بپذیرند که برای کاهش قدرت سیاسی پلتفرم‌های آنلاین، در وهله نخست، نیازمند پذیرش اصل سیاسی بودن ماهیت بخش عمده از گفتگوهای موجود در رسانه‌های اجتماعی، هستند.

اوج گیری اختلافات پیرامون حکمرانی پلتفرم‌ها

در ماه آگوست سال ۲۰۱۸، بسیاری از پلتفرم‌های مطرح جهان، به صورت هماهنگ اقدام به حذف حساب کاربری الکس جونز، میزبان تاک شوی رادیویی، نویسنده، مستندساز و تئوری پرداز توطئه اهل ایالات متحده از بستر خود کردند.

ابتدا اپ استور، سپس فیسبوک، اسپاتیفای، این فرآیند را آغاز کردند و توئیتر و پی پال نیز اندکی بعد به جمع تحریم کنندگان جونز پرداختند. این اتفاق، واکنشی بود به برخی مواضع و دیدگاه‌های وی مانند دست داشتن دولت آمریکا در حملات یازده سپتامبر، ساختگی بودن پروژه آپولو ۱۱ و فرود روی ماه، انفجار اکلاهاما سیتی و…

تداوم چرخه یاد شده در میان پلتفرم‌ها، در آن مقطع زمانی بسیار قابل پیش بینی بود و بحث‌های عمیقی میان طیف‌های مختلف سیاستمداران آمریکایی، آغاز کرد. دموکرات‌های متمایل به چپ در آمریکا (با مفهوم چپ سوسیالیست متفاوت است)، استدلال کردند که شرکت‌های فناوری باید اطلاعات غلط و سخنان نفرت را در رسانه‌های آنلاین خود محدود کنند. این در حالی است که سیاستمداران دست راستی، مدعی شدند که محدودیت حضور جونز در پلتفرم‌ها، آزادی بیان را نقض می‌کند و شرکت‌ها هرگز نمی‌توانند قدرت محدودسازی خود را عادلانه اعمال کنند.

شبکه های اجتماعی بستر ستایش رذائل اخلاقی و خشونت اجتماعی

مشکل امروز رسانه‌های اجتماعی بسیار بزرگ‌تر از مثال ارائه شده در مورد وضعیت الکس جونز است. عده بسیار قلیلی از کارشناسان هستند که پلتفرم‌های اجتماعی شاخص مانند توئیتر، فیسبوک، یوتیوب و گوگل را نعمتی برای دموکراسی آمریکایی در نظر بگیرند. به عقیده بسیاری از متخصصان، شبکههای اجتماعی یاد شده، در مقطع کنونی به بستری جهت ستایش رذائل اخلاقی، ایجاد خشم و عصبانیت و خشونت اجتماعی بدل شده است.

رسانه‌های طیف دموکرات و طرفدار محدودیت پلتفرم‌ها در این شرایط، مارک زاکربرگ و جک دورسی را به اعمال کنترل بر پلتفرم و بهره گیری بیشتر از یادگیری ماشینی برای حل مشکل یاد شده دعوت می‌کنند.

۲ خطای مهم در برخورد با پلتفرمها

به عقیده آسکوناس و شولمن، این برخورد با پلتفرم‌ها دو مشکل اساسی را در بر دارد. نخست اینکه طیف یاد شده از طرفی مدیران شرکت‌های فناوری را آماج حملات قرار می‌دهند و از سوی دیگر از آن‌ها اعمال قدرت بیشتر برای مدیریت پلتفرم را طلب می‌کنند. اشتباه دوم نیز این است که منتقدان مسائل به وجود آمده را عوارض جانبی محدود یک محصول فناورانه کاملاً سالم می‌دانند.

به عبارت دیگر، با وجود همه معایب یاد شده، منتقدان پلتفرم‌های آنلاین، هنوز این پدیده نوآورانه را مانند دیگر محصولات موجود در بازار بررسی کرده و از همین روی معتقدند که مشکل با نظارت و استفاده از ابزار هوشمند، مانند یادگیری ماشینی، قطعاً حل می‌شود.

این در حالی است که رویکرد مدیران پلتفرم‌ها تفاوت فاحشی با دیدگاه غالب دولتمردان و قانونگذاران آمریکایی دارد. پلتفرم‌هایی چون توئیتر، فیسبوک و یوتیوب، از ماهیت رسانه‌ای خود عبور کرده و به اجتماعات انسانی مجزا از مرزبندی‌های سیاسی، بدل شده اند.

مارک زاکربرگ در سخنرانی‌های خود، مدام در مورد ایجاد جامعه جهانی در بستر فیسبوک سخن می‌گوید.

رهبران دنیای فناوری تنظیم گری مجازی را درک کرده اند

به نظر می‌رسد که رهبران جهان فناوری و مدیران پلتفرم‌ها موقعیت خطیر پیش رو را درک کرده اند. اگر در بحث تنظیم گری محتوا و گفتار بر بستر رسانه خود از رویکرد مینیمالیستی و دست راستی استفاده کنند، اطلاعات غلط، اخبار جعلی، نفرت پراکنی و اشاعه خشونت همچنان رو به افزایش خواهد بود و آن‌ها دیر یا زود با فشار شدید بازیگران سیاسی طیف مقابل برای تشدید قوانین مواجه خواهند شد. از سوی دیگر، اگر در ابتدای کار مواضع سخت طیف چپ را در دستور کار قرار دهند، متهم به سانسور محتوا و محدودیت فعالیت کاربران می‌شوند.

با توجه به اینکه فشار از سمت هر دو طیف بر پلتفرم‌ها وارد می‌شود، می‌توان دریافت که موضوع تا چه اندازه بغرنج است. از همین روی، مدیران شرکت‌های فناوری، برای خروج از شرایط یاد شده، بر تحول فرایندها تمرکز کرده اند.

وضع سیاست‌های جدید، تجدید نظر در قوانین و تدوین قواعد جدید و ایجاد نهادهای داخلی شبیه به دادگاه جهت بررسی پرونده‌ها به صورت داخلی، از جمله این اقدامات به شمار می‌رود. علاوه بر این، اکثر پلتفرم‌ها در حال تقویت قدرت نظارت خود بر محتوا جهت جداسازی و شناسایی مطالب مخرب با سرعت بالا هستند.

بی شک بهبود فرایند حکمرانی و قاعده مند ساختن فعالیت پلتفرم‌ها در فضای مجازی به صورت همگانی و عادلانه، می‌تواند به مرور باعث بهبود شرایط موجود در حوزه حکمرانی محتوا شود.

راهکارهای بالا، به علاوه توسعه سیاست‌های کلان، افزایش تعداد ناظران محتوا در پلتفرم‌ها، توسعه فرایندهای بررسی و تجدید نظر، خودکارسازی نظارت با استفاده از یادگیری ماشینی و برون سپاری بخشی از اعتبارسنجی محتوا، می‌تواند شرایط موجود را به صورت محسوسی بهبود بخشیده و کارآمدی شبکه های اجتماعی را افزایش دهد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا