مبانی تحلیل فنی

اشتباهات رایج معامله گری

اشتباهات رایج معامله گران (قسمت اول)

ورود به بازار بورس و انجام معامله های متنوع و متعدد همواره چالش های بی شماری را فراروی معامله گران و سهام داران قرار داده است. در این مجموعه دو قسمتی مقاله، برآنیم تا برخی از مهم ترین و بارزترین اشتباهات رایجی که معامله گران در بازار بورس انجام می دهند را معرفی و هرکدام را به طور خلاصه بررسی کنیم.

اشتباهات رایج در معامله گران

معاملات احساسی: این مورد آسیب رسان ترین دلیل برای از بین رفتن حساب می باشد. معاملاتی که برگرفته از برنامه و روش معاملاتی نیست با احساس تریدر سرو کار دارد و به علت اینکه برای این معاملات از تفکر و تعقل استفاده نشده عموما زیان آور هستند. احساسات گوناگونی می تواند در معاملات دخیل باشد اما یک نکته در تمام احساسات معامله گران یکسان است، تمامی معاملات احساسی منجر به ضرر میگردند. احساس غالب، در اکثر موارد طمع برای کسب سود بیشتر است. در حالی که جلوگیری از ضرر نکته مهم تری است. احساسات خود را بشناسید و در زمان ترید کردن تا حد امکان آنها را کنترل کنید.

کمبود دانش: یکی از اصلی ترین دلایل معاملات زیان آور، کمبود یا نداشتن دانش و آگاهی لازم نسبت به شرایط و واقعیات بازار می باشد. معامله در بازار مبادلات ارز نیز مانند هر حرفه دیگر، نیازمند دانش و تجربه کافی است.

معاملات زیاد: معاملات زیاد (over trading) معمولا به این دلیل انجام می شود که معامله گرتمایل دارد تمام حرکت های بازار را بدون کم و کاست شکار کند. این امر تقریبا محال است و بزرگترین تحلیل گران و معامله گران دنیا نیز این کار را انجام نمی دهند.

معامله با حجم زیاد: حجم زیاد معاملات، ریسک سرمایه گذار و آسیب پذیری سرمایه را افزایش می دهد. هنگامی که یک معامله گر با حجم بالا معامله می کند، با تعداد کمی معامله ضررده می تواند کل حساب خود را از دست بدهد.

اعتماد به پیش بینی دیگران: از معاملات دیگران برداشت و الگوبرداری نکنید، شرایط حساب، دیدگاه و دلایل افراد با یکدیگر برای حضور در بازار متفاوت است. هر کسی حتی در صورت استفاده از پیش بینی دیگران مسئول حساب خویش است ، مگر آنکه کل مدیریت حساب خویش را به تریدری دیگر بدهد. تا حد امکان از تحلیل خود پیروی کنید.

نداشتن حد ضرر (استاپ لاس): نداشتن استاپ لاس به معنی این است که معامله گر حدی برای اشتباه خویش متصور نیست، هر انسانی امکان اشتباه دارد و حد ضرر امکانی برای جلوگیری از فاجعه بار بودن اشتباهات می باشد. قبل از آغاز معامله حد ضرر خود را بشناسید. در زمان معامله اغلب معامله گران تحت تاثیر ترید خود قرار می گیرند و از لحاظ روانی برایشان سخت است که حد ضررشان را بپذیرند. در زمان معامله تغییر حد ضرر عموما منجر به زیان های بیشتر می شود. هیچ زمانی حد ضرر خود را خلاف جهت معامله خود تغییر ندهید. یعنی مقدار حد ضرر خود را بیشتر نکنید.

معامله در ساعات نامناسب: آشنایی نداشتن با میزان نوسان بازار در ساعات متفاوت هر جفت ارزی می تواند باعث تخمین های اشتباه معامله گران شود. ارزهای اروپایی در مقابل دلار، در ساعات بازار توکیو نوسانات زیادی ندارند و نباید برای معاملات در این ساعات سودهای زیادی متصور بود و یا در ساعات اولیه بازار لندن و نیویورک نباید نوسانات کوتاه و کوچک ما را از نوسانات بزرگی که بازار در پیش دارد غافل کند.

نداشتن راهنما: راهنما کسی است که شما را از اشتباهاتتان آگاه می کند و راه درست را به شما نشان می دهد. دیگر معاملات احساسی انجام نمی دهید چون باید به راهنمای خود توضیح دهید. امیدوارم درک کنید راهنما بازار را برای شما پیش بینی نمی کند، او به شما فورکست نمی دهد بلکه تنها شما را از اشتباهات بر حذر می دارد. نیازی نیست راهنما حتما یک تریدر باشد. آشنایی مختصر با مبادلات ارز هم کافیست گرچه اگر راهنمای شما معامله گری با تجربه باشد بهتر است. راهنما باید از همه شرایط شما و حسابتان آگاه باشد و متعهد باشد که هیچ اطلاعاتی از زندگی خصوصی شما به دیگران نمی دهد. راهنما تاثیر فوق العاده ای در پیش گیری از اشتباهات و تصحیح آنها دارد. برای خود راهنمایی امین بیابید.

اشتباه معامله گران

نداشتن سیستم معاملاتی: نداشتن برنامه، روش یا سیستم معاملاتی از اصلی ترین دلایل زیان می باشد. نداشتن برنامه و روش عموما باعث معاملات احساسی می شود در حالی که روش معاملاتی به تریدر دیدگاهی برای تفسیر تمامی قیمت های بازار می دهد. شاید برنامه و روش مکانیزه و کامپیتری نباشد اما حتما باید وجود داشته باشد. برنامه باید قابلیت تفسیر بازار، بازدهی در گذشته و همخوانی با شرایط تریدر را داشته باشد. نقصان در هر کدام از این شرایط، باعث معیوب بودن برنامه و پیرو آن از دست رفتن بخش قابل توجهی از سرمایه می شود.

معامله خلاف روند: عموما بیشتر برنامه ها و روش های معاملاتی برای استفاده از جهت حرکت بازار استفاده می شوند. هم جهتی معاملات با روند اصلی، امکان سود بیشتر و ریسک کمتر را به همراه دارد. تا زمانی که برنامه و روش امتحان شده شما معاملات خلاف جهت را تایید اشتباهات رایج معامله گری نکرده است از معامله در خلاف روند اصلی بازار بپرهیزید.

خروج های بی برنامه (خروج از معاملات به خاطر ترس): معامله گر مبتدی عموما با سود و یا ضرر های کم، از ترس زیان های بیشتر از معامله خود خارج می شود و برنامه ای غیر از سیستم معاملاتی خود را در پیش می گیرد. در اغلب موارد پتانسیل سود خود را با سود کم یا زیان از دست می دهد و پس از حرکت بازار خود را نکوهش می کند که این امر می تواند عواقب منفی دیگری برای حساب داشته باشد.

معاملات با اهداف کوچک: کسانی که برای اهداف کوچک وارد می شوند حد ضرر و سود کوچکی در نظر می گیرند (اسکالپر ها) در اغلب موارد، حد ضررشان بیشتر از حد سودشان است و به این نکته توجه نمی کنند که بازار در کوتاه مدت، تحت تاثیر معاملات لحظه ای می تواند جهاتی خارج از جهت اصلی خود ایجاد کند و همین تغییر جهت کوچک می تواند موجب زیان آنها شود. معاملات با اهداف کوچک ریسک حد سود را نسبت به اسپرد افزایش می دهد. اگر یک معامله گر برای معامله ای ۱۰ پیپ حد سود و حد ضرر را در نظر بگیرد با احتساب اسپرد، تنها با ۷ پیپ حرکت بازار در خلاف جهت، ضرر می کند در حالی که برای رسیدن قیمت به حد سود، باید بازار ۱۳ پیپ به نفع شما حرکت کند. به نظر شما کدام قیمت نزدیکتر است و به احتمال زیاد دیده خواهد شد؟

معامله در قله ها و دره ها: افرادی که برای استفاده از تمامی یک روند تلاش می کنند زیان های بسیاری را متحمل می شوند. افراد کمال طلب تنها به دنبال قله ها و دره ها هستند در حالی که قله ها و دره ها در بازارهای دو جهته نسبی بوده و هر زمانی امکان اینکه بازار دره ها و قله های جدیدی بسازد وجود دارد. این مساله را برای خود حل کنید که نمیتوان از تمام حرکات بازار استفاده کرد. شما اگر با رعایت اصول، قسمتی از حرکت مفید بازار را هم شکار کنید، در دراز مدت سود خوبی به دست می آورید.

ساده انگاری بیش از حد: اینکه روشهای ساده، اصولی و کاربردی عموما بازده خوبی دارند بر هیچ کس پوشیده نیست اما ساده انگاشتن بیش از حد معاملات، عموما منجر به زیان می گردد. باید توجه داشت بازار با شرایط و دلایل گوناگونی به حرکت در می آید. ساده انگاری و بی توجهی به عوامل تاثیر گذار بازار عموما موجب زیان می گردد. نسبت به آنها آگاه باشید.

معامله نزدیکی خبر: معامله در نزدیکی زمان اعلام اخبار مهم اقتصادی بیشتر مواقع برای ارضای احساس سود گرفتن می باشد. حرکات سریع و ناگهانی قیمت ها در زمان اعلام خبر می تواند هر تریدر آماتوری را وسوسه کند اما آیا نتیجه این معاملات برای وی قابل تصور است؟ در صورت نداشتن تجربه و اشراف کامل نسبت به خبر و موضوع آن، از معامله در زمانهایی که بازار تحت تاثیر خبر است اجتناب کنید.

اطمینان به روش اشتباه: بسیار دیده شده که معامله گران با سودهای کم تعداد و کوچک تحت تاثیر روشی قرار میگیرند و حتی در صورت زیان آور بودن، آن را تغییر نمی دهند یا بهینه نمی سازند. دائمابا خوشبینی بی مورد به خود امید واهی می دهند در حالی که روش یا کارایی خود را از دست داده یا حتی امتحانی کامل و درست پس نداده تا به نتیجه برسد. روش خود را بشناسید و در صورت مشکل داشتن یا آنرا بهینه کنید و یا کلا تغییر دهید.

عدم یادداشت برداری از معاملات: در صورتی که واقعا به موفقیت و رسیدن به اهداف در بازار ایمان دارید حتما از معاملات خود یاد داشت برداری نمایید. با این کار فرد از تکرار اشتباهات جلوگیری کرده و عوامل موفقیت خود را بیش از پیش شناسایی می نماید. مکتوب کردن تمامی عوامل مهم از دیدگاه یک معامله گر در کنار یادداشت احساسات در زمان معامله، روشی کمّی برای مشاهده آماری کیفیت ترید شما می باشد.

توجه نکردن به معاملات باز: توجه نکردن به معاملات و دستورات باز میتواند یکی از دلایل از بین رفتن سرمایه باشد. همه می دانیم ترید و تمرکز مداوم روی قیمتها امری کسالت آور و خسته کننده است اما غفلت و بی توجهی نیز میتواند عواقب بدی برای موجودی حساب داشته باشد. در صورت داشتن معاملات باز بر اساس روش خود شرایط بازار را زیر نظر بگیرید خود را درگیر معاملات متعدد نکنید چرا که با اینکار تمرکز را از بعضی از معاملات خود می گیرید. چه بسا آن معاملات سود بیشتری داشته اند یا امکانش بوده که در ضرر کمتر متوقفشان کرد. در صورتی که احساسات بر شما قالب نمی شوند از معاملات خود غافل نشوید و آنها را ترک نکنید.

تفسیر نادرست اخبار: تفسیر نادرست اخبار شاید نشات گرفته از کمبود دانش باشد اما موارد بسیاری نیز وجود دارد که دانش شما به حد کافی است اما تجربه عکس العمل بازار نسبت به آن خبر را ندارید. فرضیات شما برای خبر میتواند کاملا درست باشد اما نقش تجربه و بینش برای تفسیر خبرها بسیار مهمتر و حیاتی تر از دانش می باشد. تا زمانی که تجربه لازم روی اخبار ندارید از معامله بر اساس آنها اجتناب کنید.

سپردن معاملات به شانس: معاملات خود را مدیریت کنید، برای بهبود آنها تلاش کنید و آنها را زیر نظر بگیرید. مطمئن باشید با شانس نمیتوان در بازار های مالی موفق شد. دانش، تجربه و مدیریت معاملات از مهم ترین عوامل موفقیت در معاملات می باشند. سرمایه خود را به بخت و اقبال نسپارید.

ترس های معامله گران در بازارهای مالی

در این سری از ویدیو های قصد داریم تا به شما در مورد ترس های معامله گران در بازارهای مالی اطلاعات کاربردی و انواع ترس های معامله گران را آموزش دهیم.

ترس های معامله گری

احتمالا به عنوان یک معامله گر ، بارها با احساسات زیاد در معاملاتتان مواجه شده اید. ممکن است این احساسات باعث شده باشند که اقدامات نامعقولی انجام دهید، در معاملاتتان ضرر کنید یا سودی را از دست بدهید.

احساسات قوی از راه اقدام زودهنگام، اقدام نامناسب یا عدم اقدام، معاملات را تحت تأثیر قرار می دهند.در موارد زیادی، تحلیل گران و معامله گران بازارهای مالی، تلاش می کنند که با فراگیری تحلیل تکنیکال بیشتر و یا مهارت های بالاتر تحلیل، این مشکل را حل کنند.

اما واقعیت این است که این کار تأثیری ندارد. به محض اینکه شروع به یک معامله می کنید احساس نگرانی شما زیاد می شود. دچار اضطراب می شوید، حتی ممکن است عوارض جسمانی مثل تپش قلب شدید و انقباض ماهیچه پیدا کنید. ممکن است دستپاچه شوید.اگر سود کمی داشته باشید، حتی ممکن است ذهنتان شما را وادار کند که از معامله خارج شوید.

بعد از خروج از معامله، احساس رهایی می کنید. تنش هایتان به پایان می رسد، سود کمی که به دست آورده اید به شما احساس خوبی می دهد.بعد از اینکه شما معامله تان را بستید، بازار در جهت موافق معامله ای که شما به درستی تحلیل کرده بودید و از آن خارج شدید، حرکت می کند. شما سود قابل توجهی را از دست می دهید، چراکه نتوانستید ذهن و احساس خود را کنترل کنید.این اتفاق برای معامله گران ممکن است به دفعات تکرار شود.

یکی از قوی ترین احساسات معامله گران ترس است.

کنار آمدن با ترس و اضطراب یک چالش مهم برای بسیاری از معامله گران است. در واقع حتی معامله گرانی که می گویند در هنگام معامله خیلی دچار ترس و اضطراب نمی شوند مشتاقند که اطمینان خود را بالا ببرند، تا ترس و اضطرابی را که حین انجام معامله تجربه می کنند، کاهش دهند.

اگر در حین معامله ترس، استرس و اضطراب را تجربه کرده اید، بدانید که، فقط شما نیستید که این ها را تجربه کرده اید.در واقع، همه معامله گران این احساسات قوی را تجربه کرده اند. اکثر اوقات وقتی یک معامله گر به دنبال راهی برای بهبود مهارت های ذهنی اش می رود با کنترل ترس و اضطراب سروکار دارد.ترس یکی از رایج ترین مسائلی است که مانع موفقیت معامله گران در معاملاتشان می شود.

ترس مستقیماً بر رفتار معاملاتی اثر می گذارد. البته باید بین اضطراب و ترس تفاوت قائل شد. ترس پاسخی است به یک رویداد خطرناک واقعی، ولی اضطراب واکنشی است به تصور رویارویی با یک فرد و نه رویارویی واقعی با وی.برای معامله گران ترس در چند حالت مختلف اتفاق می افتد. گاهی اوقات بی اهمیت می باشد و گاهی اوقات طاقت فرسا به نظر می رسد.

مارک داگلاس ؛ نویسنده روانشناسی معامله گر و معامله، ۴ ترس اصلی اصلی معاملاتی را معرفی می کند. تفکیک وی یک راه مفید برای دسته بندی کردن ترس در معاملات است.این ۴ نوع ترس عبارتند از: ترس از اشتباه، ترس از دست دادن پول، ترس از جا ماندن، ترس به دست نیاوردن بالاترین سود ممکن.می توان گفت بزرگترین نوع ترس در معاملات ترس از اشتباه است. هیچ کس دوست ندارد اشتباه کند. اشتباه باعث کاهش اعتماد به نفس می شود.

اگر ترس از اشتباه در زندگی روزمره را مدنظر قرار دهید، بهانه های همیشگی مردم را برای سرباز زدن از قبول مسئولیت اشتباهات، هرچند بی اهمیت خواهید شد.

چگونه می توان با ترس های معامله گری برخورد کرد؟هم تجربه و هم تحقیق نشان می دهد که ارتباط مستقیمی بین رفتار معامله گر و حالت احساسی وی وجود دارد. لازم است که همه معامله گران چگونگی اثرگذاری احساسات بر اقدامات معاملاتی شان را بدانند.

همچنین لازم است هر معامله گری بداند که افکار مشخص و اقدامات ناشی از آن ها با احساس قوی ترس مرتبط هستند.این افکار و اقدامات مرتبط با معامله بی عیب و درست نیستند بلکه، فقط به حالت درونی معامله گر بستگی دارند.لازم است که یک معامله گر ابتدا بر ذهن خود آگاه شوند.

مثلا ببیند آیا درباره واقعیت ساز و کار بازار است یا درباره اشتباه، زیان، جاماندن و به دست نیاوردن حداکثر سود ممکن است؟ هیچ یک از آن ها کاری به ورود به یک معامله، مدیریت و خارج شدن از آن ندارند.

همچنین یک معامله گر باید دقیقا بداند که رفتار معاملاتی معامله گر دقیقا به چه چیزی مربوط می شود. آیا اقدام وی، نتیجه چیزی بود که ذهن دستور می داد یا به این علت بود که در این زمان بهترین کار در این معامله همین بود؟

اینها مسائل اساسی در روانشناسی معامله گری هستند.ارزیابی معاملات و شناسایی اقدامات نامعقولی که ممکن است نتیجه ترس باشد، حائز اهمیت است. مهم است به عنوان یک معامله گر تمرکز کنید تا نسبت به آن آگاه شوید.

چند اشتباه رایج میان تریدرها

چند اشتباه رایج میان تریدر ها

ترید کردن از جمله شغل های پر درآمد و بسیار جذاب بوده که هر شخصی حداقل یک بار به فکر امتحان کردن آن افتاده. در این مقاله از سری مقالات کوین گراف قصد داریم چند اشتباه رایج را که بسیاری تریدرهای تازه کار مرتکب آن شده و باعث از بین رفتن کل یا بخش بسیار زیادی از سرمایه آن ها می شود را بررسی کنیم.

بر خلاف تصور ترید کردن به هیچوجه کار راحتی نیست. شما برای اینکه به یک تریدر موفق تبدیل شوید احتیاج به تحقیق ، مطالعه و تمرین بسیار زیادی دارید. در طول این مسیر شکست های متعدد و موانع زیادی را باید پشت سر بگذارید و این نکته در نظر داشته باشید که هیچ میانبری در این کار وجود ندارد و اگر حس کردید که راه حلی برای سریع تر کردن این فرایند و یا بدست اوردن پول زیادی در مدت کم در این بازار پیدا کردید ، بدانید که مسیر را اشتباه آمدید.

در ادامه به چند نمونه از این اشتباهات اشاره می کنیم. نکته این مقاله در خصوص افرادی که با استفاده از تحلیل تکنیکال اقدام به ترید می کنند نوشته شده است.

۱ـ نداشتن یک استراتژی مشخص:

هر معامله گری به یک استراتژی مشخص احتیاج دارد. منظور از یک استراتژی مشخص استفاده از اندیکاتورها و ابزارهای تحلیل مشخص ، استراتژی ورود و خروج از بازار و تعیین سود و زیان می باشد. این موضوع دو نکته مثبت دارد. اول اینکه استفاده از ابزارها و استراتژی های متعدد باعث گیج شدن شما شده و در بسیاری از موارد باعث تشخیص اشتباه شما می شوند.

و نکته دوم ، وقتی شما همیشه از یک استراتژی مشخص استفاده می کنید ، نقاط ضعف و قوت استراتژی خود را بهتر می شناسید و در طول زمان توانایی تصمیم گیری شما به طور چشمگیری ارتقا می یابد.

اشتباهات رایج تازه کارها در بازار ارز دیجیتال

با افزایش روز افزون جذابیت ارزهای دیجیتال و بالارفتن آگاهی و مقبولیت عمومی رمز ارز، منجر به افزایش قیمت آن ها شده است. اما به دلیل ملموس و واضح نبودن فرآیندهای مربوط به ارز دیجیتال و اصطلاحات رایج آن، وزود به این حوزه برای تازه کارها دلهره آور و ترسناک است.

فومو یا ترس از جا ماندن

فومو یکی از اصطلاحات رایج در حوزه ارز دیجیتال است. فومو مخففی از سر واژه‌های عبارت انگلیسی fear of missing out است به معنی ترس از جا ماندن. از این اصطلاح برای توصیف یک تجربه ناگوار تازه کارها در شرایط خرید در مبالغ بالا و فروش در مبالغ پایین استفاده می‌شود.

زمانی که افزایش قیمت در شرایطی است که بسیاری در پی کسب سود و خروج از بازار هستند منطقی ترین تصمیم این است که منتظر کاهش قیمت‌ها ماند. بسیاری از تازه کارها نمی‌توانند با احساسات خود برای ورود سریع به بازار مبارزه کنند و ممکن است ضرر هنگفتی را متحمل شوند.

زمانی روند صعودی شدید و قابل توجه است احتمال بازگشت و کاهش مجدد قیمت‌ها بسیار زیاد است، و در این شرایط خرید کردن اشتباه بزرگی است. فومو سبب می‌شود در شرایطی که بازار به شدت با افت قیمت مواجه است وسوسه فروش در افراد ظهور کند اما در چنین شرایطی فروش هیجانی اشتباهی بزرگتر است.

مدیریت ریسک

برای معامله در بازارهای بی‌ثباتی مانند ارزهای دیجیتال باید مدیریت ریسک داشت. بازار ارز های دیجیتال بسیار بی‌ثبات است و هیچ تضمینی وجود ندارد که روند نزولی معکوس شود. تجربه نشان داده است که نزول قیمت‌های زیادی برای بیت کوین این اتفاق افتاده اما پس از آن روز مجدد روند صعودی خود را نشان داده است. بنابراین اقدامات ناشی از ترس و چک کردن مداوم قیمت‌ها اشتباه است.

برای محدود کردن ضرر می‌توان از استراتژی حد ضرر استفاده کرد. یک استراتژی که تازه کارها معمولاً از آن استفاده نمی‌کنند زیرا بر این باورند که هر چیزی که می‌خرند دارای قیمتی همواره صعودی خواهد بود. پس باید برای کسب سود استراتژی داشته باشید. به دلیل وجود احساس طمع در تازه کارها استراتژی خروج برای کسب سود از معاملاتشان ندارند. برای موفقیت در معاملات ارز دیجیتال باید احساسات را کنار گذاشت و در شرایط بحرانی باید برای غلبه بر ترس و طمع، با استفاده از استراتژی های از پیش تعیین شده در مواقع بحرانی تصمیم گرفت.

تحلیل تکنیکال

برای ورود به بازار ارزهای دیجیتال داشتن دانش پایه تحلیل تکنیکال یک نیاز ضروری به شمار می‌رود. برای کسب این دانش اینترنت یک منبع غنی به شمار می‌رود. تحلیل تکینیکال می‌تواند از به روز برخی حوادث احتمالی شخص را محافظت کند. بازار ارزهای دیجیتال به سرعت در حال پیشرفت است و به روزرسانی‌ها به طور مداوم قوانین بازی را تغییر می‌دهند. ضروری است خود را همپا با دنیای ارزهای دیجیتال به پیش ببرید تا اطلاعات کامل در مورد آن داشته باشید و یک سرمایه گذاری موفق را تجربه کنید.

کاملا درست است که بگویم تحلیل تکنیکال یکی از مهم ترین روش های بازار ارهای دیجیتال محسوب می شود. از تجزیه و تحلیل تکنیکال می‌توان در هر بازار مالی مثل بازار سهام استفاده کرد. نباید به این اشتباه مرتکب شوید که تحلیل تکنیکال کار بسیار آسانی است، دقیقا عکس این گفته صادق است و باید کاملا با حواس جمع و تمرکز کامل به سراغ تحلیل تکنیکال روید.

حفاظت از کلید خصوصی

مالکیت و کنترل دو ویژگی مهم برای حفظ دارایی‌ها در بازار ارز دیجیتال محسوب می‌شود. برای محافظت از سرمایه ها باید از امنیت بالای کلید خصوصی اطمینان حاصل کرد. کلید خصوصی یک رشته طولانی و منحصربه فرد از کاراکترها است که امکان دسترسی به رمز ارز را فراهم می‌کند. کلید خصوصی می‌تواند در یک عبارت بازیابی خلاصه شود. عبارت بازیابی، کلمات منحصربه فردی برای دسترسی به دارایی‌های ارزهای دیجیتال محسوب می‌شوند. این عبارات معمولاً بین ۱۲ تا ۲۴ کلمه هستند. این کلیدها برای اثبات هویت شخص به عنوان صاحب حساب استفاده می‌شود. کلید خصوصی و عبارت بازیابی، سرمایه را از دسترسی کلاه‌برداران و هکرها مصون نگه می‌دارد؛ بنابراین نباید هرگز آن را با کسی به اشتراک بگذارید. توجه داشته باشید که برای دریافت هیچ خدمتی، نیازی به بیان کردن کلید خصوصی و عبارت بازیابی برای دسترسی به کیف پول ارز دیجیتال نیست.

از دیگر اصطلاحات رایج در حوزه ارز دیجیتال می‌توان اصطلاح فاد را نام برد. این اصطلاح از سر واژه کلمه‌های لاتین ترس بلاتکلیفی و تردید ایجاد شده است. از این اصطلاح برای توصیف گزارش‌ها و اخبار منفی کم اهمیتی استفاده می‌شود که در حوزه صنعت ارز دیجیتال منتشر می‌شود.

سایت های خبری به طور پیوسته مطالبی را منتشر می کنند که خبر از وقوع احتمالی اتفاقی می دهد. این اخبار منجر به بروز شک و تردید در دارندگان ارز دیجیتال می شود. بروز فاد باعث می شود که اشخاص ارز دیجیتال خود را در اثر شنیدن این اخبار بفروشند که حتی ممکن است منجر به ایجاد ضرر هنگفتی شود. بنابراین پیش از اطلاع از قطعیت وقوع اتفاق و یا قطعیت صحت موضوعی و بدون تحقیق و اطلاع کافی در مورد اخبار نباید به فاد واکنش نشان داد.

گروه‌های در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند که با تمام اعضای خود تصمیم می‌گیرند یک کوین را پامپ کنند. به این معنی که آن‌ها توافق می‌کنند که در یک زمان معین تمام سرمایه خود را بر روی یک گونه خاص سرمایه گذاری کنند. بنابراین منجر به ورود حجم عظیمی از پول به بازار می‌شود و خریداران جدید احساس می‌کنند که بازی در حال تمام شدن است. بنابراین افراد با سود زیادی از بازار خارج می‌شوند و تازه واردها را با کوین‌های بیش از حد ارزش‌گذاری شده و یک حباب قیمتی تنها می‌گذارند.

ترید بیش از حد

تازه واردان در دنیای ارز دیجیتال احساس می‌کنند همیشه باید در حال معامله گری باشد تجارت ارز دیجیتال به معنای خرید و فروش دائم دارایی ها نیست و به عنوان یک تریدر موفق گاهی لازم است که هیچ اقدامی برای خرید و فروش انجام شود و منتظر هزینه قابل اعتماد برای ورود به معامله بود. بنابراین باید به این باور رسید که نیاز نیست دائماً در حال خرید و فروش باشیم. گاهی با صبور بودن و منفعل بودن در بازار می‌توان از سرمایه محافظت کرد و آمادگی لازم برای سرمایه‌گذاری در یک موقعیت مناسب را داشت.

بحث‌های اینترنتی، فومو و نداشتن استراتژی مدیریت ریسک منجر به ترید بیش از حد می‌شود. ترید بیش از حد دارایی را ذره ذره می‌بلعد.

خرید ارزان ترین کوین‌ها

تریدرهای تازه‌وارد به سرمایه در گردش و حجم بازار یک کوین توجه می‌کنند. یکی دیگر از اشتباهات رایج این افراد، خرید ارزان‌ترین کوین‌ها یا توکن‌هایی است که در سایت کوین ‌مارکت ‌کپ وجود دارند. تازه کارها بر این باورند که بیت کوین نیز زمانی قیمت یک پنی داشته است و به مرور زمان ارزش هزار دلاری بدست آورده است، پس با خرید بیت کوین ارزان نیز می‌توان به سود زیادی رسید. این یک اشتباه بزرگ است.

داشتن یک نسخه فیزیکی از اطلاعات مهم

منظور از نسخه فیزیکی، داشتن یک نسخه چاپ شده از اطلاعات مهم، آدرس‌ها و کلیدها است. این نسخه چاپی باید در محلی امن به دور از هر گونه آسیب احتمالی نگهداری شود. افراد تازه کار معمولاً بدون گرفتن یک رونوشت چاپ شده، نسخه ورد را در کامپیوتر و یا کارت حافظه نگهداری می‌کنند. در صورت نقص فنی کامپیوتر یا آسیب دیدن هارد و کارت حافظه دسترسی به این اطلاعات امکان پذیر نیست. بنابراین برای حفظ امنیت بالا نگهداری از اطلاعات مهم به صورت دیجیتالی و فیزیکی ضروری است.

تحلیل کردن وقایع و شرایط بازار

افراد تازه کار در حوزه ارز دیجیتال ممکن است تحت تأثیر اخبار اینترنت یا اطلاع از افراد در مرود سود دهی بازار ارز دیجیتال شایعات و اطلاعاتی را شنیده باشند. اما این بازار نیز مشابه سایر بازارهای مالی دچار ضرر و رکود نیز می‌شود. این افراد تحت تأثیر پیشنهادات و نظرات سایر افراد در سایت های اینترنتی، شبکه‌های اجتماعی مثل تلگرام تصمیم خرید یا فروش ارز دیجیتال را می‌گیرند. اما ممکن است توصیه‌های دیگران حتی افراد مشهور صرفا جهت بازارگرمی باشد. در بازار ارز دیجیتال به دلیل وجود نداشتن پشتیبانی و غیرمتمرکز بودن آن با یک اشتباه امکان افتادن در دام کلاهبردارن و از دست دادن تمام ارز دیجیتال وجود دارد. گاهاً با دادن وعده سود بیشتر یا واریز مقدار مشخصی ارز دیجیتال به کیف پول حساب‌های جعلی ایجاد می‌کنند و حساب افراد مشهور را هک می‌کنند، و یا با ایجاد یک وب سایت جعلی به اطلاعات کاربران دسترسی پیدا می‌کنند. بنابراین هر فرد شخصاً باید راجع به پروژه ها و طرح‌های تحقیق کند، وایت پیپیرها را مطالعه کند تا بتواند برای برطرف کردن شک و تردید و جلوگیری از ضرر و زیان هنگفت با بازار ارز ارتباط برقرار کند.

تنوع بخشیدن به سبد خود

اگر به دنبال کاهش ریسک و به حداکثر رساندن سود هستید، پس گسترش سرمایه گذاری خود در کریپتوهای مختلف (و سایر انواع سرمایه گذاری) ایده اشتباهات رایج معامله گری خوبی است. این بسیار موثرتر از سرمایه گذاری فقط روی یک سکه است، زیرا احتمال اینکه همه ارزهای دیجیتال به طور همزمان سقوط کنند، کمتر است. شما می توانید استراتژی ای را ایجاد کنید که متناسب با سبک معاملاتی، تحمل ریسک و اهداف شما باشد.

به طور کلی، داشتن ترکیبی از بزرگترین و پایدارترین رمزارزها به همراه برخی ارزهای دیجیتال با اندازه متوسط ​​تا کوچک (بر اساس ارزش بازار ) توصیه می شود.

موفق باشید!

و این فهرستی از اشتباهات رایج تازه کارها در بازار ارز دیجیتال است، امیدواریم این نوشته از تیم دارا برایتان مفید بوده باشد.

اگر تازه وارد دنیای کریپتو هستید و به دنبال یک پلتفرم رمزنگاری با کارمزد کم، پشتیبانی عالی برای مشتریان و رابط کاربری آسان هستید، این فهرست را کامل بررسی کنید که راهی ایمن و ساده را برای شما فراهم می کند.

برای آشنایی بیشتر با دارا، به طور خلاصه می توان گفت که پلتفرم ماینینگ دارا اولین ارائه دهنده خدمات استخراج بیت کوین است.

۱۰ اشتباه رایج در تصمیم گیری و نحوه اجتناب از آنها

گروه ارشد مدیریتی در سازمانی تثبیت‌یافته تصمیم گرفتند که مکان سازمان را تغییر دهند. آنها بدون آنکه با ذی‌نفعان مهم داخل شرکت مشورت کنند، دفتر جدیدی را در سمت دیگر شهر که معتقد بودند با نیازهای سازمان سازگاری بیشتری دارد یافتند و حتی قولنامه هم نوشتند. اما آن‌طور که باید، توجهی به این قضیه که آیا این نقل مکان برای کارمندان مناسب است یا نه، نکردند و تازه بعد از اینکه تصمیم نهایی شد و اقدامات لازم انجام شد مشخص شد که برای کارمندان مشکل ساز است!

این شرکت سال‌های سال در مکان فعلی بوده است، بیشتر پرسنل آن از همین اطراف هستند و مسیر کوتاهی تا محل کار طی می‌کنند. از آنجا که محل جدید شرکت بسیار دور است و وسائل حمل‌ونقل عمومی مناسبی هم به آن مسیر وجود ندارند، خیلی از افراد تصمیم می‌گیرند تا شغل‌شان را در این شرکت رها کنند. این مسئله اختلال فراوانی در اشتباهات رایج معامله گری کار ایجاد می‌کند و بهره‌وری و روحیه‌ی سایرین را هم به شدت کاهش می‌دهد.

این مثال نشان می‌دهد که چشم‌پوشی از یک عنصر در تصمیمات مهم، می‌تواند پیامدهای هنگفتی برای کسب‌وکار داشته باشد. در این مقاله نگاهی به ۱۰ اشتباه رایج در تصمیم‌گیری می‌اندازیم و نکات و ابزارهایی را نیز برای بهبود توانایی‌های شما ارائه می‌کنیم.

اشتباه ۱: به تعویق انداختن

وقتی تصمیمی که در ذهن دارید را مدام عقب می‌اندازید و به کارهای دیگری که اهمیت کمتری دارند می‌پردازید، یا خودتان را مشغول حواس‌پرتی‌هایی همچون درست کردن چای و قهوه می‌کنید، احتمالا در حال به تعویق انداختن هستید. به تأخیر انداختن تصمیم‌گیری، می‌تواند شرایط را بدتر کند و با پنهان کردن سر زیر برف هم چیزی حل نخواهد شد!

یک استراتژی این است که فرصت کوتاهی به خودتان بدهید تا روی مشکل‌تان کار کنید. کسانی که کارها را پشت گوش می‌اندازند، اغلب نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند، و تصمیمات را خسته‌کننده می‌دانند، اما تقسیم آنها به بلوک‌های زمانیِ قابل مدیریت، فشاری را که برای «انجام همه‌ی کارها» روی شماست، کاهش می‌دهد. تکنیک پومودورو، روش آسانی برای کمک به تمرکز روی وظیفه و بازدهی بیشتر است.

اشتباه ۲: باور «یا بساز یا خراب کن»

می‌توانید تصمیم مهمی در گذشته را به خاطر بیاورید که در آن حس می‌کردید دنیا روی شانه‌های شما سنگینی می‌کند و ممکن است یک انتخاب اشتباه، همه چیز را بسازد یا خراب کند؟

همه‌ی ما چنین تجربه‌ای داشته‌ایم، خواه آن تصمیم، پذیرفتن شغلی جدید، تولید محصولی جدید یا خرید خانه‌ای جدید باشد. اگر چه در آن زمان این بزرگترین تصمیم عمرتان به نظر می‌رسید، اما از خودتان بپرسید اکنون چه احساسی نسبت به آن دارید. با بازسازیِ نگاه‌مان به تصمیمات، می‌توانیم چشم‌اندازهایی جدید درباره‌ی انتخاب‌هایی که باید انجام دهیم، به‌ دست آوریم.

یک رویکرد، فکر کردن درباره‌ی بدترین اتفاقی است که اگر انتخاب «اشتباهی» داشته باشید، ممکن است روی دهد. به خصوص در مواقعی که پای زندگی انسان‌ها یا مقادیر هنگفتی پول در میان است، برای مثال، یک تصمیم ضعیف که می‌تواند منجر به فاجعه‌ شود. در این سناریوها، باید ریسک‌ها و عواقب احتمالی را با دقت فراوانی بررسی کنید. اما در موقعیت‌های بسیاری، بدترین اتفاق ممکن، واقعا به آن بدی که فکر می‌کنید نیست، و حتی اگر معلوم شود که تصمیم بدی گرفته‌اید، به احتمال زیاد در این مسیر درس‌های ارزشمندی هم آموخته‌اید.

اشتباه ۳: سیستماتیک نبودن

زمانی که نیاز به اخذ تصمیمی مهم، همچون انتخاب بین تولید محصول جدید یا توسعه‌ی محصول فعلی، دارید؛ آیا بر اساس «حس درونی» پیش می‌روید، یا امکان‌پذیریِ هر گزینه را به روشی علمی و محاسباتی بررسی می‌کنید؟

تصمیم‌گیری می‌تواند هیجان‌انگیز و پرتنش باشد، بنابراین برای برخورد بی‌طرفانه با این احساسات، باید از رویکردی ساختاری استفاده کنید. فرایندی منطقی و منظم می‌تواند کمک کند تا همه‌ی عناصر مهمی را که برای نتیجه‌ی موفقیت‌آمیز نیاز دارید، مورد توجه قرار دهید و احتمال نادیده گرفتنِ عوامل مهم را کاهش دهید.

رویکرد تصمیم‌گیریِ هفت مرحله‌ای ما، به چگونگی ایجاد محیطی سازنده، بررسی وضعیت و ایجاد راه‌حل‌های خوب می‌پردازد و همچنین اطلاعاتی را در مورد چگونگی بررسی گزینه‌ها برای انتخاب گزینه‌ی درست، ارزیابی برنامه‌ها و نکات قابل توجه در حین اعلام تصمیم، در بر دارد.

اشتباه ۴: عدم توجه به دیدگاه‌های مختلف

بسیاری از ما تجربه‌ی تصمیم‌گیری عجولانه را داریم، به‌ویژه هنگامی که به اواخر مهلت خود نزدیک می‌شویم و تحت فشار هستیم. اما به جای آنکه تصمیمی فوری بگیرید، مطمئن شوید که طیفی از دیدگاه‌های مختلف را مورد توجه قرار داده‌اید.

پیش از آنکه بخواهید مسئله‌ی مهمی را حل کنید، از چک‌لیست CATWOE برای طوفان فکری درباره‌ی اشخاص و عناصر مختلفی که تحت تأثیر قرار می‌گیرند استفاده کنید تا دید کاملی از تصمیم‌تان به دست آورید. با نگاه از شش زاویه‌ی بسیار متفاوت (مشتریان، شرکت‌کنندگان، فرایند تبدیل، جهان‌بینی، مالک و محدودیت‌های محیطی) به این موقعیت، تصمیم‌گیری‌تان بسیار جامع‌تر خواهد شد.

وقتی مسئله‌ی خود را به خوبی مورد بررسی قرار دادید، ابزاری همچون ORAPAPA می‌تواند برای نگاه از زوایای مختلف کمک‌تان کند تا عواملی را که شاید در غیر این صورت توجهی به آنها نداشتید، شناسایی کنید.

اشتباه ۵: درگیر نکردن ذی‌نفعان

وقتی در حال اخذ تصمیم مهمی هستید که دیگران را هم تحت تأثیر خودش قرار می‌دهد، باید ذی‌نفعان مهم آن تصمیم را هم درگیر کنید. آنها بینش و اطلاعاتی ارائه می‌کنند که روی انتخاب‌های شما تأثیر خواهند گذاشت و کمک‌تان می‌کنند تا تصمیمات بهتری بگیرید. علاوه بر اینها، از آنجایی که اغلب برای اجرای تصمیمات‌تان باید روی آنها تکیه کنید، اعتماد آنها را هم به‌ دست خواهید آورد.

مطمئن شوید که این ذی‌نفعان عمده، در گروه تصمیم‌گیری حضور دارند تا تعهد آنها را نسبت به تصمیم خود را تقویت کنید. ایده‌هایشان را بپرسید و آنها را تشویق به تفکر خلاقانه کنید. ابزارهایی که در دوره آموزشی خلق ایده‌های خلاقانه ارائه شده‌اند، روش‌های فوق‌العاده‌ای برای ایجاد ایده‌های جدید هستند.

اشتباه ۶: دوری از تفکر گروهی و جهت‌گیری‌های روانی

اگر چه درگیر کردنِ دیگران در تصمیمات‌تان، به‌ویژه کسانی که تصمیم شما روی آنها هم تأثیر می‌گذارد بسیار مهم است، اما باید مراقب تفکر گروهی نیز باشید. تفکر گروهی زمانی رخ می‌دهد که تمایل به اجماع گروهی بر خواست معمول افراد برای ارائه‌ی راه‌حل، نقد موقعیت یا بیان دیدگاهی خارج از نظر جمع، غلبه می‌کند.

تفکر گروهی، تصمیم‌گیری و حل مسئله‌ی مناسب را از مسیر منحرف می‌کند، زیرا این امکان وجود دارد که همه‌ی دیدگاه‌ها را به‌طور جامع مورد توجه قرار نداده باشید. برای اجتناب از این مسئله، باید فرایندی برای بررسی فرضیات اساسی نهفته در پسِ تصمیمات گروهی داشته باشید. برای مثال، نردبان استنتاج می‌تواند در شناسایی فرایند تفکری که برای رسیدن به تصمیمات گروهی از آن استفاده کرده‌اید و اطمینان از درستی آنها، کمک‌تان کند.

جهت‌گیری‌های روانی فراوان دیگری هم هستند که در تصمیم‌گیری، مستعد آنها هستیم و ممکن است که باعث شوند تا اقدامی غیرمنطقی انجام دهیم. این جهت‌گیری‌ها عبارتند از تمایل به رسیدن سریع به نتیجه (لنگر انداختن)، انتظار تأثیر رویدادهای گذشته روی آینده (مغالطه‌ی قمارباز) و سرزنش دیگران برای اشتباهات به جای نگاه بی‌طرفانه به موقعیت (خطای برچسب‌زدنِ بنیادی). برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی چگونگی اجتناب از این جهت‌گیری‌ها، به این مقاله مراجعه کنید.

اشتباه ۷: اعتماد به نفس بیش از حد

بسیاری از ما خودمان را دارای تفکری بی‌طرفانه و عادلانه می‌دانیم، و فکر می‌کنیم که همه‌ی اطلاعات لازم را برای رسیدن به نتیجه‌ای درست درباره‌ی مسئله‌ای خاص، در اختیار داریم. اما اگر بیش از اندازه به دانش خودتان اعتماد داشته باشید، ممکن است تصمیمات بدی بگیرید، به‌ویژه اگر سایرین هم شما را «متخصص» بدانند.

افراد معمولا شهرت تخصص و قضاوت درست را با مراقب و روش‌گرا بودن در تصمیم‌گیری‌هایشان به دست می‌آورند. اما اگر بیش از حد به خودشان مطمئن شوند و بیشتر به دنبال حس درونی خود باشند تا تحلیل موقعیت، ممکن است که این شهرت را از دست بدهند؛ اینجاست که بی‌توجهی، اشتباهات مکرر و غرور وارد تصمیم‌گیری می‌شوند.

اگر بیش از حد به دیدگاه‌های شخصِ خودتان اتکا کنید، ممکن است که دچار سوگیری تأییدی بیش از حد شوید. این جهت‌گیری زمانی اتفاق می‌افتد که به دنبال اطلاعاتی برای حمایت از باورهای کنونی‌تان می‌گردید و داده‌هایی را که بر خلاف تصورات خودتان هستند، رد می‌کنید. این شیوه می‌تواند شما را به سوی اخذ تصمیمات بد سوق دهد، چون همه‌ی اطلاعات مربوطه را مورد توجه قرار نمی‌دهید.

اگرچه «حرکت بر مبنای حس درونی» گاهی وقت‌ها کار درستی به نظر می‌رسد، اما باید مطمئن شوید که این احساس‌تان بر پایه‌ی اطلاعاتی بنا شده است که به‌طور سیستماتیک گردآوری کرده‌اید. برای بهبود قدرت تصمیم‌گیری خود، به منابعی توجه کنید که موقع تصمیم‌گیری معمولا از آنها استفاده می‌کنید، و با تمام قوا به دنبال منابع جدید بگردید.

اشتباه ۸: فکر نکردن به عواقب

گاهی اوقات ممکن است که تصمیمی به نظرمان دشوار برسد، زیرا نگران عواقب بلندمدت آن هستیم. اما بعضی‌ها فراموش می‌کنند که انتخاب‌هایشان می‌توانند چه تأثیراتی بر آینده بگذارند و در عوض فقط روی «اینجا و اکنون» تمرکز می‌کنند.

یک راه برای در نظر گرفتن همه‌ی گزینه‌ها و بررسی عواقب احتمالی، ایجاد درخت تصمیم است. ساخت درخت تصمیم، یعنی تأثیرات بالقوه‌ی تصمیم را به‌طور جامع بررسی کنید و ریسک‌ها و پاداش‌های بالقوه‌ی راه‌حل‌هایتان را طوری محاسبه کنید که تفسیر نتایج را آسان‌تر کند.

در ضمن می‌توانید تحلیل سناریویی اجرا کنید که تفکر درباره‌ی چگونگی تغییر شرایط در آینده را برای‌تان ساده کند. این کار به شما اجازه می‌دهد تا با توجه به نتایج احتمالی مختلف در آینده، تصمیم بگیرید و آنهایی را که احتمال وقوع‌شان بیشتر است یا تأثیر بیشتری روی تصمیم‌تان خواهند داشت، شناسایی کنید. با ایجاد برنامه‌ها و تصمیم‌ها بر پایه‌ی محتمل‌ترین سناریوها، می‌توانید مطمئن باشید که خوب هستند، حتی اگر شرایط تغییر کنند.

اشتباه ۹: عدم برقراری ارتباط مؤثر

شاید این مورد واضح به نظر برسد، اما هنگامی که تصمیمی گرفتید که دیگران را تحت تأثیر قرار می‌داد، باید درباره‌اش با آنها صحبت کنید. یکی از بدترین اشتباهاتی که افراد مرتکب می‌شوند، عدم صحبت درباره‌ی تصمیمات‌شان در زمان و به شیوه‌ی مناسب است، و این امر می‌تواند باعث ایجاد شایعاتی میان گروه یا حتی در سازمان شود.

به کسانی که تصمیم‌تان روی آنها تأثیر می‌گذارد توجه کنید. آنها به چه اطلاعاتی نیاز دارند و جذاب‌ترین و جالب‌ترین روش برای برقراری ارتباط با ایشان چیست؟ اگر قرار است این تصمیم تأثیر فوق‌العاده‌ای داشته باشد، یا اگر شما در بحران هستید، بهترین روش برای اینکه در این باره به دیگران اطلاع‌رسانی کنید، روش رودرروست.

برای کسانی که مستقیما تحت تأثیر تصمیم شما قرار نمی‌گیرند، ولی همچنان از پیامدهای آن منتفع می‌شوند، رویکرد متفاوتی را پیش بگیرید. برای این دسته از مخاطبان که گسترده‌تر هستند، می‌توانید خلاصه‌ای از تصمیم‌تان را مثلا در قالب ایمیل ارائه کنید. احتمالا آنها به جزئیات کمتری نسبت به ذی‌نفعان اصلی نیاز دارند، اما باز هم باید اطلاعات پیش‌زمینه‌ای به ایشان بدهید، مثلا اینکه چگونه به این تصمیم رسیدید و تصمیم شما چه تأثیری بر آنها می‌گذارد.

اشتباه ۱۰: سرسختانه ادامه دادن

هیچ کس دوست ندارد به تصمیمات اشتباهش اقرار کند، به‌ویژه وقتی برای مسیری که در آن گام برداشته‌اید، سرسختانه مبارزه کرده‌اید یا وقتی تغییر مسیر، پیامدهای سیاسی، عاطفی، اخلاقی یا مالی دارد. متأسفانه یکی از دام‌هایی که برخی از افراد در آن گرفتار می‌شوند، «تشدید» تعهدات است که به مراتب بیشتر از چیزی است که برای یک تصمیم‌گیرنده‌ی منطقی اتفاق می‌افتد .

اغلب، افراد این کار را به خاطر چسبیدن به دیدگاه بیش از حد خوش‌بینانه به آینده، انجام می‌دهند، آنها امیدوارند که تصمیم اولیه‌شان سرانجام درست از آب درآید. این اتفاق زمانی روی می‌دهد که آنها از پیش، حساب عاطفی فراوانی روی کار سختی که در مسیر پروژه انجام داده‌اند، باز کرده‌اند و شاید احساس می‌کنند که «جلوی ضرر را گرفتن» به معنای اقرار به این موضوع است که آنها در کارشان خوب نیستند.

وقتی به این فکر می‌کنید که آیا در اجرای تصمیم‌تان پیش بروید یا نه، باید بدانید که زمان و پولی که قبلا روی این پروژه صرف کرده‌اید، «هزینه‌های از بین‌رفته‌ای» هستند که دیگر باز نخواهند گشت، و اینکه باید آنها را پشت سر بگذارید تا بتوانید به مقصد تصمیم‌تان برسید. باید بی‌طرف بمانید و همه‌ی حقایقی را که در پیش رو دارید، مورد توجه قرار دهید و تلاش کنید تا احساسات خود را در این زمینه دخالت ندهید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا